فعالیت سیاسی؛ انگیزه ها،چرایی ها|گفتگو با فعالان سیاسی

[ad_1]

ا. قبل از هرچیز به اختصاراز خودتان و تحصیلات و فعالیت‌های خود برای خوانندگان عزیز بگویید.

حیدرعلی مسعودی: بنده بعد از اتمام دوره دبیرستان و پیش‌دانشگاهی در نجف‌آباد، در سال ۱۳۸۰ وارد دوره کارشناسی علوم سیاسی دانشگاه تهران شدم. در سال ۱۳۸۴ با رتبه دو کشوری وارد دوره کارشناسی ارشد روابط بین‌الملل دانشگاه تهران شدم. در سال ۱۳۸۶ پس از اتمام دوره کارشناسی ارشد، وارد دوره دکتری روابط بین‌الملل دانشگاه تهران شدم و در سال ۱۳۹۳ از رساله دکتری‌ام با عنوان «دیگری در گفتمان‌های روابط بین‌الملل ایرانی» دفاع کردم. از سال ۱۳۹۴ تاکنون نیز استادیار پژوهشکده مطالعات منطقه‌ای دانشگاه شهید بهشتی هستم. یک عنوان کتاب با عنوان «گفتمان‌های سیاست خارجی آمریکا و دانش روابط بین‌الملل» را تألیف کرده‌ام و دو کتاب دیگر در دست چاپ دارم. چندین مقاله از این‌جانب در مجلات علمی پژوهشی به چاپ رسیده است و در چندین کنفرانس بین‌المللی از جمله در کشورهای ژاپن و آمریکا به ارائه مقاله پرداخته‌ام. موضوعات عمده مورد علاقه‌ام سیاست خارجی ایران، سیاست خارجی آمریکا و روابط ایران و آمریکا هستند.

مجید مسعودی: متولد ۱۳۶۳؛ دانشجویی کارشناسی ارشد علوم سیاسی؛ شغلم روزنامه نگاری است؛ از سال ۸۵ فعالیت حزبی ستادی و ارتباط با شخصیت‌های سیاسی اصلاح طلب را شروع کردم.

وحید عابدینی: دانشجوی دکترای علوم سیاسی در دانشگاه. از دوران دبیرستان فعالیت‌های اجتماعی، فرهنگی، روزنامه‌نگاری و سیاسی داشتم. در دبیرستان، در اندیشه‌سرای فرهنگ، انجمن اسلامی دانشگاه تهران، دفتر تحکیم وحدت و شورای مشاورین آقای خاتمی.

زهرا بیگدلی: متولد سال ۶١ و فارغ التحصیل رشته جامعه شناسی از دانشگاه تهران. هم زمان با سال آخر دانشگاه در روزنامه مشغول به کار شدم و اکنون حدود ده سال است که در مطبوعات فعالیت دارم. در تمام این مدت در سرویس اجتماعی و به طور مشخص در حوزه آسیب اجتماعی کار کردم. گزارش های مختلف میدانی و خبری و مصاحبه های مختلف با اساتید دانشگاه یا مسوولان نهادهای مختلف حاصل ده سال کارم در روزنامه های مختلفی مثل آینده نو،اعتماد،شرق،تهران امروز،مغرب،بهار و چندین و چند مجله بوده است. در کنار کار در مطبوعات به طور جدی وبلاگ نویسی و نوشتن داستان کوتاه را شروع کردم و ماحصل کارم در حوزه آسیب اجتماعی و تحصیل در رشته جامعه شناسی و تلاش برای نوشتن در قدم اول به چاپ مجموعه داستان خانم جولی رسید که تم تمام داستان های آن آسیب های طبقه متوسط شهری جامعه در حال گذار ایران است و در قدم بعدی به رمان شاید برگشتی آذر که به تازگی از طرف نشر نیماژ به اداره کتاب سپرده شده است.

 

۲. با توجه به موضوع مصاحبه که چرایی فعالیت سیاسی است، تعریف مصطلح یا خودتان را  از فعالیت سیاسی  ارائه دهید.

