مزایا و معایب کار در شبکه‌ها و ائتلاف‌ها

[ad_1]

طرح از گری واترز، آیکان

 یک ضرب المثل نیجریه‌ای می‌گوید، «اگر می‌خواهی تند راه بروی، تنها راه برو. اما اگر می‌خواهی مسیری طولانی را پیاده طی کنی، با دیگران همراه شو.» همکاری بین سازمانی و تشکیل ائتلاف و شبکه‌سازی به خصوص  برای انجام فعالیت‌های حمایت و ترویج‌گری یکی از مصداق‌های این ضرب‌المثل است. سازمان‌های مردم‌نهاد به صورت انفرادی و تنها قدرت کمتری برای تاثیرگذاری بر سیاست‌های عمومی و همچنین تغییر رفتار دارند و ائتلاف‌های سازمانی می‌توانند هم صدای آن‌ها را بهتر به گوش جامعه، سیاستگذاران و ذی‌نفعان برساند و هم دامنه و عمق فعالیت را گسترش دهد. اما همیشه تشکیل ائتلاف چاره‌ساز نیست. سازمان‌های مردم‌نهاد باید در ابتدا یک ارزیابی استراتژیک از برنامه خود، انتظاراتی که دارند و همچنین هزینه‌ها و فایده‌های ائتلاف انجام دهند و بعد تصمیم‌بگیرند که آیا به سراغ همکاری گروهی بروند یا نه.

کار در ائتلاف‌ها، اتحادها و شبکه‌ها هم مزایایی دارد و هم معایبی.

مزایایش این است که،

  • ✔ موجب همکاری سازمان‌ها و گروه‌هایی با مهارت‌ها و تجربه‌های گوناگون می‌شود.
  • ✔ به همکاری میان حامیان و اهداکنندگان مالی، مجریان و سیاستگذاران منجر می‌شود.
  • ✔ دوباره‌کاری صورت نمی‌گیرد چون فعالیت‌های سازمان‌ها هماهنگ شده است.
  • ✔ مشارکت میان طیف‌های گوناگون بر اعتبار و مشروعیت کارگروهی می‌افزاید.
  • ✔ مشارکت گروه‌های بیشتر به معنی داشتن «صدایی» رساتر و رسانه‌هایی متنوع‌تر است.
  • ✔ مشارکت افراد از حوزه‌های جغرافیایی گوناگون به حرکت شتاب می‌بخشد و بر افکار عمومی تاثیرگذار است.
  • ✔ همکاری باعث می‌شود که تقسیم کار و شراکت در منابع صورت گیرد.
  • ✔ اثرات هر واکنش منفی از جانب مسئولان و ذی‌نفعان در میان مشارکت‌کنندگان پراکنده و کم‌تاثیر می‌شود.

و معایبش این است که،

  • ✔ مستلزم صرف وقت و انرژی برای مدیریت فعالانه است.
  • ✔ روند دستیابی به هدف را شاید آهسته‌تر کند.
  • ✔ برنامه‌ریزی و توافق حتی در سطح یک مشارکت ساده ممکن است بسیار زمان‌بر باشد.
  • ✔ برای رسیدن به دیدگاهی مشترک و برنامه‌ای برای عمل شاید مجبور به مصالحه شوید.
  • ✔ بعضی شرکت‌کنندگان شاید بخواهند بیش از آن‌چه می‌بخشند دریافت کنند.
  • ✔ ممکن است که شهرت خاص سازمان شما کمرنگ شود.
  • ✔ بعضی از شرکت‌کنندگان شاید در پی این باشند که برای خود وجهه عمومی به دست آورند.

همان‌قدر که تشکیل ائتلاف‌ها مستلزم صرف وقت و توجه است، حفظ و نگهداری آن‌ها هم نیرو و منابع می‌خواهد. نباید تصور کنیم که وقتی یک همکاری‌ پایه‌ریزی می‌شود و شکل می‌گیرد دیگر کار تمام است. حفظ و نگهداری ائتلاف‌ها و شبکه‌ها نیازمند مدیریت فعالانه است. در زیر توصیه‌های ساده‌ای را برای اطمینان از تداوم همکاری بین سازمان‌ها و افزایش طول عمر ائتلاف ذکر کرده‌ایم:

مشارکت در شبکه ترویج‌گری را یک کار اضافی تلقی نکنید. اگر ترویج‌گری یکی از مسئولیت‌های شماست، به عهده گرفتن آن از طریق یک شبکه بخشی از کار شما خواهد بود. وجود شبکه‌ها مستلزم آن است که اعضای یک سازمان بخشی از وقت خود را صرف آن‌ شبکه‌ها کنند. سعی کنید در سازمان‌ خود در مورد زمانی که صرف کار شبکه‌ای می‌کنید و مسئولیت‌های که هر عضوی برای این کار دارد صحبت کنید.

سازمان خود را در جریان فعالیت‌های شبکه‌ای و پیشرفت کارتان قرار دهید. همکاران خود را تشویق به همکاری کنید و از آن‌ها بخواهید درباره پیش‌نویس بیانیه‌های کمپین، راهبردهای ترویج‌گری و موضوعات دیگر نظر بدهند. اگر چنین کنید در صورتی که در شبکه با تصمیم‌ها/فرآیندهای دشوار سیاسی روبه‌رو شوید سازمان شما از شما حمایت خواهد کرد. فراموش نکنید: این سازمان شماست که عضوی از اعضای شبکه است و نه شخص شما.

منتظر کار تمام و کمال نمانید. برای به عهده گرفتن فعالیت‌های ترویج‌گری منتظر نشوید تا تمام جنبه‌های یک کار شبکه‌ای و هدف و راهبرد ترویج‌گری را سروسامان دهید. به محض آن که زمینه‌های مشترک میان اعضا تا حدودی روشن شد، می‌توانید جلساتی اعم از خصوصی، جلسه با سیاستگذاران برای برقراری ارتباط و جمع‌آوری اطلاعات برگزار کنید؛ حتی اگر هنوز آمادگی آن را نداشته باشید که با مقامات بالا جلسات عمومی برگزار کنید. این دیدارها به شکل‌گیری هویت شبکه، یکی شدن اهداف، تعیین راهبرد ترویج‌گری و هماهنگی گروه کمک می‌کند. اگر پیش از اقدام و عمل بیش از حد منتظر شوید این خطر وجود دارد که شبکه به ویترینی برای سخن‌سرایی تبدیل شود. چنین وضعی تمایل اعضا به مشارکت فعالانه را از بین می‌برد.

از یک هماهنگ‌کننده شبکه استفاده کنید، حتی اگر به صورت پاره‌وقت و با حمایت مالی مشترک اعضا باشد. گزینه دیگر استفاده از عضوی از اعضای شبکه است، از چنین فردی بخواهید با سازمان خود صحبت کند تا زمان ویژه و اختیارات برای هماهنگ‌سازی در ضمن کار در اختیار او گذاشته شود. بدون وجود یک هماهنگ‌کننده، برای اعضا بسیار دشوار خواهد بود که در کنار مسئولیت‌های خود در سازمانشان، شبکه را هم حفظ کنند و به آن خدمات ارائه دهند.

  • ✔ وقتی می‌خواهید هماهنگ‌کننده تعیین کنید کسی را انتخاب کنید که از عهده رهبری و گره‌گشایی گروهی برآید نه این که فقط با مهارت‌های اداری آشنا باشد. یک هماهنگ‌کننده باید راه رسیدن به وفاق و هم‌زبانی را هموار کند و در صورتی که اختلاف عقیده‌ای پیش می‌آید او حکمیت کند. این کار مهارت‌‌های خاصی را می‌طلبد. زمانی که اجماع حاصل شد، او باید بتواند شبکه افراد را پشت سر خود متحد کند، بدون آن که بخواهد سلطه‌گری کند.
  • ✔ هماهنگ‌کننده ممکن است در بیرون از شبکه هم نماینده شبکه محسوب شود. هنگام انتخاب یا استخدام افراد مهارت‌هایی را در نظر بگیرید که برای این کار ضروری است.
  • ✔ وقتی هماهنگ‌کننده را انتخاب یا منصوب کردید و با او در مورد راهبرد ترویج‌گری شبکه به توافق رسیدید، اجرای سیاست‌های راهبردی را فقط به او واگذار نکنید.
  • ✔ او را تنها نگذارید. اطمینان حاصل کنید که در جلسات مذاکره و لابی‌گری یک یا دو نفر از دیگر اعضای شبکه او را همراهی کنند. در غیر این صورت سیاستگذاران شک خواهند کرد که شبکه شما واقعا یک شبکه باشد. گذشته از این، هماهنگ‌کننده باید فقط دیدگاه‌های مورد اجماع شبکه را نمایندگی کند. اگر سیاستگذاران موضوعاتی را مطرح کنند که در این دیدگاه نمی‌گنجد، بهتر است هر یک از سازمان‌ها خود پاسخگو باشند.

جایگاه خود را مشخص کنید. وقتی تحت لوای شبکه در جلسات لابی‌گری شرکت می‌کنید، به هنگام صحبت مشخص کنید که آیا از طرف سازمانی که شما را استخدام کرده است سخن می‌گویید و یا از طرف شبکه ترویج‌گری که سازمان شما عضوی از آن است. نظر دادن درباره موضوعی که شبکه در خصوص آن به دیدگاه واحدی نرسیده است ممکن است هم اعتبار همه شبکه را به شدت خدشه‌دار کند و هم به سازمان‌های عضو که چه بسا با شما هم‌نظر نباشند لطمه بزند.

وقتی مشکلی بروز می‌کند به آن توجه کنید. یک نشانه آشکار برای این که بدانیم شبکه‌ای یا ائتلافی دچار مشکل است، کاهش اعضای آن است. بعضی از اولین نشانه‌های هشداردهنده عبارتند از کم شدن اعضای شرکت‌کننده در جلسات، جلسات تکراری یا جلساتی که در آن‌ها صرفا اعلامیه‌ خوانده می‌شود و جنبه تشریفاتی دارند؛ عنادورزی بر سر قدرت و یا کشمکش میان اعضا؛ نبود شور و شوق در میان اعضا؛ و همچنین تحلیل رفتن غیرقابل قبول منابع سازمان پیشگام بر اثر تلاش‌هایی که برای تحکیم ائتلاف صورت گرفته است.
هماهنگ‌کننده‌ها و مدیران سازمان‌ها باید پیوسته مراقب علائم هشداردهنده باشند و با آگاهی از نگرانی‌های اعضا و اقدام کردن برای حل معضلات، پیوسته مشکلات را به حداقل برسانند. فرصت به دست آمده برای گفت‌وگو درباره آن‌چه موثر و آن‌چه ناموثر است برای هر کس که در ائتلاف سهیم است سودبخش است.

شبکه یا ائتلاف خود را نوسازی کنید. برای این کار می‌توانید از مشارکت در بین جلسات در گروه‌های برنامه‌ریزی کوچک یا کمیته‌های فرعی حمایت کنید. در مکانی جدید جلسه‌ای یک‌روزه برگزار کنید و درباره موضوع‌های چالشی یا هیجان‌انگیز صحبت کنید؛ برای گروه دوره آموزشی برگزار کنید؛ ترتیبی فراهم کنید تا سخنران‌هایی خارج از گروه به جلسات دعوت شوند و سخنرانی کنند یا تسهیلاتی فراهم کنید تا اعضا در کنفرانس‌ها شرکت کنند. مهم است که به شکلی فعال از تلاش‌ها و کمک‌های هر یک از اعضا قدردانی شود و نشان داده شود که به چنین تلاش‌هایی ارج گذاشته می‌شود. برگزاری دیدارهایی برای صرف ناهار در فاصله میان جلسات ائتلاف باعث می‌شود که شرکت‌کنندگان اصلی دور هم جمع شوند و فرصتی بیابند تا بهترین مشارکت خود را ارائه دهند و وزنه تاثیرگذاری خود را بالا ببرند. ائتلاف فقط برای تفریح و سرگرمی نیست، اما وقتی اعضا از همکاری با یکدیگر لذت ببرند، ائتلاف می‌تواند به شمار بیشتری از هدف‌هایش دست یابد.

موفقیت‌ها را ارج بگذارید و آن‌ها را با دیگران سهیم شوید تا روحیه افراد قوی شود و این احساس به وجود آید که ائتلاف در حل مشکل نقشی حیاتی داشته است. به دفعات اتفاق می‌افتد که ائتلاف‌ها به قدری دل‌مشغول مشکلات و گام‌های بعدی خود هستند که درنگ نمی‌کنند تا دستاوردهای خود را ببینند و قدر کار خود را بشناسند.

 

منبع: یاریکده  

نویسنده:هیلاری کولبی

[ad_2]

لینک منبع

پیام تسلیت سازمان عدالت و آزادی در پی درگذشت بانوی ریاضی‌دان ایرانی، مریم میرزاخانی

[ad_1]

سازمان عدالت و آزادی ایران اسلامی با صدور پیامی درگذشت بانوی ریاضی‌دان ایرانی، مریم میرزاخانی را تسلیت گفت. متن پیام به شرح زیرست:

بازگشت همه به سوی اوست

مرگ گاهی ریحان می‌چیند

ضایعه تابسوز درگذشت بانوی ایرانی، مرحوم مریم میرزاخانی اندوهی بزرگ برای جامعه ایرانی است.

ایشان نمونه برازنده زنِ ایرانی موفق بود که با تلاش فراوان توانست به جایگاه‌های علمی جهانی دست پیدا کند؛ روحش شاد.

بی‌شک، فقدان مریم میرزاخانی ضایعه‌ای جبران‌ناپذیر برای جامعه علمی به شمار می‌رود.

از شمار دو چشم یک تن کم

وز شمار خرد هزاران بیش

سازمان عدالت و آزادی ایران اسلامی این مصیبت بزرگ را به خانواده ایشان و ایرانیانِ دانش‌دوست تسلیت عرض می‌نماید.

 

سازمان عدالت و آزادی ایران اسلامی

۲۴ تیر ۱۳۹۶

[ad_2]

لینک منبع

راه‌اندازی کمیسیون نظارت و شفاف‌سازی؛ بازسازی رابطه مدیران شهری و شهروندان برپایه حکمرانی خوب | مهدی مقدری

[ad_1]

درباره‌ی نویسنده

مهدی مقدری، دبیرکل سازمان عدالت و آزادی، پژوهشگر حوزه حکمرانی خوب و منتخب شورای شهر اصفهان است. ایشان نویسنده کتاب “حکمرانی خوب؛ توسعه، دموکراسی و جهانی‌شدن” می‌باشد. از وی مقالات متعددی در این حوزه در سمینارهای پژوهشی و نشریات کشور پذیرفته شده است. این مقاله تحقیقی در دنیای اقتصاد روز ۲۰ تیر ۹۶ منتشر گردید.

 

شفاف‌سازی به آگاهی‌یافتن و دستیابی عموم شهروندان به اطلاعات مورد نیازشان گفته می‌شود. در یک حکمرانی خوب هر شهروندی می‌تواند به ‌راحتی از اطلاعات اقتصادی، مالی، تجاری و حتی سیاسی به‌صورت دقیق و به ‌موقع اطلاع کسب کند. برای مثال، در قانون اساسی سوئد قید شده است که ” برای تامین نبادل آزادانه افکار و اطلاعات همه جانبه، هر شهروند سوئدی حق دارد کلیه اسناد و مدارک رسمی را مورد مطالعه قرار دهد”. بنابراین، عموم مردم و وسائل ارتباط همگانی حق دارند بر فعالیت‌های قدرت حاکمه و ادارات وابسته به آن نظارت کنند و اسناد مربوط به آن را مورد بازبینی قرار دهند. مردم حق دارند بدانند که سیاستمداران و ادارات دولتی از سرمایه و اعتمادی که رای‌دهندگان در اختیار آنان قرار داده‌اند چگونه استفاده می‌کنند. مردم سوئد می‌توانند از سیاستمداران در مورد چگونگی مصرف پول‌های مالیات توضیح بخواهند. علنی بودن اسناد و اطلاعات به مردم امکان می‌دهد که با نظارت خود بر عملکرد نظام سیاسی و دولت، ضامن اجرای درست قوانین و شاهد انجام وظیفه مجریان قانون باشند. در این صورت هرگونه انحراف از قانون و سهل‌انگاری از سوی دولت و نهادهای وابسته به آن به سرعت آشکار شده و از نتایج زیانبار آن جلوگیری می‌شود[۱].

شفاف‌سازی، جریان آزاد اطلاعات را در یک کشور سازمان بخشیده و روند دموکراتیکی در جامعه ایجاد می‌کند. در یک نظام باز سیاسی، دموکراسی دسترسی مستقیم به اطلاعات و نهادهای مرتبط با آن را میسر می‌سازد. شفاف‌سازی عرصه عمومی و فضای جامعه را در معرض نظارت و دید همگانی قرار می دهد. عدم شفافیت دولت‌ها نه ‌تنها ظلم به شهروندان است، بلکه می‌تواند یکی از علل پیشرفت فساد و گسترش آن در ساختار حکومتی باشد[۲]. از این منظر، الگوی حکمرانی خوب به تعبیر بسیاری مترادفِ جنگ علیه فساد تعریف شده است. برای مثال، شاخص‌هایی که بانک جهانی و دیگر سازمان‌های بین‌المللی تنظیم کرده‌اند، بر ظرفیت دولت‌ها برای سرکوب فساد یا شکل‌های دیگر حاکمیتِ خلاف قاعده تمرکز دارد. از این رو، برای محدود کردن فساد بر پاسخ‌گویی و شفافیتِ بخش دولتی تاکید زیادی شده است[۳]. شفاف‌سازی، فساد را محدود کرده و گرایش به سمت سیستم‌های محدود و بسته را فروکاسته، و رفتارهای باز و روشن را در سازوکار فعالیت‌های عرصه عمومی جایگزین نموده است. از این روست که شفاف‌سازی رکن اساسی و بنیادین حکمرانی خوب به شمار می رود[۴]. امروزه، قصور نهادهای شهری و مدیریت فاسد منابع عمومی، توانایی شهر برای تضمین حقوق بشر، از جمله حق به سلامت، مسکن مناسب، حق به غذا و کیفیت آموزشی را به مخاطره می‌افکند[۵].

چهارچوبی برای یک پیشنهاد: کمیسیون‌های نظارت و شفاف‌سازی

در دنیای معاصر، یکی از راه‌های مقابله با فساد و بهبود شفافیت در فرآیندهای حکمرانی خوب عبارت است از ایجاد اصلاحات نهادی در سیستم‌ها، روش‌ها، فرآیندها، قوانین و تشکیلات[۶]. بسیاری از دولت‌ها و حکومت‌های محلی برای رسیدن به این منظور، اقدام به راه‌اندازی کمیسیون‌های نظارت و شفاف‌سازی کردند. کمیسیون‌های نظارت و شفافیت، نظارت بر عملیات و فعالیت‌های ارکان نهادهای شهری مانند امور مالی، خدمات عمومی، بهداشت، آموزش و غیره را برعهده دارد. این کمیسیون‌ها نقش مهمی را در گردآوری اطلاعات در مورد عملکرد بخش‌های موردی ایفا کرده و از طریق نظارت، احتمال سوءاستفاده مقامات اداری از جایگاه مدیریتی بررسی کرده و اطمینان حاصل می‌کنند که فساد صورت نگرفته است. علاوه‌براین، این نهادها اغلب متشکل از کارشناسان محلی، شهروندان و نمایندگان جامعه است که می‌توانند نقطه شروع مطلوبی برای ساده‌سازی رویه‌های اداری محسوب شوند. این کمیسیون‌ها می‌توانند در مورد ساده‌سازی رویه‌های اداری مشاوره ارائه کنند؛ چراکه، روش‌های اداریِ پیچیده اغلب فرصت‌هایی برای شکوفایی فساد فراهم می‌سازند. با استفاده از ظرفیت چنین نهادهایی، فساد به طور قابل ملاحظه‌ای کاهش یافته و شفافیت افزایش می‌یابد. تشکیل کمیسیون‌های نظارت و شفاف‌سازی به خودی خود نشان دهنده تعهد دولت محلی به پاسخگویی عمومی و اداره اجرایی شفاف شهر است.

در ساختار حکومت‌های محلی، شوراهای شهر باید یک کمیسیون نظارت و شفافیت راه‌اندازی کنند تا موارد ذکر شده را به عهده بگیرند. از جمله وظایف این کمیسیون‌ها عبارتنداز:

  • نظارت بر عملیات و فعالیت‌های ارکان و فعالیت‌های مدیریت شهری.
  • اطمینان‌سنجی از استفاده مناسب و کارآمد منابع؛ به نحوی که حداکثر منافع برای دستیابی به اهداف در نظر گرفته شود.
  • مشاوره، کمک و ارائه پیشنهادها به شورای شهر در مورد راه‌های مناسب برای اجرای مقررات شفاف‌سازی.
  • رسیدگی و تصمیم‌گیری درباره شکایت شهروندان در مورد اتهام عدم انطباق با مقررات شفاف‌سازی.
  • ارائه راه‌حل‌هایی به شورای شهر به منظور رفع شکایات احتمالی در آینده.
  • توسعه اهداف برای اطمینان از اجرای عملی و به موقع از مقررات شفاف‌سازی.
  • ارائه گزارش کتبی حداقل یک بار در سال به شورای شهر که در آن به بیان مشکلات عملی یا مرتبط با سیاست‌ها در قبال مقررات شفاف‌سازی بپردازد.
  • از زمانی‌که کمیسیون مناسب می‌بیند، گزارشات عمومی را منطبق با مقررات شفاف‌سازی تجزیه و تحلیل کرده و منتشر گردد.
  • مرور هرساله مقررات شفاف‌سازی و توصیه به شورای شهر برای به روزرسانی قوانین و تصمیم‌گیری برای وضع بهترین و کیفی‌ترین مقررات و شیوه‌نامه‌ها.

نکته قابل اهمیت اینجاست که همه اعضای کمیسیون شفافیت باید ضمن داشتن تجربه در این زمینه، علاقمند به اصل آزادی اطلاعات و دسترسی و مشارکت شهروندان در دولت محلی به آن باشند[۷]. آنچه را کارگزاران دولت و نهادهای وابسته به آن انجام می‌دهند نباید چیزی جز برای خدمت به مردم باشد؛ بنابراین همه اسنادی که در این ارتباط وجود دارد به همه شهروندان مربوط است[۸]. البته، اصل علنی بودن اسناد عمومی دارای برخی استثنائات در زمینه‌های امنیتی و حریم شخصی و غیره نیز است.

اعضای کمیسیون نظارت و شفاف‌سازی معمولاً بر اساس دو عامل مهم انتخاب می‌شوند:

  1. اهمیت تخصص اعضا؛ حداقل برخی از اعضا باید دارای تخصص مرتبط با موضوع باشند؛ مانند حقوق، وکالت، حسابرسی و غیره.
  2. اهمیت سابقه؛ اعضا ضمن آنکه باید بخشی از جامعه محلی باشند، همچنین باید در دستیابی به اهداف مورد نظر کمیسیون، ضمانت اجراهایی را قائل باشند.