حیدرعلی مسعودی: به نظرم فعالیت سیاسی به اقدامات سازمان‌یافته افراد در سطح جامعه مدنی برای ترویج یا نقد دائمی گفتمان تحکیم‌کننده ساختارِ قدرتِ هژمونیکِ موجود گفته می‌شود. به این معنا که افراد تلاش دارند در چارچوب حرکت‌های فردی و جمعی به‌طور سازمان‌یافته، گفتمانی را برای دفاع یا نقد ساختار قدرت سیاسی موجود ایجاد کنند. فلذا فعالیت سیاسی در جامعه ایران را می‌توان شامل طیفی از کنش‌های سیاسی طرفدار حکومت، خواهان اصلاح در وضع جاری امور سیاسی و تحول‌خواهانی  دانست که به دنبال تغییر کلّی ساختار سیاسی هستند. نکته مهم اینکه فعالیت سیاسی فی‌نفسه مستلزم فعالیت برای نقد قدرت موجود نیست و طبعاً هر ساختار قدرت، مبتنی بر گفتمانی از قدرت شکل گرفته است که تداوم آن ساختار، منوط به تثبیت و تداوم گفتمان خاصی از قدرت است.

مجید مسعودی: می شود به مصداق تعریف کرد. رای دادن، دعوت دیگران به رای دادن، فعالیت ستادی در زمان انتخابات، فعالیت در یک حزب موجود، تلاش برای راه انداختن یک حزب جدید، مبارزه مدنی، مبارزه خشونت آمیز، … به ترتیب مصادق نرم تا سخت فعالیت سیاسی هستند.

وحید عابدینی: فعالیت سیاسی معانی متفاوتی می تواند داشته باشد ولی از نظر من فعالیت سیاسی فعالیتی است معطوف به ساختار سیاسی با هدف افزایش خیر عمومی.

زهرا بیگدلی: فعالیت سیاسی از نظر من به هر کنشی اطلاق می شود که به نوعی با حوزه سیاست گره می خورد. این نوع کنش ها از ساده ترین و ابتدایی ترین کارها یعنی شرکت در انتخابات صرفا برای رای دادن، تا فعالیت به صورت رسمی در حزبی خاص و سیاست گذاری کلان در مورد مسایل داخلی و خارجی را دربر می گیرد.

۳. با توجه به این تعریف و بحث حقوق شهروندی، به نظرتان میزان فعالیت سیاسی  و مشارکت سیاسی مردم در چه حد است. آیا تفاوتی بین تعریف فعالیت سیاسی و مشارکت سیاسی وجود دارد، اگر بله تفاوت را بیان و میزان حضور مردم در هر کدام از این دو را بیان نمایید.

حیدرعلی مسعودی: مشارکت سیاسی عمدتاً از منظر حقوق شهروندی تحلیل می‌شود؛ ازاین‌رو، مشارکت سیاسی به استفاده مردم از حق تعیین سرنوشت سیاسی اطلاق می‌شود. هرچه میزان بهره‌مندی از حق تعیین سرنوشت سیاسی بیشتر باشد، احتمال مشارکت سیاسی آن‌ها بیشتر خواهد شد. نکته محوری در این تعریف، «تعیین‌کنندگی» مشارکت مردم در سرنوشت آن‌هاست. مثلاً اگر مردم احساس کنند که حضور آن‌ها در انتخابات، به معنای واقعی می‌تواند سرنوشت دلخواه آن‌ها را تحقق بخشد و حرکتی معنادار به سمت وضع مطلوب پدید آورد، میزان مشارکت آن‌ها در انتخابات افزایش خواهد یافت. همین نکته در قانون اساسی جمهوری اسلامی در شکل «مشارکت‏ عامه‏ مردم‏ در تعیین‏ سرنوشت‏ سیاسی‏، اقتصادی‏، اجتماعی‏ و فرهنگی‏ خویش» و همچنین در منشور حقوق شهروندی دولت حسن روحانی هم مورد اشاره قرار گرفته است. در این منشور، مهم‌ترین سازوکار اِعمال حق مشارکت در تعیین سرنوشت، «همه‌پرسی یا انتخابات آزاد و منصفانه» تعریف ‌شده است. «آزاد بودن» به معنای امکان شرکت همه افراد در انتخابات به عنوان انتخاب‌کننده و انتخاب‌شونده بر اساس معیارهای پذیرفته شده است. «منصفانه بودن» انتخابات نیز به معنای عدم تبعیضِ در تمام مراحل آن است. در جوامعی که آزادی مشارکت افراد به دلایل غیرمتعارف و غیرعقلانی محدود می‌شود یا تمام افراد جامعه از فرصت‌ها و امکانات برابر برای حضور در انتخابات برخوردار نیستند، نمی‌توان از اِعمال «حق تعیین سرنوشت» سخن گفت.