چند اصل مهم

استقلال کمیسیون نظارت و شفاف‌سازی: این موضوع برای عملکرد کمیته بسیار مهم است. در حالی که کمیسیون‌های نظارت و شفاف‌سازی معمولاً در یک ساختار حکومتی محلی منصوب می‌شوند، اعضای آن نباید کارکنان قدرت باشند و باید به صورت مستقل نماینده بخشی از جامعه و نهادهای مستقل و بی‌طرف باشند. با این حال، مقامات محلی ممکن است در چنین نهادی حضور داشته باشند.

آشکار بودن فعالیت‌ها: ضمانت‌های شفافیت به عیان و آشکار بودن فعالیت‌ها برمی‌گردد؛ به‌نحوی‌که انتظارات مردم را برآورده کند. وقتی این اعتماد به طور جدّی مورد خدشه واقع شود، زندگی بسیاری از مردم ممکن است به دلیل بسته‌بودن ساختار سیاسی و اقتصادیِ فعالیت‌ها آسیب ببیند.

پاسخ‌گویی: که به معنای متعهدبودن افراد، سازمان‌ها و مراکز تصمیم‌گیری در قبال مسولیت‌ها و عملکردهای فردی‌شان است، اصلی تقویت‌کننده و تسهیل‌کننده برای توسعۀ پایدار می‌باشد. این اصل از آنجا که جلوی فعالیت نهادهای خودسر و قانون‌شکن را می‌گیرد و پاسخ‌گویی مقامات مسوول و شفاف‌سازی عملکرد مقامات را تقویت می‌سازد و اثربخشی ساختارهای نظام در راستای توسعۀ پایدار را رقم می‌زند.

در وضعیت فعلیِ کشورهایی که در آن‌ها ابزارهای اصلی شفاف‌سازی مثل روزنامه‌های مستقل، رسانه‌های دیداری و اینترنت با تهدیدهای جدّی مواجه هستند، حمایت گستردۀ شهروندان و نهادهای جامعۀ مدنی برای اصلاح این وضعیت را می‌طلبد. فقدان شفافیت حاکمان موجب بی‌اعتمادی اکثریت جامعه از روند توسعه‌ای که مقامات اجرایی و حکومتی از آن یاد می‌کنند خواهد شد و اثرات آن بر مشارکت‌های سیاسی اجتماعی مردم آشکار می‌گردد[۹].

 

پی‌نوشت‌ها:

[۱] نجات‌حسینی، محسن(۱۳۹۳)، مردم‌سالاری و رفاه اجتماعی در سوئد، تهران، نشر پانیذ، ص ۱۰۹٫

[۲] مقدری، مهدی(۱۳۹۵)، حکمرانی خوب:توسعه، دموکراسی و جهانی شدن، تهران، نشر جنگل، ص ۲۲٫

[۳] دوگراف. خیالت، واخنار. پیتر و فون مارفیک. پتریک (۱۳۹۴)، چشم‌اندازهای نظری فساد، ترجمه داود حسینی هاشم‌زاده و دیگران، تهران، آگاه، ص ۱۸۷٫

[۴] UN-HABITAT (2016), Tools to Support Transparency in Local Governance, Nairobi, March 2004, p 1.

[۵] کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد (۱۳۹۴)، مشق‌های حکمرانی خوب برای صیانت از حقوق بشر، ترجمه حسن اسدی زیدآبادی، تهران، نشر ناهید، ص ۱۳۸٫

[۶] نقیبی مفرد، حسام (۱۳۸۹)، حکمرانی مطلوب در پرتو جهانی شدن حقوق بشر، تهران، نشر شهر دانش، ص ۱۵۲٫

[۷]  Robert Moon, Geoff Kors, Ethics, Transparency and Governmental Reform, California, November 30, p 21.

[۸] نجات‌حسینی (۱۳۹۳)، ص ۱۱۰٫

[۹] مقدری(۱۳۹۵)، تهران، نشر جنگل، ص ۲۲٫

[ad_2]

لینک منبع

۱۰ شهر «پرنفوذ» در جهان؛ تازه‌ترین رنکینگ شهرهای اثرگذار جهان

[ad_1]

 «شهرهای اثرگذار» براساس ۲۷ شاخص طبقه‌بندی‌شده در ۵ گروه، شناسایی می‌شوند که ۱۰ شهر اول جهان در این رتبه‌بندی، جزو سکونتگاه‌های «ایده‌آل» برای کار و فعالیت و همچنین زندگی شاد و راحت با کمترین آسیب‌های شهری، نسبت به سایر مناطق شهری محسوب خواهند شد.

تازه‌ترین رنکینگ شهرهای اثرگذار جهان که برای سال ۲۰۱۷ انجام شده، حاکی است: نیویورک، لندن، پاریس، توکیو، هنگ‌کنگ، سنگاپور، شیکاگو، لس‌آنجلس، پکن و واشنگتن، به ترتیب به عنوان پرنفوذ‌ترین شهرهای جهان معرفی شده‌اند و جایگاه تهران، نسبت به سال ۲۰۱۶ با ۵ پله سقوط، در ردیف ۹۸ قرار گرفته است.

شاخص‌های معرف شهرهای پرنفوذ، به نوعی قدرت اثرگذاری شهرهای بزرگ در «بهبود فضای کسب‌وکار شرکت‌ها برای دستیابی به رشد اقتصادی»، «ارتقای سطح سواد و تحصیلات شهروندان و جذب شهروند خارجی»، «سرعت دسترسی ساکنان شهر به اخبار و اطلاعات»، «افزایش کیفیت و کمیت خدمات شهری به‌خصوص تفریحی و رفاهی» و همچنین «فعالیت‌های اجتماعی و دیپلماتیک در شهر» را مورد سنجش قرار می‌دهد به‌طوری‌که کلان‌شهرهای کسب‌کننده بیشترین امتیاز، پرنفوذترین شهرهای جهان شناخته می‌شوند.

جزئیات این شاخص‌ها نشان می‌دهد، شهرهای اثرگذار، عمدتا دارای «دولت‌های محلی مسلط به حکمرانی خوب شهری» هستند که توانسته‌اند وضعیت هر نوع خدمات و مولفه‌های مرتبط با شهر از نظام آموزش و فعالیت‌های فرهنگی تا خدمات زیرساختی شهر و مولفه‌های زیست‌محیطی و کیفیت تردد در شهر را تا بالاترین سطح ممکن بهبود ببخشند.

برای این منظور، مدیریت یکپارچه شهری و شکل‌گیری حکومت‌ محلی از طریق انتقال بخشی از مسوولیت‌های دولت مرکزی به شهرداری‌ها و شوراهای شهر لازم است.

قدرتمندترین شهرهای جهان از نگاه موسسه آمریکایی

شرکت بین‌المللی مشاوره مدیریت «ای تی کرنی» مستقر در آمریکا، ضمن رتبه‌بندی شهرهای اثرگذار در جهان براساس وضعیت حال حاضر شاخص‌های معرف، «چشم‌انداز ارتقای قدرت نفوذ و تاثیرگذاری» ۱۲۸ شهر مورد سنجش، تا اوایل سال ۲۰۱۸ میلادی را نیز بررسی کرده‌ و یک لیست جداگانه از تخمین رتبه نفوذ شهرها در پایان سال ۲۰۱۷ تهیه کرده است.

در این لیست نیز همچنان، جایگاه تهران نزولی برآورد شده است به‌طوری‌که پیش‌بینی شده رتبه تهران در شاخص‌های «شهر اثرگذار»، در بین ۱۲۸ شهر بزرگ جهان از ۹۸ به ۱۱۸ تا پایان ۲۰۱۷ تنزل کند.

همزمان با رنکینگ صورت گرفته شهرهای اثرگذار جهان از سوی این شرکت آمریکایی، یک موسسه ژاپنی مطالعات شهری نیز در اقدامی مشابه، شهرهای قدرتمند دنیا را رتبه‌بندی کرده است.

دو نهاد معتبر بین‌المللی در گزارش‌های جداگانه‌ اثرگذارترین و قدرتمندترین شهرهای‌ جهان را معرفی کردند. در این رابطه، شرکت آمریکایی مشاوره مدیریتی «ای ‌تی کرنی» بر اساس «شاخص شهرهای جهان» که از ۲۷ معیار در ۵ دسته‌بندی تشکیل شده است، اثرگذارترین شهرهای جهان را معرفی کرد. در این شاخص که برای سال‌های ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۷ ارائه شده است، شهرهای نیویورک، لندن و پاریس در رده‌های اول تا سوم فهرست سال ۲۰۱۷ که در آن ۱۲۸ شهر بزرگ جهانی بررسی شده‌اند، قرار دارند.

همچنین بر اساس فهرست «چشم‌انداز شهرهای جهان» این نهاد، پیش‌بینی شده که شهر سانفرانسیسکو که در رده ۲۳ فهرست «شاخص شهرهای جهانی» قرار گرفته، تا پایان سال جاری به اثرگذارترین شهر جهان تبدیل شود.

این شاخص از سال ۲۰۱۵ برای تهران نیز محاسبه شده است. بر این اساس تهران با تنزل رتبه نسبت به سال‌های گذشته در رده ۹۸ اثرگذارترین شهرهای جهان ایستاده است، رتبه‌ای که پیش‌بینی می‌شود تا پایان سال جاری به ۱۱۸ تنزل کند.

در گزارشی مشابه، «بنیاد یادبود موری» که موسسه‌ای برای طراحی و مطالعه استراتژی‌های شهری و مستقر در ژاپن است، قدرتمندترین شهرهای جهان را در سال ۲۰۱۶ معرفی کرد. این بنیاد از سال ۲۰۰۸ براساس «شاخص جهانی قدرت شهری» (GPCI)‌ فهرستی از قدرتمندترین شهرهای جهان را ارائه می‌کند.

بر اساس این فهرست در سال ۲۰۱۶ به ترتیب لندن، نیویورک و توکیو به عنوان قدرتمندترین شهرهای جهان معرفی شدند. «دنیای اقتصاد» با نگاه‌ به گزارش‌های معتبر جهانی به معرفی اثرگذارترین و قدرتمندترین شهرهای جهان می‌پردازد.

شرکت مشاوره مدیریتی «ای‌تی‌ کرنی» جدیدترین گزارش خود از اثرگذارترین شهرهای جهان را تحت عنوان «شهرهای جهانی ۲۰۱۷» منتشر کرد. در این گزارش دو فهرست جداگانه با عناوین «شاخص شهرهای جهانی» و «چشم‌انداز شهرهای جهانی» که در آنها ۱۲۸ شهر بزرگ جهانی مورد بررسی قرار گرفته‌اند، ارائه شده است.

بر این اساس در اندازه‌گیری «شاخص شهرهای جهان» از ۲۷ معیار که ۵ بعد کلی را پوشش می‌دهد استفاده شده است، ۵ بعدی که عبارت است از: فعالیت‌ کسب‌وکارها، سرمایه انسانی، تبادل اطلاعات، تجربه فرهنگی و فعالیت‌های سیاسی.

همچنین فهرست «چشم‌انداز شهرهای جهان»‌ بر اساس توانایی شهرها برای ایجاد تغییر در ۱۳ معیار در ۴ بعد کلی ارائه شده است، ۴ بعدی که عبارت است از: سلامت و تندرستی افراد، اقتصاد، نوآوری و حکمرانی محلی. «چشم‌انداز شهرهای جهان» دورنمایی از سیاست‌ها و اقتصاد شهری برای شکل‌دهی رقابت‌پذیری آینده شهرها ارائه می‌کند. در واقع «شاخص شهرهای جهان» عملکرد و «چشم‌انداز شهرهای جهان» استعداد بالقوه شهرها را مورد ارزیابی قرار می‌دهد.

در فهرست «شاخص شهرهای جهان» که اثرگذارترین شهرهای جهان را معرفی می‌کند، اسامی ۱۰ شهر برتر همچنان نسبت به سال گذشته بدون تغییر مانده است. بر این اساس، نیویورک که در فهرست سال گذشته در رده دوم قرار داشت، توانست جای لندن را در رده نخست فهرست امسال بگیرد. شهرهای لندن، پاریس، توکیو و هنگ‌کنگ در رده‌های دوم تا پنجم اثرگذارترین شهرهای جهان در سال ۲۰۱۷ ایستاده‌اند.

اما براساس رتبه‌بندی «چشم‌انداز شهرهای جهان»، شهر سانفرانسیسکو توانست با عملکرد فوق‌العاده خود جای نیویورک را در رده نخست بگیرد. در این فهرست رده‌های دوم تا پنجم به ترتیب به شهرهای نیویورک، پاریس، لندن و بوستون تعلق دارد.

تهران اما در سال ۲۰۱۵ برای اولین بار وارد این فهرست شد و توانست در سال ۲۰۱۶ در رتبه ۹۳ بایستد، در فهرست شاخص ۲۰۱۷ با تنزل ۵ رتبه‌ای در رده ۹۸ اثرگذارترین شهرهای جهان ایستاد. همچنین این شهر در فهرست «چشم‌انداز شهرهای جهان»، در رده ۱۱۸ قرار گرفت.

 

قدرتمندترین شهرهای جهان از نگاه موسسه ژاپنی

«بنیاد یادبود موری» که موسسه‌ای برای استراتژی‌های شهری است و در توکیو ژاپن مستقر است، به‌تازگی در گزارشی قدرتمندترین شهرهای جهان را معرفی کرد. در این گزارش که از سال ۲۰۰۸ منتشر می‌شود، ۴۲ مورد از مهم‌ترین شهرهای جهان انتخاب و قدرت آنها بر اساس ۷۰ معیار در ۶ دسته‌بندی مورد ارزیابی قرار گرفت.

۶ معیار کلی که این بنیاد در گزارش خود برای ارزیابی قدرت شهرها مدنظر قرار می‌دهد عبارت است از: اقتصاد، تحقیق و توسعه، تعاملات فرهنگی، قابلیت زندگی، محیط زیست و دسترسی. همچنین مدیران، محققان، هنرمندان، ناظران و ساکنان به‌عنوان ۵ بازیگر اصلی شهرها که فعالیت‌های شهری را راهبری می‌کنند و شکل می‌دهند، معرفی شده‌اند. بر اساس این رتبه‌بندی در سال ۲۰۱۶، لندن با امتیاز ۱۵۱۱در کل ۶ دسته‌بندی به عنوان قدرتمندترین شهر جهان معرفی شده است. همچنین نیویورک، توکیو، پاریس و سنگاپور در رده‌های اول تا پنجم قدرتمندترین شهرهای جهان قرار گرفته‌اند.

10 شهر «پرنفوذ» در جهان

[ad_2]

لینک منبع

شاخص‌ها؛ شناخت، انتخاب و پالایش آن‌ها

[ad_1]

شاخص‌ها عموما برای نشان‌ دادن تغییر ناشی از پیاده‌سازی و اجرای پروژه‌های مردم‌نهاد به کار می‌روند. شاخص‌ها را می‌توان در سطوح بسیار متنوعی قرار داد. انواع بسیار گوناگونی از شاخص‌ها وجود دارند که رایج‌ترین آن‌ها شاخص‌های کمی و کیفی هستند. بسته به موضوع و زمینه هر پروژه، شاخص‌ها را می‌توان به طرق مختلف تعیین و تصحیح کرد.

سازمان‌های مختلف برای شاخص تعریف‌های گوناگون دارند. اما به طور کلی می‌توان گفت که شاخص یک عامل یا متغیر کمی یا کیفی است که کمک می‌کند تا به نحو ساده و در عین‌حال قابل اطمینانی میزان موفقیت کار و یا پروژه‌مان را اندازه‌گیری کنیم.

باید دقت کنیم که «شاخص» را با «تغییر» اشتباه نگیریم. شاخص چیزی است که به ارزیابی تغییر کمک می‌کند، اما خودش آن تغییر خاص و مطلوب نیست.

شاخص‌ها علاوه بر اینکه برای سنجش تغییرات مورد نظر در پروژه یا برنامه‌ای به منظور ارزیابی خروجی، نتیجه یا تاثیرات آن‌ها تعریف می‌شوند، برای شناسایی تغییرات درون سازمانی و نیز تغییرات محیطی یا خارجی سازمان نیز مورد استفاده قرار می‌گیرند.

انواع مختلف شاخص‌ها

شاخص‌ها انواع گوناگونی دارند. یکی از تفاوت‌های اصلی مابین شاخص‌ها کمی یا کیفی بودن است.

  • ● شاخص‌های کمی به صورت ارقام، مانند واحدها، قیمت‌ها، نسبت‌ها، نرخ تغییرات یا ضرایب گزارش می‌شوند.
  • ● شاخص‌های کیفی به‌ صورت کلامی، در شکل جمله‌ها و بندهای مطالعات موردی و گزارش‌ها ارایه می‌شوند.

باید این نکته را در نظر داشت که نحوه بیان شاخص ماهیت کمی یا کیفی آن را تعیین نمی‌کند، بلکه این ویژگی در کاربرد شاخص در گزارش‌دهی مشخص می‌شود. اگر شاخص با بهره‌گیری از اعداد و ارقام گزارش شود، کمی است و اگر با کلمات گزارش شود کیفی خواهد بود. یکی از اشتباهات رایج این است که تصور می‌شود شاخص کیفی همیشه کیفیت تغییر را اندازه می‌گیرد؛ در حالی که اصلا اینطور نیست.

شاخص‌های کمی و کیفی هر یک دارای نقاط قوت و ضعف هستند و معمولا در پروژه یا برنامه هر دو نوع شاخص برای بررسی لازم است. برای مثال، مطالعه موردی (یا موردپژوهی) دقیق در مورد تغییرات در زندگی مردم مطلب زیادی را آشکار نمی‌کند، مگر این که در مورد تعداد افراد (یا آن بخشی از مردم) که مورد پژوهش بوده‌اند هم اطلاعاتی ارائه شده باشد. به همین ترتیب، گزارش در مورد تعداد افرادی که مشمول تاثیرات پروژه قرار گرفته‌اند به تنهایی کافی نیست و باید اطلاعاتی توصیفی تغییرات زندگی آن افراد را به تصویر کشیده باشد. رئوس برخی از تفاوت‌های موجود بین شاخص‌های کمی و کیفی در جدول زیر آمده است.

کمی                                                کیفی
نحوه بیاناعدادکلمات
پوششبیانگر اطلاعات مربوط به گستره و دامنه کار بیانگر اطلاعات دقیق درباره تغییرات اعمال شده در نقاط راهبردی
تحلیل تحلیل با بهره‌گیری از داده‌های آماری تحلیل از طریق خلاصه‌نویسی و جرح و تعدیل و رده‌بندی
محدودیت‌ها غالبا باید با رجوع به تحقیقات کیفی تفسیر شود اغلب محدود به تعداد کمی از افراد یا موقعیت‌هاست و بنابراین در خطر نامعتبر بودن قرار دارد

 

علاوه بر شاخص‌های کمی و کیفی، انواع دیگری از شاخص‌ها نیز وجود دارند که می‌توانند مفید باشند.

  • شاخص‌های مخلوط حاوی عنصری از هر دو نوع داده‌های کمی و کیفی هستند؛ مثلا: «تعداد و توصیف قوانین بازنگری‌شده در مورد حمایت از کودکان». از این شاخص‌ها می‌توان برای نشان دادن مقیاس و نیز عمق تغییر استفاده کرد. در مثال بالا، گزارش تعداد قوانین بازنگری‌شده بیانگر مقیاس تغییر است، اما توصیف هر مورد می‌تواند نشانگر طیف وسیعی از تغییرات گوناگون در قانونگذاری باشند که هر یک در اثر مداخله‌ها و فعالیت‌های ترویجی متفاوتی حاصل شده‌اند.
  • شاخص‌های امتیازدهی و رتبه‌بندی در زمره شاخص‌های کمی هستند. این شاخص‌ها گاهی به‌ طور مستقیم گردآوری می‌شوند، اما گاهی نیز ممکن است از داده‌های کیفی استنتاج گردند. نمونه آن امتیازدهی به میزان رضایت از چیزی بر اساس امتیاز یک تا ده است، یا رتبه‌بندی رضایت بر اساس دسته‌بندی‌های دیگر، مثلا: «بسیار راضی»، «راضی» و «ناراضی».
  • شاخص‌های بله یا خیر را می‌توان برای قید این که آیا اتفاقی رخ داده یا خیر مورد استفاده قرار داد. مثلا: «قانون جدید تا پیش از پایان سال ۱۳۹۸ شمسی به مورد اجرا در خواهد آمد.» (آری یا خیر؟)
  • تصویر همچون شاخص در برخی موارد استفاده می‌شود. تصاویر در کنار کلمات و اعداد می‌توانند حاوی اطلاعاتی باشند که شواهدی دال بر تغییر ارایه می‌کند. مثلا، عکس‌های قبل و بعد یک پروژه می‌توانند مقدار تغییر محیطی یک دهکده را نشان دهند.
  • شاخص‌های نیابتی که تغییر در پدیده یا فرآیند را به‌ طور غیرمستقیم اندازه‌گیری می‌کنند. به عبارت دیگر، شاخص نیابتی چیزی را مستقیما اندازه‌گیری نمی‌کند، بلکه از طریق پدیده‌ای دیگر تغییر را اندازه می‌گیرد. به عنوان مثال، میزان توزیع و استفاده از سرنگ‌های بهداشتی گاهی در قالب معیاری نیابتی برای سنجش کاهش نرخ ابتلا به ایدز استفاده می‌شود.
  • چارچوب همچون شاخص در جایی استفاده می‌شود که تغییرات حاصل از فعالیتی به‌ سهولت قابل پیش‌بینی نیستند. این نوع از شاخص قلمروی را تعریف می‌کند که انتظار می‌رود تغییر در آن رخ دهد؛ مثلا: «تغییر در سبک زندگی زنان پس از اجرای پروژه توانمندسازی زنان». معمولا این شاخص نباید برای اندازه‌گیری تغییر استفاده شود، بلکه باید «تصویری» از تغییر احتمالی را نشان دهد. شاخص‌های چارچوبی در سطح برنامه‌ غالبا متکی بر ثبت و خلاصه‌سازی شاخص‌های دقیق‌تری در کل پروژه هستند.