مجید مسعودی: فعالیت سیاسی را می توان به فعالیت‌های سیاسی‌ای که عاملانه‌تر و انگیزشی‌تر است اتلاق کرد. منظور از «عاملانه تر و انگیزشی تر» آن است که آدمی باید وقت بیشتری برای آن فعالیت بگذارید و خودش را بیشتر دخیل کند. اما در گفت و گوهای روزانه «مشارکت سیاسی» به فعالیت های گفته می شود که منفعلانه تر است. به معنای بازی کردن در زمینی است که دیگران طراحی کرده اند. به عنوان مثال رای دادن، مصادقی از مشارکت سیاسی است. چرا که دایره اراده من محدود است و تنها به رای دادن به این یا آن محدود می شود. با این چارچوب، شخصا فکر می کنم که مشارکت سیاسی ایرانیان در حد قابل قبولی است(یعنی در زمین بازی ای که دیگران برای آن ها طراحی کرده اند، بازی می کنند و اراده خود را در همان محدود اعمال می کنند)، اما فعالیت سیاسی چندان نمی شود؛ زیرا وقتی حرف از «فعالیت سیاسی» می زنیم، یعنی کاری که فعالانه تر و انگیزشی تر است و هستی آن فعال در آن بیشتر درگیر می شود. چون چنین فعالیت هایی هزینه ها بیشتری دارد، براورد شخصی من این است که چندان علاقه ای به این نوع فعالیت ها وجود ندارد. علتش هم معادله سود و هزینه است.

وحید عابدینی:  هر چند از نظر علمی تفاوتی بین این دو وجود ندارد ولی شاید منظور این باشد که فعالیت سیاسی به اقدامات فعالان سیاسی اطلاق می گردد و مشارکت سیاسی به رفتارهای سیاسی عموم مردم. به هر حال آنچه مشخص است فعالیت سیاسی و مشارکت سیاسی بدون وجود احزاب فراگیر و قوی بسیار چالش برانگیز است. جامعه ای موفق است که اولا احزاب قوی داشته باشد (و فعالین سیاسی زیادی در این احزاب فعال باشند) ثانیا مشارکت عمومی مردم (به خصوص در انتخابات) زیاد باشد. با این حال اولی بر دومی اولیت دارد. به معنای دیکر به نظر من ضرورت وجود احزاب قوی بیش از مشارکت گسترده مردم عادی است. چون احزاب شناخت بیشتری از فضای سیاسی دارند تصمیمات درست تری نسبت به مردم عادی دارند که ممکن است شناخت چندانی از نیروهای سیاسی نداشته باشند و مشارکت سیاسی آنها (مثلا در انتخابات) می تواند از روی احساسات و بدون شناخت کافی صورت گیرد.