تعریف شاخص‌ها

روش رایج این است که شاخص‌ها را بر اساس معیار کمیت، کیفیت، زمان و مکان تعیین می‌شدند. مثلا فرض کنید که پروژه قصد دارد مرگ‌ومیر مادر و نوزاد را هنگام زایمان کاهش دهد، از چه طریق؟ از طریق تربیت ماما. حالا شاخص‌ها را بر اساس معیار کمیت، کیفیت، زمان و مکان می‌توان این‌طور نوشت:

  • کمیت: ۳۰۰ ماما
  • کیفیت: ۳۰۰ ماما که در روش‌های سنتی زایمان تعلیم دیده‌اند
  • زمان: ۳۰۰ ماما که تا پایان سال ۲۰۱۶ در روش‌های سنتی زایمان تعلیم دیده‌اند
  • مکان: ۳۰۰ ماما در جنوب اوگاندا که تا پایان سال ۲۰۱۶ در روش‌های سنتی زایمان تعلیم دیده‌اند

سازمان‌هایی که از شاخص‌ استفاده می‌کنند می‌توانند آن را با مبنا یا وضعیت موجود (baseline)، نقاط عطف حین اجرای پروژه (milestone) و نیز اهداف از پیش تعریف‌شده پروژه (target) نیز مقایسه کنند. اگر شاخص‌ها کمی باشند، در آن صورت وضعیت موجود، نقاط عطف کاری و اهداف هم شامل ارقام هستند. اگر کیفی باشند، موارد دیگر نیز توصیفی و متشکل از کلمات خواهند بود. جدول زیر چند مثال ساده را نشان می‌دهد.

شاخصمبنای موجود نقطه عطف اول نقطه عطف دومهدف نهایی
 درصد دختران ساکن در مناطق پروژه که در سال گذشته مورد خشونت قرار نگرفته‌اند٪۱۰٪۲۵۳۵٪٪۵۰
 تعداد کودکانی که سال اول تحصیلات ابتدایی را به پایان برده‌اند۰۶۰۰۸۰۰۱۲۰۰
 ظرفیت زنان سرپرست خانواری که در طول پروژه حمایت شدند تا کسب‌وکاری راه بیاندازند همسر توانایی ارایه طرح اشتغال مستقل را ندارد همسر قادر است با کمک بنگاه حامی طرح خود را ارایه دهد همسر قادر است طرح خود را به‌ طور مستقل ارایه دهد حداقل دو طرح از طرف بنگاه حامی با نظر مساعد دریافت شود
 سیاستی در مورد استفاده مشترک از چراگاه وجود دارد هیچ آیین‌نامه‌ای برای استفاده مشترک از چراگاه توسط بهره‌وران وجود ندارد مقامات محلی موافقت خود را برای بررسی مسئله و شرکت در جلسات اعلام کرده‌اند آیین‌نامه جدیدی پیشنهاد و برای بررسی بیشتر ارسال شده استآیین‌نامه استفاده مشترک از چراگاه با حمایت دولت محلی تصویب شد

 

از یک شاخص خوب انتظار می‌رود زمان و مکان را معین کند، در مورد این که گروه‌های هدف چه کسانی و در چه مکانی هستند کاملا روشن باشد، و ضمنا روشن کند که چارچوب زمانی برای ایجاد تغییر مطلوب چقدر است.

رابطه شاخص و ابزار

بعضی از شاخص‌ها را می‌توان با استفاده از روش‌های کاملا متنوع در جمع‌آوری و تحلیل داده‌ها گردآوری نمود. با وجود این برخی از شاخص‌ها تنها هنگامی معنا دارند که با ابزار یا روش‌های خاصی پیوند پیدا کنند که در گردآوری اطلاعات به‌ کار گرفته شده است. برای مثال، اگر یک نظر سنجی برای پرسیدن سوالی مانند «مشارکت خود در امور مدرسه را بالا، متوسط یا پایین می‌دانید؟» طراحی شده باشد، شاخص آن می‌تواند «تعداد و درصد دانش‌آموزان پاسخ‌دهنده که در امور مدرسه مشارکت بالایی دارند» باشد. بدون اینکه اول ابزار سنجش (در این‌جا نظرسنجی) را تهیه کنیم، این شاخص بی‌معنی خواهد بود.

در عین‌حال شاخص‌ها، به‌ خصوص شاخص‌های کمی، همیشه باید به زیربخش‌های مرتبط تفکیک شوند. این تفکیک سبب می‌شود که بتوانیم اطلاعات را برای نشان دادن تفاوت‌ها در تغییرات حاصل شده در گروه هدف از هم جدا کنیم. معیارهای معمول در تفکیک شامل جنسیت، سن، میزان تحصیلات، معلولیت، تمکن اقتصادی، محل اقامت و موارد دیگر است.

در جایی که بناست شاخص‌ها تفکیک شوند، اطلاعات مقایسه‌ای دیگر نظیر مبنا و وضعیت موجود، نقاط عطف حین اجرای پروژه و نیز اهداف از پیش تعریف‌شده نیز باید تفکیک شوند. به مثال زیر توجه کنید:

شاخصمبنای موجودهدف نهایی
درصد کودکان هدف که به اسهال دچار بوده‌اند، طی دو هفته اخیر در دهکده‌های اجرای برنامه؛ تفکیک شده بر اساس جنسیت
  • ٪۴۰
  • (٪۳۵ پسران)
  • (٪۴۵ دختران)
  • ٪۳۰
  • (٪۳۰ پسران)
  • (٪۳۰ دختران)

انتخاب و پالایش شاخص‌ها

برای ساختن یا انتخاب شاخص‌ها راه‌های بسیاری وجود دارد:

  • – شاخص را ممکن است خود مجریان پروژه یا برنامه پرورش دهند و بسازند.
  • – می‌توان از طریق بارش فکری با گروه وسیع‌تری از ذینفعان شاخص‌ها را انتخاب کرد.
  • – بسیاری از سازمان‌ها در مرحله‌ای از فرآیند کار تسهیلاتی فراهم می‌کنند تا بهره‌وران در انتخاب شاخص‌ها نقش داشته باشند. این شیوه یکی از جنبه‌های کلیدی نظارت و ارزیابی مشارکتی است.
  • – بعضی از سازمان‌ها لیست‌های چک‌کردنی یا فهرستی از شاخص‌های معمول دارند و شاخص‌ها را از آن انتخاب می‌کنند.
  • – بعضی از سازمان‌ها استفاده از شاخص‌های استاندارد برای برنامه‌های خاص یا بخش‌هایی از برنامه را الزامی می‌دانند، به‌خصوص اگر مایل باشند اطلاعات را تفکیک کنند.
  • – برخی از حامیان مالی از سازمان‌های دریافت‌کننده کمک‌هایشان می‌خواهند تا از شاخص‌های خاصی استفاده کنند.
  • – در برخی از حوزه‌ها مانند تندرستی، آب و بهداشت ممکن است شاخص‌هایی استفاده شود که در صنعت آن حوزه رایج است.

به‌ طور کلی هر چه ذی‌نفعان بیشتری در فرآیند دخیل باشند، حوزه اعمال نظر در تعیین شاخص‌ها بزرگ‌تر است. اما جنبه منفی قضیه آن است که فرآیند شناسایی، انتخاب و پالایش شاخص‌ها اغلب به زمان بیشتری نیاز خواهد داشت.

اغلب اوقات هر فرآیندی هم که مورد استفاده قرار گیرد، به طرح تعداد کثیری از شاخص‌های بالقوه منتهی می‌شود و معمولا شمار آن‌ها بیشتر از آن است که به‌ طور موثر استفاده شوند. بنابرین، هنگامی که گروهی از شاخص‌های ممکن شکل گرفتند، خوب است چند سوال بپرسیم تا معلوم شود چقدر واقع‌گرایانه هستند. گاهی پاسخ به این پرسش‌ها چه بسا باعث شود شاخص‌های بالقوه‌ای حذف شوند. این مسئله به محدود ساختن گزینه‌ها کمک می‌کند و نهایتا به شاخص‌هایی می‌رسد که واقع‌گراتر باشند. برخی از سوالات پیشنهادی را در جدول زیر ملاحظه می‌کنید.

 سوال‌هایی که هنگام پالایش شاخص‌ها باید پرسید
  • ● آیا اطلاعات لازم برای این شاخص را می توانید فراهم کنید؟ در این صورت اطلاعات را از کجا می‌آورید؟
  • ● احتمال صحت (اعتبار) این شاخص بالاست؟
  • ● به‌ دست آوردن این اطلاعات چقدر از نظر وقت کارمندان، وقت بهره‌وران و بودجه هزینه‌ دارد؟
  • ● در چه فواصل زمانی باید اطلاعات را جمع‌آوری کنید؟
  • ● آیا به اطلاعات مبنا نیاز دارید؟ در این صورت آن اطلاعات را از کجا پیدا می‌کنید؟
  • ● آیا کارکنان شما برای جمع‌آوری صادقانه و صحیح اطلاعات از توانایی (یا تمایل) لازم برخوردارند؟
  • ● این شاخص‌ها را تا چه حد می‌توانید به تلاش‌های خود نسبت دهید؟
  • ● آیا این شاخص چیزی را به شما می‌گوید که قبلا نمی‌دانستید؟
  • ● آیا به شما کمک می‌کند تا تصمیماتی بگیرید که در جهت بهبود عملکرد در آینده باشد؟
  • ● آیا به شما کمک می‌کند تا در قبال ذی‌نفعان گوناگون پاسخگو باشید؟
  • ● غیر از این‌ها چگونه به شما کمک می‌کند؟

 

هنگامی که شاخص‌ها انتخاب شدند آخرین گام عملیاتی کردن آن‌هاست. این کار با ارایه تعریفی روشن از هر شاخص و تعیین مسئول گردآوری اطلاعات و زمان و فواصل زمانی این کار و مشخص کردن ابزارها یا روش‌شناسی (متدولوژی) مورد استفاده انجام می‌شود.

باید توجه داشت که برخی شاخص‌ها ممکن است در طول اجرای پروژه پیدا و تعریف شوند و برخی دیگر ممکن است در این فاصله حذف یا اصلاح شوند. دلیل این است که روشن می‌شود شاخص تعیین شده برای اجرا یا بسیار دشوار است، یا گران، و یا به خاطر تغییراتی در وضعیت اجتماعی- اقتصادی حذف و اصلاح آن ناگزیر است؛ چنانکه ممکن است به صورتی که برنامه‌ریزی شده عمل نکند. سیستم یا رویکرد نظارت و ارزیابی جایی برای حذف و اضافه، و یا اصلاح گاه به گاه شاخص‌ها در نظر می‌گیرد.

[ad_2]

لینک منبع

کلان‌شهرها؛ تهدید یا فرصت توسعه؟

[ad_1]

حبیب‌الله طاهرخانی: نقش شهرها به‌صورت عام و کلان‌شهرها به‌صورت خاص در فرآیند توسعه همیشه محل مناقشه بوده است. واقعیت این است که دنیا در حال شهری شدن بیشتر است و مرتبا بر تعداد شهرها و کلان‌شهرها به‌خصوص در جهان در حال توسعه افزوده می‌شود. بدون شک امروزه کلان‌شهرها به‌عنوان گره‌گاه‌های اتصال به اقتصاد جهانی مطرح شده‌اند و تبادل دانش، سرمایه، تکنولوژی، هنر و فرهنگ از طریق این نقاط گرهی انجام می‌گیرد.