زهرا بیگدلی: من تفاوت چندانی بین فعالیت سیاسی و مشارکت سیاسی نمی بینم و از اساس فکر می کنم جدا کردن این دو بحث از همدیگر به نوعی بازی لفظی است. هر نوع فعالیت سیاسی به نوعی مشارکت در این حوزه است و با لعکس. اما در مورد میزان فعالیت یا مشارکت سیاسی شهروندان ایرانی نکته ای که به نظرم می رسد این است که میانگین آمارها حاکی از مشارکت بالای مردم در فعالیت های مختلف سیاسی که مهم ترین آن ها رای دادن است می دهد اما با توجه به این آمار نمی توان  به بالابودن مشارکت سیاسی شهروندان ایرانی اذعان داشت. چون در سال های گذشته بیشترین کنشی که از مردم دیده شده رفتارهای هیجانی، دقیقه. نودی و همراهی با جو بوده است. این صحبت به این معناست که شهروندان ایرانی رفتاری مستمر و پیگیر  در حوزه سیاست ندارند ، صرفا نزدیک انتخابات با راه افتادن موجی یا از ترس رای آوردن جناحی که با آن سر سازگاری ندارند پای صندوق حاضر می شوند و بعد این فعالیت را تا انتخابات بعدی تعطیل می کنند. به همین خاطر با وجود مشارکت بالای افراد طبقات مختلف در بیشتر انتخابات ها نمی توان گفت که میزان مشارکت یا فعالیت سیاسی شهروندان بالاست.

 

۴. با فرض کم بودن فعالیت سیاسی مردم، علت آن را در چه می‌دانید و چه راه‌کاری برای رفع آن پیشنهاد می‌کنید.

حیدرعلی مسعودی: فعالیت و مشارکت سیاسی افراد فقط از طریق محدودیت‌های ساختاری تحدید نمی‌شود؛ بلکه عدم رشد مناسب نهادهای جامعه مدنی مانند احزاب سیاسی می‌تواند سطح فعالیت سیاسی افراد جامعه را پائین بیاورد. جامعه در نبود احزاب و تشکل‌های سیاسی، همانند خانه اشباح است؛ مواضع، منافع و خواست‌های عمومی جامعه روشن و شفاف نیست. بنابراین کارکرد احزاب، کانالیزه کردن منافع و خواست‌های جمعی اقشار مختلف اجتماعی و تبدیل آن به یک گفتمان عمومی در جامعه است. احزاب و تشکل‌های سیاسی، بستر تولید و تبلور افکار، دیدگاه‌ها و ایده‌های مردم برای زندگی جمعی مردم در قالب یک دولت ـ ملت است. بنابراین تشکل‌های سیاسی، ابزار سازمان‌دهی فعالیت سیاسی دائمی شهروندان فعال و زمینه‌ساز بسط مشارکت سیاسی عامه مردم است. ممکن است بپرسید که آیا این به معنای آن است که با فقدان احزاب و تشکل‌های سیاسی، فعالیت و مشارکت سیاسی شهروندان میسر نخواهد شد؟ فرض بحث من در اینجا این است که ما به دنبال فعالیت و مشارکت سیاسی بر مبنای مشروعیت قانونی ـ عقلانی در مقابل دیگر انواع مشروعیت موردنظر ماکس وبر یعنی مشروعیت سنتی و کاریزماتیک هستیم؛ چراکه این نوع از مشروعیت‌ها می‌توانند با اتکای بر سازوکارهای سنتی و کاریزماتیک، سطح مشارکت مردم را تحت تأثیر قرار دهند. بنابراین یکی از راهکارها برای تقویت فعالیت سیاسی مبتنی بر مشروعیت قانونی ـ عقلانی، استفاده از ابزارهای سنتی و کاریزماتیکِ فعالیت سیاسی با محتوای عقلانی ـ قانونی است.

مجید مسعودی: علت کم بودن فعالیت سیاسی همانگونه که در سوال قبل هم گفته شد، اینکه سود و هزینه فعالیت سیاسی با هم نمی‌خواند. یعنی عایدات عینی و ذهنی‌ای که از قِبَل فعالیت سیاسی برای کسی حاصل می شود، در نسبت با هزینه های عینی و ذهنی اش، نمی خواند و هزینه ها بیش از سودش است. برای اینکه بتوانیم به این سوال جواب دهیم که «برای رفع این مشکل باید چه کرد؟» ابتدا باید به این سوال جواب دهیم که «بر اساس چه مبنایی به چنین وضعیتی مشکل اتلاق می کنیم.» شخصا هنوز به این نتیجه نرسیدم که چنین وضعیتی مشکل است. چون برای این قضاوت نیاز به مبنا داریم.

وحید عابدینی: چنانچه اشاره شد مردم مشارکت سیاسی دارند و می توان آن را افزایش داد از طریق تشویق مردم به مشارکت در انتخابات و غیره. ولی شاید سوال این است که چطور می توان فعالیت سیاسی (به معنی کار حزبی) را افزایش داد. خب مهم ترین مشکل در این راستا به خصوص در کشور ما نبود فرهنگ کار جمعی است. به دلیل از بین رفتن اعتماد عمومی، مردم تصور نمی کنند که از طریق همکاری با یکدیگر بیشتر می توانند منافع خود را تامین کنند. پس نیاز به فرهنگ‌سازی در این راستا هست. باید این فهم عمومی ایجاد شود که اگر کشور قوی می خواهیم باید احزاب قوی داشته باشیم و این احزاب بدون حمایت و پشتیبانی عمومی امکان شکل گیری و رشد ندارند. چند درصد از مردم ما تا به حال به یک گروه سیاسی کمک مالی کرده اند؟ یا به یک کمپین انتخاباتی؟ در حالی که در دنیا احزاب و کمپین‌های انتخاباتی کاملا بر اساس کمک‌های مالی مردم شکل می گیرند و کار می کنند و به این دلیل از حکومت مستقل هستند.  به طور مثال برنی سندرز، کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری پیشین آمریکا از نزدیک به هفت میلیون نفر  کمک مالی دریافت کرده بود که هر نفر به‌طور متوسط ۲۷ دلار به این کارزار (کمپین) انتخاباتی کمک کرده بود. این مسئله در کشور ما وجود ندارد و برای ایجاد آن باید کار فرهنگی جدی صورت گیرد. لب کلام این است: بدون حمایت عمومی هیچ سیاست‌مدار مستقلی شکل نمی‌گیرد. اگر سیاستمدارانی مستقل  و قوی می‌خواهیم، نیاز داریم از آن‌ها حمایت کنیم. در غیر این صورت فساد سیاستمداران اجتناب‌ناپذیر خواهد بود. شاید بتوان در اینجا این مسئله را با مرجعیت شیعه مقایسه کرد. مرجعیت شیعه به دلیل این که از کمک‌های مردمی بهره‌مند بوده، عموماً توانسته استقلال خود را از حکومت حفظ کند و به فساد دچار نشود. اگر این رویه در مورد فعالان سیاسی و سیاستمداران هم ایجاد شود، می‌توان انتظار داشت آنها هم مستقل رفتار کنند، شجاع باشند، به خیر عمومی فکر کنند و به دنبال رانت نباشند و در یک کلام فاسد نشوند.

زهرا بیگدلی: علت پایین‌بودن فعالیت سیاسی مردم را نمی توان در یک یا دو فاکتور خلاصه کرد؛ اما فکر میکنم مهم‌ترین عامل این است که مردم چندان اعتمادی به اینکه فعالیت آن ها باعث تغییری جدی در وضعیت  جامعه شود، ندارند. مردم از یک طرف به شدت به همان جمله قدیمی “آمریکایی ها می آورند و انگلیسی ها می برند” اعتقاد دارند و از طرف دیگر حتی اگر در این حد به تئوری توطئه باور نداشته باشند، به این موضوع باور دارند که هر کس از هر جناح و با هر مرامی رای بیاورد، فرقی در زندگی روزمره شان  و شاخص‌های کلی تر مثل میزان آزادی بیان، بهبود وضعیت اقلیت ها و قومیت ها و…. ایجاد نخواهد شد و با وجود اینکه دقیقه آخر معمولا صف‌های رای گیری شلوغ ‌‌می شود و آمار مشارکت به چندین میلیون می رسد، اما همان‌طور که گفتم این رای دادن حاصل جو و جبر است و تداوم ندارد. برای بالابردن میزان مشارکت سیاسی مردم نمی توان راهکاری در چند خط و یا کوتاه مدت پیشنهاد داد، پایین بودن میزان مشارکت سیاسی از نوعی بی اعتمادی سر چشمه می گیرد و اعتماد سازی نسبت به نهادهای حکومتی موضوعی است که هم عزم جدی می خواهد هم زمان طولانی و هم سیاست گذاریی که بر عهده دولت مردان است البته اگر طالب آن باشند