کلان‌شهرها به دلیل ایجاد صرفه‌های حاصل از مقیاس بخش عمده ارزش افزوده اقتصاد‌های ملی را به خود اختصاص می‌دهند ارتباط کلان‌شهرهای جهانی با یکدیگر به درجه‌ای است که بعضا با اقتصاد ملی خود چنین ارتباطی ندارند. برفرض ارتباط بین نیویورک با لندن و پاریس و توکیو و هنگ‌کنگ بیش از دالاس یا هوستون است. تحولات در توکیو اقتصاد نیویورک را بیشتر تکان می دهد تا دالاس یا هوستون. بشر امروز هیچ‌گزینه دیگری برای پاسخگویی به نیاز رو به تزاید اشتغال به غیر از اتکا به کلان‌شهرها ندارد. امروز بانکوک است که اقتصاد تایلند را، بمبئی اقتصاد هند را، سئول اقتصاد کره را و شانگهای اقتصاد چین را پیش می برد. امروزه کسانی از معایب و ضعف‌های کلان‌شهرنشینی و توسعه‌ شهرها می‌گویند که فاقد مدل مشخص توسعه‌اند. وگرنه کیست که نداند اقتصاد کشاورزی و حتی صنعتی پاسخگوی خیل جمعیت وارد شده به بازار کار نیست. نگاه ما به شهرنشینی و افزایش کلان‌شهرها از نوع نگاه انفعالی و شهر‌ستیزانه به واسطه دارا نبودن مدل اقتصادی مشخص برای استفاده از این ظرفیت است.

کلان‌شهرها در اقتصاد ما به دلیل فقدان مدل اقتصادی مشخص به تهدید توسعه بدل شده‌اند. این کلان‌شهرها به واسطه نوع اقتصاد حاکم بر کشور و اقتصاد رانتی ناشی از فروش نفت به جای ایفای نقش موتور محرک توسعه ملی به مراکز مصرف درآمدهای حاصل از نفت بدل شده‌اند. مساله اصلی اقتصاد ما که می‌تواند کلان‌شهرها را تبدیل به فرصت توسعه کند تعریف خودمان در اقتصاد و تقسیم کار جهانی است. امکان دادن به توسعه فرصت‌های کسب و کار در کلان‌شهرها به خصوص در حوزه صنایع و خدمات خلاق و فراهم کردن ورود سرمایه‌های خارجی می‌تواند کلان‌شهرها را به جایگاه واقعی خود در اقتصاد بازگرداند. به نظر می‌رسد مدیریت کلان‌شهرها در آستانه شکل‌گیری و آغاز به کار شوراهای پنجم نیازمند خانه تکانی اساسی در نوع نگاه و مسوولیت‌هایشان نسبت به اداره شهر هستند. آنها باید از پیله سنتی ارائه‌دهندگان خدمات شهری درآیند و بسترساز توسعه اقتصاد شهری و ملی باشند. کلان‌شهرهای ایران برای وارد شدن به فرآیند توسعه در شرایط پسابرجام باید رویکردهای زیر را در اولویت قرار دهند:

-اهمیت دادن به بخش خصوصی و سرمایه‌گذاری آن

-طراحی ابزارهای مبتکرانه تامین مالی توسعه شهری

-یکپارچه‌سازی برنامه‌های توسعه اقتصادی شهر با برنامه‌های توسعه

(EDS کالبدی و فضایی) ضرورت تهیه استراتژی توسعه اقتصادی شهر

-مقررات‌زدایی و اعمال ضوابط و مقررات تسهیل کسب و کار در شهر

-بسترسازی برای فعالیت موسسات و نهادهای مالی و اعتباری داخلی و بین‌‌المللی

-حمایت از توسعه اقتصاد دانش‌بنیان در قالب قطب‌های رشد و پارک‌های علم و فناوری و صنایع و خدمات خلاق.

[ad_2]

لینک منبع

جایگزین بزرگراه‌ در ابرشهرها؛ گزارشی درباره ۵ پاتک شهرهای بزرگ دنیا به مزاحمت حرکت

[ad_1]

ابرشهرهای مختلف جهان با الگوبرداری از تغییراتی که یک دهه پیش با پذیرش «اثر معکوس بزرگراه‌سازی درون شهری»، در دستور کار شهرداران چند شهر پیشرفته قرار گرفت، در حال حاضر یکی پس از دیگری، شاهد اجرای طرح نجات شهروندان از «مزاحم حرکت» در شهر هستند.

 

بررسی‌های «دنیای اقتصاد» از میزان توجه حکومت‌های محلی به «بازخوردهای منفی از شهرهای خودرومحور» نشان می‌دهد: رفع دو چالش «حرکت در شهر» و «کیفیت زندگی در شهر» با یک اصلاح اساسی در محتوای سیاست‌‌ منسوخ توسعه شهر برای خودروها، به اقدام شاخص مدیریت شهری در عمده ابرشهرها تبدیل شده است. ماموریت اصلی، «احیای شهرهای پیاده‌محور» و توقف کامل ساخت «بزرگراه» به‌عنوان مزاحم حرکت روان شهروندان، است به‌طوری که در شهرهای بزرگ کشورهایی همچون آمریکا، کانادا، کره و برزیل، «پیاده‌رو»ها جایگزین بزرگراه‌ها شده‌اند.

 

تا اوایل قرن بیست و یکم، تصور می‌شد ساخت بزرگراه‌های درون شهری، جابه‌جایی در شهرها را تسهیل می‌کند و هزینه‌های نجومی این قبیل پروژه‌های عمرانی، به نفع شهر و شهروندان تمام می‌شود اما قفل ترافیکی در بزرگراه‌ها و سرایت آن به سایر شریان‌های حرکت خودرو در شهر، در نهایت، این معابر را به مزاحمان قطعی حرکت شهروندان تبدیل کرد. طرح تبدیل شهرهای خودرومحور به شهرهای پیاده‌محور، مطابق پژوهش‌های یک شهرساز آمریکایی، از مسیرهایی همچون «افزایش هزینه و ریسک سفر با خودروی شخصی در کوتاه‌مدت» و «تقویت شبکه ترکیبی حمل و نقل عمومی و پیاده»، اجرا شده است. در این طرح، با دوربرگردان حکومت‌های محلی برای دسترسی به شهر پیاده‌محور، در عمل، «کلان‌شهرهای ضدانسان»، با اقداماتی در جهت مهار تقاضای سفر با وسایل نقلیه شخصی، به تدریج، به «شهرهای دشمن خودرو» تغییر چهره پیدا می‌کنند. مهم‌ترین دستاورد این تغییر، بازگشت «آسایش و تسهیل حرکت» به شهرهای بزرگ است.

 

این طرح با ۵ پاتک به «مزاحم حرکت در شهر» قابل تحقق است که به ترتیب شامل، «اخذ عوارض ازدحام در بزرگراه‌های پرتردد»، «تبدیل تدریجی برخی بزرگراه‌ها به کوچک‌راه‌ها از طریق کاهش عرض معابر حرکت خودرو به نفع ساخت پیاده‌رو»، «کاهش مساحت پهنه‌های با کاربری انبوه مسکونی و تجاری به فضاهای باز برای پیاده‌روی و دوچرخه‌سواری»، «مناسب‌سازی فصلی پیاده‌راه و چشم‌نواز کردن نمای اطراف مسیرهای حرکت پیاده» و همچنین «ایجاد شبکه ترکیبی مترو-پیاده‌راه» می‌شود. در تهران به‌رغم بروز علائم روشن از شیوه غلط «توسعه بزرگراه‌ها به جای حمل‌ونقل عمومی»، شهر کماکان در خدمت خودروها قرار دارد.

 

در تهران متوسط سرعت حرکت خودرو از ۲۷ کیلومتر در اوایل دهه ۹۰ به ۲۵ کیلومتر در حال حاضر کاهش یافته در حالی‌که صدها کیلومتر مسیر تردد خودرو به شهر اضافه شده است.

 

پیش‌ به‌سوی شهرهای «پیاده‌محور»

پرسش بسیار مهمی که ذهن بسیاری از مدیران و طراحان شهری را در ادوار مختلف به خود مشغول کرده این است که ساختار شهرها باید چگونه باشد؟ بر اساس مطالعات صورت گرفته و تجارب به‌دست آمده شهرهای ایده‌آل برای سکونت ویژگی‌های بسیاری دارند که برای تشریح هر یک از آنها نیاز به گزارشی مفصل است. در این رابطه اما یکی از جدید‌ترین ویژگی‌هایی که برای شهرها مطرح می‌شود، «پیاده‌‌محور» بودن آنهاست. تاکنون طراحی بسیاری از شهرهای جهان به‌گونه‌ای بوده است که رفت‌وآمد خودروها در آنها با سهولت بیشتری انجام پذیرد.

 

جاده‌های عریض، پیاده‌روهای باریک، فضاهای سبز پراکنده و محوطه‌های پارکینگ چندهزار متری همه و همه شهرها را به مکان‌هایی دوستدار خودرو تبدیل کرده‌ است. خودروها که زمانی برای سهولت رفت‌وآمد و بهره‌مندی از آزادی بیشتر طراحی شده‌ بودند، این روزها به منبع اصلی آلودگی هوا، اتلاف وقت و تهدید جان انسان‌ها تبدیل شده‌اند. امروزه بیش از نیمی از جمعیت جهان در شهرها زندگی می‌کنند. شهرهایی که ساکنان آنها تا حد زیادی به ماشین‌ها وابسته‌اند. اما زمان آن فرا رسیده است تا با بازطراحی شهرها، ساختار آنها به‌گونه‌ای شود که اولین انتخاب افراد برای سفرهای درون‌ شهری‌شان «پیاده‌روی» باشد. در این رابطه جف اسپک، طراح و برنامه‌ریز با سابقه حوزه شهری کتابی را با عنوان «شهر پیاده‌‌محور: چطور مراکز شهری می‌توانند آمریکا را نجات دهند» نوشته است که در آن به‌طور مفصل ویژگی و قدم‌های دستیابی به شهرهای «پیاده‌محور» را تشریح کرده است.

 

پیاده‌روی، قدیمی‌ترین و شاید ابتدایی‌ترین شکل حمل‌ونقل انسان‌ها است. بسیاری از ما روزانه در سفرهای خود از این روش استفاده می‌کنیم. در واقع هرکسی برای رسیدن به خانه و محل کار یا به منظور ورزش و تفریح، در مسافت‌های کوتاه یا طولانی اقدام به پیاده‌روی می‌کند؛ بنابراین رسیدن به درکی کامل از مفهوم «پیاده‌روی» می‌تواند کمک بسیاری در تغییر شهرهایمان به محل‌هایی پیاده‌محور کند. اگر دنبال شهرهای «پیاده‌محور» هستیم باید در طراحی‌های شهری تجدیدنظر شود. بر این اساس باید، پهنه اختصاص یافته به کاربری ساختمان‌ها و مجتمع‌های ساختمانی و تجاری، کوچک‌تر و خیابان‌های مختص تردد خودروها، باریک‌تر شوند و فضاهای بیشتری در اختیار دوچرخه‌سواران و افراد پیاده قرار گیرد. در واقع امروزه عوامل متعددی باعث شده‌اند افراد جامعه به استفاده‌ از خودروهای خود و کنار گذاشتن عادت پیاده‌روی تشویق شوند. جف اسپک در کتاب خود ۹ عامل را برای رسیدن به شهرهای «پیاده‌محور» معرفی کرده که به این شرح است:

 

کنار گذاشتن ماشین‌ها: در اولویت قرار دادن خودروها برای سفرهای درون شهری صدمات جبران‌ناپذیری به شهرها وارد ساخته است. بخشی از این امر به آن خاطر است که مهندسان و مدیران شهری یک واقعیت را نادیده‌ گرفته‌اند: افزایش ظرفیت جاده‌های درون شهری علاوه بر اینکه به کاهش حجم ترافیک کمک نخواهد کرد، بلکه باعث افزایش آن و تشویق به استفاده بیشتر از خودرو نیز خواهد شد. از طرفی دیگر تقاضای القایی ناشی از ساخت جاده‌ها تنها محدود به آزادراه‌ها نمی‌شود، بلکه در مناطق مرکزی شهرها و در محل‌های مسکونی نیز جایگزین کردن خیابان‌ها به‌جای فضاهای پیاده‌روی می‌تواند به افزایش حجم ترافیک منجر شود. یکی از راهکارهایی که برای کاهش حجم ترافیک و استفاده از خودروی شخصی ارائه می‌شود وضع «عوارض ازدحام» برای کنترل جریان ترافیک خودرو در معابر شلوغ است. گرچه تجارب استفاده از این روش در برخی از شهرها موفقیت‌آمیز بوده است، اما برقراری تعرفه‌های ترافیکی راه‌حلی کوتاه‌مدت محسوب می‌شود. در این رابطه یکی از راهکارهای بلندمدت و پایدار برای تشویق به استفاده کمتر از خودروی شخصی و انتخاب پیاده‌روی در سفرهای روزانه، توسعه فضاهای مناسب و منحصر به پیاده‌روی و دوچرخه‌سواری است.