 

۵.  به نظر شما فعالیت احزاب در شهرها، می‌تواند در فراهم شدن بستری بهتر برای فعالیت سیاسی موثر باشد؟ اگر بله بیشترین بازده احزاب را در تمرکز بر چه مسائلی می‌دانید.

حیدر علی مسعودی: همان‌طور که در پاسخ‌های پیشین عرض کردم، کارکرد احزاب، کانالیزه کردن منافع و خواست‌های جمعیِ اقشار مختلف اجتماعی است. اگر بخواهیم فعالیت احزاب را در سطح شهرها تحلیل کنیم، باید گفت که کارکرد احزاب در هر شهر، شناسایی و سازمان‌دهی اقشار مختلف جامعه، ترویج آگاهی‌های جمعی، بحث شفاف و مسئولانه درباره امور عمومی شهر و تلاش برای ایجاد پیوند بین مسائل خُرد بومی و مسائل کلان ملّی است.

مجید مسعودی: بله. اصل بر این است که فعالیت سیاسی به روزمره مردم گره بخورد. اگر چنین شد، می‌توان امید داشت که مردم به فعالیت سیاسی گرایش یابند. اصل داستان این است که چه شعارهایی، چه فعالیت‌هایی، چه رویکردی می‌تواند سیاست را به روزمره مردم ترجمه کند. هر مکانی الزامات خود را دارد.

وحید عابدینی: بله قطعا. در تهران به دلیل تجمع ثروت و قدرت تشکل‌ها و گروه‌های سیاسی به‌خودی‌خود شکل می‌گیرند. اما آنچه اهمیت دارد فعالیت سیاسی در شهرهای دیگر است که فعالیت سیاسی به آن معنایی که در پایتخت وجود دارد در آن نهادینه نشده است. بنابراین در شهرها ضرورت وجود احزاب سیاسی بیشتر دیده می‌شود. مهم ترین کارکرد این احزاب باید نیروسازی و جهت‌دهی به افکار عمومی برای انتخابات‌های محلی و ملی باشد. این که شهردار یک شهر یا نماینده یک شهر به دنبال منافع جمعی مردم یک شهر نباشند به این معناست که مردم آن شهر نتوانسته‌اند فعالیت سیاسی خود را به‌درستی سامان دهند.

زهرا بیگدلی: بدون شک شکل‌گیری و فعالیت احزاب در همه کشورها یکی از پایه‌های اصلی بستر فعالیت سیاسی بوده و ایران هم از این قاعده مستثنی نیست؛ اما آن چه که پیش از بحث بر سر اهداف احزاب باید بر آن تمرکز کرد، موضوع اولیه شکل‌گیری آن هاست. اینکه ما در حال حاضر چه قدر اصولا بستر لازم برای شکل‌گیری احزاب داریم و تا چه حد احزاب می توانند اجازه فعالیت داشته باشند. به باور من در جامعه‌ای که هنوز بسیاری از ابتدایی ترین شاخص‌های توسعه سیاسی در آن شکل نگرفته است، صحبت از احزاب و اینکه چه طور می‌توانند مفید باشند، بحثی است که فعلا جای جدی ای  نمی تواند داشته باشد.

  1. سخن پایانی

حیدرعلی مسعودی: برداشت کلّی من با توجه به وضعیت کنونی جامعه ایران این است که اگرچه سطح فعالیت سیاسی شهروندان به دلیل عدم تشکل‌مندی پایدار و اصیل و برخی موانع دیگر مانند عدم شفافیت کامل در مناسبات اجتماعی و سیاسی در سطح مطلوبی قرار ندارد، ولی امید می‌رود با تحقق کامل محتوای قانون اساسی و همچنین منشور مفاد سند حقوق شهروندی، پایه‌های مشروعیت قانونی ـ عقلانی در جامعه تحکیم شود و از این طریق، بستر رشد مشارکت سیاسی معنادار مردم در تعیین سرنوشت سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی خود بیش از پیش فراهم شود.