 

حمایت تمام‌عیار از پیاده‌روی: افزایش و بهبود وضعیت جاده‌های شهری به‌طور قطع باعث افزایش حجم ترافیک و سرعت خودروها خواهد شد. بنابراین در راستای حرکت به‌سوی جاده‌های کم‌ترافیک و تشویق افراد به پیاده‌روی و استفاده از حمل‌ونقل عمومی باید در شهرها، جاده‌هایی باریک (کوچک‌راه) و دوطرفه جایگزین بزرگراه‌ها و خیابان‌های یک طرفه شوند. در این‌ رابطه جف‌اسپک به دو نکته جالب در کتاب خود اشاره می‌کند: نخست او معتقد است که در برخی از خیابان‌ها باید علائم و توضیحات جاده‌ای برداشته شوند؛‌ چراکه خود رانندگان تشخیص می‌دهند زمانی که احتمال بروز حادثه وجود دارد، باید سرعت خود را کاهش یا مسیر خود را تغییر دهند؛ دوم، او با ایده پارکینگ‌های کنار جاده‌ای موافق است؛ چرا که معتقد است ماشین‌های پارک‌‌شده کنار خیابان‌ها می‌توانند عابران پیاده‌ را از خطرات ترافیک جاده‌ای محفوظ بدارند.

 

شکل‌دهی فضاها: فضاهای شهری باید به‌گونه‌ای طراحی شوند تا عابران پیاده در شرایط جوی و محیطی مختلف راغب باشند روش پیاده‌روی را برگزینند. در واقع امنیت و آرامش شهروندان در طول مسیر پیاده‌روی از نکات مهمی است که در انتخاب آنها در روش رسیدن به مقصد بسیار اثرگذار است.

 

کاشت درخت و ایجاد فضای سبز: بر اساس تحقیقات صورت‌گرفته، حجم درختان کنار جاده‌ای با کاهش تعداد تصادفات رابطه مستقیم دارد. با این حال برخی از مسوولان حمل‌ونقل عمومی ادعا می‌کنند که درختان کنار جاده باعث محدود کردن میدان دید می‌شود. در این رابطه جف اسپک در کتاب خود می‌نویسد که کاشت درختان در فضاهای شهری علاوه بر کاهش تصادفات جاده‌ای مزایای بی‌شمار دیگری نیز دارد. برخی از این ویژگی‌ها عبارتند از: خنک‌کننده طبیعی، کاهنده آلودگی هوا و تقاضای انرژی برای دستگاه‌های تصفیه، کاهش اثرات توفان‌ها، سیلاب‌ها و…

 

ساختمان‌هایی با ظاهر چشم‌نواز: علاوه بر محیط امن و آرام، فضاهای پیاده‌‌روی چشم‌نواز که توجه عابران را به خود جذب می‌کند می‌تواند به گرایش افراد به پیاده‌روی کمک کند. در واقع این مورد بیشترین وابستگی را به طراحی دارد. ساختمان‌های مسکونی، اداری و تجاری شکیل با پنجره‌های تمام‌قد رو به پیاده‌روها و درحالی که که تمام جزئیات معماری در آنها رعایت شده، می‌تواند برای عابران منظره‌ای دلنشین بیافریند.

 

حجم مناسب پارکینگ‌ها: وجود جای پارک کافی، باعث تشویق افراد به استفاده از خودروی شخصی خواهد شد. در حال حاضر در برخی از شهرهای جهان مازاد عرضه بسیاری برای جاهای پارک وجود دارد، جاهای پارکی که قیمت‌گذاری آنها کمتر از حد معقول است. بخشی از این مازاد عرضه به‌خاطر قوانین الزام‌آوری است که حداقل تعداد پارکینگ برای ساختمان‌ها مشخص کرده‌اند. در این رابطه کارشناسان و طراحان حوزه شهری پیشنهاد می‌کنند تا برای مجموعه‌ای از ساختمان‌ها یا مجتمع‌های اداری یک پارکینگ مشترک احداث شود. همچنین پیشنهاد می‌شود تا قیمت‌گذاری جاهای پارک در سطح بالاتری صورت گیرد به‌خصوص پارکینگ‌هایی که از موقعیت ویژه‌ای برخوردارند.

 

حمل‌ونقل مناسب: همان‌گونه که شهرهای «پیاده‌محور» از حمل‌ونقل مناسب بهره می‌برند، شبکه حمل‌ونقلی نیز کاملا به ویژگی «پیاده‌محوری» وابسته است. یکی از مثال‌ها در این زمینه، تجربه ناموفق احداث قطارهای برقی سطح شهر در دالاس آمریکا است. در این رابطه عواملی همچون تراکم پایین سکونت، حجم بالای جاهای پارک، مسیرهای پراکنده در مناطق پرازدحام شهری، خدمات ناکافی و نبود استفاده ترکیبی از فضاها باعث شکست چنین پروژه‌ای شد. بنابراین همزمان با توسعه حمل و نقل عمومی،‌ باید محرک‌های استفاده از حمل و نقل شخصی، محدود شود و تغییر فاز حرکت در شهرها، در نهایت، پیاده محوری را هدف قرار دهد.

 

استقبال از دوچرخه‌ها: آمستردام شهری است با جمعیت ۷۸۳ هزار نفری که روزانه ۴۰۰ هزار نفر از ساکنان آن از دوچرخه استفاده می‌کنند. یکی از قدم‌هایی که در زمینه رسیدن به شهر‌های «پیاده‌محور» باید برداشته شود، تلاش برای فراگیر کردن فرهنگ دوچرخه‌سواری است. با فراگیر شدن دوچرخه‌سواری در شهرها، شاهد کند شدن ترافیک جاده‌‌ای خواهیم بود. بنابراین جف اسپک در کتاب خود به مدیران شهری پیشنهاد می‌کند تا به‌جای استفاده از خطوطی باریک و مجزا در کنار جاده‌ها، جاده‌های اصلی در اختیار دوچرخه‌سواران قرار گیرد؛ چرا که در این حالت افراد رغبت بیشتری به استفاده از دوچرخه نشان خواهند داد.

 

استفاده ترکیبی: بر اساس تحقیقات صورت‌گرفته، شهرهایی که استفاده‌های متنوع از فضای محله‌ها دارند، به‌طور معناداری آمار پیاده‌روی در آنها بالاتر است. در این شهرها، شبکه ترکیبی از حمل و نقل عمومی و پیاده روی،‌ برای عبور و مرور ساکنان تدارک دیده شده است.

 

«پیاده‌محور»ترین شهرهای جهان

بر اساس فهرست پیاده‌محورترین شهرهای‌ آمریکا که از سوی پایگاه اینترنتی «والک اسکور» منتشر شده است، شهر نیویورک با کسب امتیاز ۹/ ۸۸ (بین صفر تا ۱۰۰)، پیاده‌محورترین شهر آمریکا در سال ۲۰۱۶ لقب گرفت. همچنین این شهر با داشتن امتیاز ۸۴ در بخش حمل‌ونقل، رده نخست این حوزه را نیز در میان کشورهای آمریکایی به خود اختصاص داده است. همچنین پایگاه اینترنتی «د کالچر تریپ» در رتبه‌بندی دیگر، ۱۰ شهر برتر جهان در زمینه شهرهای پیاده‌محور را معرفی کرده است. بر این اساس، ۱۰ شهری که پیاده‌روی، بیشترین رواج را در آنها دارد عبارتند از: فلورانس (ایتالیا)، نیویورک (آمریکا)، مراکش (مراکش)، پاریس (فرانسه)، ونکوور (کانادا)، بوینس آیرس (آرژانتین)، دوبرونیک (کرواسی)، ملبورن (استرالیا)، بوستون (آمریکا) و وینتیان (لائوس).

منبع: دنیای اقتصاد

[ad_2]

لینک منبع

مزایا و معایب کار در شبکه‌ها و ائتلاف‌ها

[ad_1]

همکاری بین سازمانی و تشکیل ائتلاف و شبکه‌سازی یکی از راه‌های موثر برای افزایش قدرت تاثیرگذاری بر سیاست‌های عمومی و همچنین تغییر رفتار اجتماعی است. اما تداوم ائتلاف‌ها و شبکه‌ها نیازمند مدیریت فعالانه است.

در زیر توصیه‌های ساده‌ای را برای اطمینان از تداوم همکاری بین سازمان‌ها و افزایش طول عمر ائتلاف ذکر کرده‌ایم

از یک هماهنگ‌کننده برای ائتلاف یا شبکه استفاده کنید. کسی را انتخاب کنید که هم از عهده رهبری و گره‌گشایی گروهی برآید و هم با مهارت‌های اداری آشنا باشد

وقتی در جلسات لابی‌گری شرکت می‌کنید، به هنگام صحبت مشخص کنید که آیا از طرف سازمان‌تان سخن می‌گویید و یا از طرف شبکه ترویج‌گری که سازمان شما عضوی از آن است.

یک نشانه آشکار برای این که بدانیم شبکه‌ای یا ائتلافی دچار مشکل است، کاهش اعضای آن است. هماهنگ‌کننده‌ها و مدیران سازمان‌ها باید پیوسته مراقب علائم هشداردهنده باشند

کم شدن اعضای شرکت‌کننده در جلسات، جلسات تکراری یا تشریفاتی؛ کشمکش میان اعضا؛ نبود شور و شوق و همچنین تحلیل رفتن منابع سازمان پیشگام ائتلاف از جملع علایم هشداردهنده است.

طرح از گری واترز، آیکان

هیلاری کولبی | یک ضرب المثل نیجریه‌ای می‌گوید، «اگر می‌خواهی تند راه بروی، تنها راه برو. اما اگر می‌خواهی مسیری طولانی را پیاده طی کنی، با دیگران همراه شو.» همکاری بین سازمانی و تشکیل ائتلاف و شبکه‌سازی به خصوص  برای انجام فعالیت‌های حمایت و ترویج‌گری یکی از مصداق‌های این ضرب‌المثل است. سازمان‌های مردم‌نهاد به صورت انفرادی و تنها قدرت کمتری برای تاثیرگذاری بر سیاست‌های عمومی و همچنین تغییر رفتار دارند و ائتلاف‌های سازمانی می‌توانند هم صدای آن‌ها را بهتر به گوش جامعه، سیاستگذاران و ذی‌نفعان برساند و هم دامنه و عمق فعالیت را گسترش دهد. اما همیشه تشکیل ائتلاف چاره‌ساز نیست. سازمان‌های مردم‌نهاد باید در ابتدا یک ارزیابی استراتژیک از برنامه خود، انتظاراتی که دارند و همچنین هزینه‌ها و فایده‌های ائتلاف انجام دهند و بعد تصمیم‌بگیرند که آیا به سراغ همکاری گروهی بروند یا نه.

کار در ائتلاف‌ها، اتحادها و شبکه‌ها هم مزایایی دارد و هم معایبی.

مزایایش این است که،

  • ✔ موجب همکاری سازمان‌ها و گروه‌هایی با مهارت‌ها و تجربه‌های گوناگون می‌شود.
  • ✔ به همکاری میان حامیان و اهداکنندگان مالی، مجریان و سیاستگذاران منجر می‌شود.
  • ✔ دوباره‌کاری صورت نمی‌گیرد چون فعالیت‌های سازمان‌ها هماهنگ شده است.
  • ✔ مشارکت میان طیف‌های گوناگون بر اعتبار و مشروعیت کارگروهی می‌افزاید.
  • ✔ مشارکت گروه‌های بیشتر به معنی داشتن «صدایی» رساتر و رسانه‌هایی متنوع‌تر است.
  • ✔ مشارکت افراد از حوزه‌های جغرافیایی گوناگون به حرکت شتاب می‌بخشد و بر افکار عمومی تاثیرگذار است.
  • ✔ همکاری باعث می‌شود که تقسیم کار و شراکت در منابع صورت گیرد.
  • ✔ اثرات هر واکنش منفی از جانب مسئولان و ذی‌نفعان در میان مشارکت‌کنندگان پراکنده و کم‌تاثیر می‌شود.

و معایبش این است که،

  • ✔ مستلزم صرف وقت و انرژی برای مدیریت فعالانه است.
  • ✔ روند دستیابی به هدف را شاید آهسته‌تر کند.
  • ✔ برنامه‌ریزی و توافق حتی در سطح یک مشارکت ساده ممکن است بسیار زمان‌بر باشد.
  • ✔ برای رسیدن به دیدگاهی مشترک و برنامه‌ای برای عمل شاید مجبور به مصالحه شوید.
  • ✔ بعضی شرکت‌کنندگان شاید بخواهند بیش از آن‌چه می‌بخشند دریافت کنند.
  • ✔ ممکن است که شهرت خاص سازمان شما کمرنگ شود.
  • ✔ بعضی از شرکت‌کنندگان شاید در پی این باشند که برای خود وجهه عمومی به دست آورند.

همان‌قدر که تشکیل ائتلاف‌ها مستلزم صرف وقت و توجه است، حفظ و نگهداری آن‌ها هم نیرو و منابع می‌خواهد. نباید تصور کنیم که وقتی یک همکاری‌ پایه‌ریزی می‌شود و شکل می‌گیرد دیگر کار تمام است. حفظ و نگهداری ائتلاف‌ها و شبکه‌ها نیازمند مدیریت فعالانه است. در زیر توصیه‌های ساده‌ای را برای اطمینان از تداوم همکاری بین سازمان‌ها و افزایش طول عمر ائتلاف ذکر کرده‌ایم:

مشارکت در شبکه ترویج‌گری را یک کار اضافی تلقی نکنید. اگر ترویج‌گری یکی از مسئولیت‌های شماست، به عهده گرفتن آن از طریق یک شبکه بخشی از کار شما خواهد بود. وجود شبکه‌ها مستلزم آن است که اعضای یک سازمان بخشی از وقت خود را صرف آن‌ شبکه‌ها کنند. سعی کنید در سازمان‌ خود در مورد زمانی که صرف کار شبکه‌ای می‌کنید و مسئولیت‌های که هر عضوی برای این کار دارد صحبت کنید.

سازمان خود را در جریان فعالیت‌های شبکه‌ای و پیشرفت کارتان قرار دهید. همکاران خود را تشویق به همکاری کنید و از آن‌ها بخواهید درباره پیش‌نویس بیانیه‌های کمپین، راهبردهای ترویج‌گری و موضوعات دیگر نظر بدهند. اگر چنین کنید در صورتی که در شبکه با تصمیم‌ها/فرآیندهای دشوار سیاسی روبه‌رو شوید سازمان شما از شما حمایت خواهد کرد. فراموش نکنید: این سازمان شماست که عضوی از اعضای شبکه است و نه شخص شما.

منتظر کار تمام و کمال نمانید. برای به عهده گرفتن فعالیت‌های ترویج‌گری منتظر نشوید تا تمام جنبه‌های یک کار شبکه‌ای و هدف و راهبرد ترویج‌گری را سروسامان دهید. به محض آن که زمینه‌های مشترک میان اعضا تا حدودی روشن شد، می‌توانید جلساتی اعم از خصوصی، جلسه با سیاستگذاران برای برقراری ارتباط و جمع‌آوری اطلاعات برگزار کنید؛ حتی اگر هنوز آمادگی آن را نداشته باشید که با مقامات بالا جلسات عمومی برگزار کنید. این دیدارها به شکل‌گیری هویت شبکه، یکی شدن اهداف، تعیین راهبرد ترویج‌گری و هماهنگی گروه کمک می‌کند. اگر پیش از اقدام و عمل بیش از حد منتظر شوید این خطر وجود دارد که شبکه به ویترینی برای سخن‌سرایی تبدیل شود. چنین وضعی تمایل اعضا به مشارکت فعالانه را از بین می‌برد.

از یک هماهنگ‌کننده شبکه استفاده کنید، حتی اگر به صورت پاره‌وقت و با حمایت مالی مشترک اعضا باشد. گزینه دیگر استفاده از عضوی از اعضای شبکه است، از چنین فردی بخواهید با سازمان خود صحبت کند تا زمان ویژه و اختیارات برای هماهنگ‌سازی در ضمن کار در اختیار او گذاشته شود. بدون وجود یک هماهنگ‌کننده، برای اعضا بسیار دشوار خواهد بود که در کنار مسئولیت‌های خود در سازمانشان، شبکه را هم حفظ کنند و به آن خدمات ارائه دهند.

  • ✔ وقتی می‌خواهید هماهنگ‌کننده تعیین کنید کسی را انتخاب کنید که از عهده رهبری و گره‌گشایی گروهی برآید نه این که فقط با مهارت‌های اداری آشنا باشد. یک هماهنگ‌کننده باید راه رسیدن به وفاق و هم‌زبانی را هموار کند و در صورتی که اختلاف عقیده‌ای پیش می‌آید او حکمیت کند. این کار مهارت‌‌های خاصی را می‌طلبد. زمانی که اجماع حاصل شد، او باید بتواند شبکه افراد را پشت سر خود متحد کند، بدون آن که بخواهد سلطه‌گری کند.
  • ✔ هماهنگ‌کننده ممکن است در بیرون از شبکه هم نماینده شبکه محسوب شود. هنگام انتخاب یا استخدام افراد مهارت‌هایی را در نظر بگیرید که برای این کار ضروری است.
  • ✔ وقتی هماهنگ‌کننده را انتخاب یا منصوب کردید و با او در مورد راهبرد ترویج‌گری شبکه به توافق رسیدید، اجرای سیاست‌های راهبردی را فقط به او واگذار نکنید.
  • ✔ او را تنها نگذارید. اطمینان حاصل کنید که در جلسات مذاکره و لابی‌گری یک یا دو نفر از دیگر اعضای شبکه او را همراهی کنند. در غیر این صورت سیاستگذاران شک خواهند کرد که شبکه شما واقعا یک شبکه باشد. گذشته از این، هماهنگ‌کننده باید فقط دیدگاه‌های مورد اجماع شبکه را نمایندگی کند. اگر سیاستگذاران موضوعاتی را مطرح کنند که در این دیدگاه نمی‌گنجد، بهتر است هر یک از سازمان‌ها خود پاسخگو باشند.

جایگاه خود را مشخص کنید. وقتی تحت لوای شبکه در جلسات لابی‌گری شرکت می‌کنید، به هنگام صحبت مشخص کنید که آیا از طرف سازمانی که شما را استخدام کرده است سخن می‌گویید و یا از طرف شبکه ترویج‌گری که سازمان شما عضوی از آن است. نظر دادن درباره موضوعی که شبکه در خصوص آن به دیدگاه واحدی نرسیده است ممکن است هم اعتبار همه شبکه را به شدت خدشه‌دار کند و هم به سازمان‌های عضو که چه بسا با شما هم‌نظر نباشند لطمه بزند.

وقتی مشکلی بروز می‌کند به آن توجه کنید. یک نشانه آشکار برای این که بدانیم شبکه‌ای یا ائتلافی دچار مشکل است، کاهش اعضای آن است. بعضی از اولین نشانه‌های هشداردهنده عبارتند از کم شدن اعضای شرکت‌کننده در جلسات، جلسات تکراری یا جلساتی که در آن‌ها صرفا اعلامیه‌ خوانده می‌شود و جنبه تشریفاتی دارند؛ عنادورزی بر سر قدرت و یا کشمکش میان اعضا؛ نبود شور و شوق در میان اعضا؛ و همچنین تحلیل رفتن غیرقابل قبول منابع سازمان پیشگام بر اثر تلاش‌هایی که برای تحکیم ائتلاف صورت گرفته است.
هماهنگ‌کننده‌ها و مدیران سازمان‌ها باید پیوسته مراقب علائم هشداردهنده باشند و با آگاهی از نگرانی‌های اعضا و اقدام کردن برای حل معضلات، پیوسته مشکلات را به حداقل برسانند. فرصت به دست آمده برای گفت‌وگو درباره آن‌چه موثر و آن‌چه ناموثر است برای هر کس که در ائتلاف سهیم است سودبخش است.

شبکه یا ائتلاف خود را نوسازی کنید. برای این کار می‌توانید از مشارکت در بین جلسات در گروه‌های برنامه‌ریزی کوچک یا کمیته‌های فرعی حمایت کنید. در مکانی جدید جلسه‌ای یک‌روزه برگزار کنید و درباره موضوع‌های چالشی یا هیجان‌انگیز صحبت کنید؛ برای گروه دوره آموزشی برگزار کنید؛ ترتیبی فراهم کنید تا سخنران‌هایی خارج از گروه به جلسات دعوت شوند و سخنرانی کنند یا تسهیلاتی فراهم کنید تا اعضا در کنفرانس‌ها شرکت کنند. مهم است که به شکلی فعال از تلاش‌ها و کمک‌های هر یک از اعضا قدردانی شود و نشان داده شود که به چنین تلاش‌هایی ارج گذاشته می‌شود. برگزاری دیدارهایی برای صرف ناهار در فاصله میان جلسات ائتلاف باعث می‌شود که شرکت‌کنندگان اصلی دور هم جمع شوند و فرصتی بیابند تا بهترین مشارکت خود را ارائه دهند و وزنه تاثیرگذاری خود را بالا ببرند. ائتلاف فقط برای تفریح و سرگرمی نیست، اما وقتی اعضا از همکاری با یکدیگر لذت ببرند، ائتلاف می‌تواند به شمار بیشتری از هدف‌هایش دست یابد.

موفقیت‌ها را ارج بگذارید و آن‌ها را با دیگران سهیم شوید تا روحیه افراد قوی شود و این احساس به وجود آید که ائتلاف در حل مشکل نقشی حیاتی داشته است. به دفعات اتفاق می‌افتد که ائتلاف‌ها به قدری دل‌مشغول مشکلات و گام‌های بعدی خود هستند که درنگ نمی‌کنند تا دستاوردهای خود را ببینند و قدر کار خود را بشناسند.

 

منبع: یاریکده

[ad_2]

لینک منبع