مجید مسعودی: در یک کامنت ایسنتاگرامی راجع به این قضیه صحبت شد. جواب هایی هم که در بالا آمد، در همان چارچوب است. بنده با اجازه شما آن کامنت را اینجا می‌گذارم.

«همان‌طور که در صحبت‌های برخی دوستان هم مستتر بود، می‌شود موضوع رو در چارچوب “تصمیم بهینه” تحلیل کرد. اینکه بپذیریم هرکس کاری رو انجام می‌دهد که منفعتش به هزینه‌هایش بچربد. البته در محاسبه این سود و هزینه‌ها تنها نباید مولفه‌های عینی  که فرض بر این است که وزن‌های عینی و مشخصی دارند را به حساب آورد و مولفه‌های ذهنی هم دخیلند و هر شخصی بسته به دانش، تجربیات، عواطف، … وزنی به این مولفه‌های ذهنی می‌دهد و با یک جمع و تفریق بین همه این مولفه ها -که چندان فرایندش هم خودآگاه نیست- به تصمیم می رسد.

فرضا وقتی ذهن کسی به مصداقی از مصادیق فعالیت سیاسی(رای دادن، تشویق دیگران به رای دادن، خود را در معرض رای دیگران قرار دادن، مبارزه مدنی، مبارزه خشونت‌آمیز، …) معطوف می‌شود، آن شخص بسته به دانش، تجربه زیسته، عواطف، توانایی‌ها و … برآورد می کند که برای آن فعالیت خاص، سرجمع هزینه هایی مانند صرف وقت، صرف پول، به خطر افتادن موقعیت شغلی، به خطر افتادن موقعیت علمی، به خطر افتادن امنیت جانی، به خطر افتادن امنیت خانواده، به خطر افتادن رفاه، … در قیاس با سرجمع سودهایی چون کسب شهرت، کسب قدرت، کسب پرستیژ، کسب پول، احساس مفید بودن، بهبود موقعیت شغلی، بهبود فضای اطرافش، بهبود فضای کل کشور، … چه جایگاهی دارد و آیا بیشتر است یا کمتر. اگر سودهای انجام آن فعالیت خاص از هزینه‌هایش بیشتر باشد، آن کار را انجام می‌دهد و در غیر اینصورت انجام نمی‌دهد.

در پروسه این محاسبه البته هر شخصی معادلات خودش را دارد. به این معنا که ممکن است کسی مثلا کسب پرستیژ اجتماعی برایش وزن زیادی داشته باشد و از دست دادن پول برایش اهمیتی نداشته باشد و برای شخص دومی این برعکس باشد. به همین دلیل همین قدر که کسی فلان کار رو انجام می‌دهد و بهمان کار رو انجام نمی‌دهد، مطابق چارچوب گفته شده، می‌شود حکم کرد که او برای خودش عقلانی عمل کرده است.

حالا اگر شخص یا اشخاصی قصد داشته باشند که دیگران رو مجاب به فعالیت سیاست خاصی کنند، لازم است که به طرقی نشان بدهند که سودهای مادی و معنوی آن فعالیت به مضار مادی و معنویش می چربد و از آنجایی که چنین محاسبه‌ای عینیت ندارد و هر شخصی در محاسبه سود و هزینه‌هاش فرمول و رفتار خودش رو دارد، رهبری سیاسی از پیچیده‌ترین و مشکل‌ترین کارها می‌شود. فرضا برخی مواقع باید شخص رو آگاه به وجود پارامترهای دیگری کرد که قبلا در محاسبه‌اش نمی‌گنجانده است. بعضی مواقع آن شخص یا اشخاص باید روایت دیگری از اوزان سودها و زیان ها بدهند تا در محاسبه نهایی، سودها به زیان ها بچربد. در کل با چنین مبنایی، رهبری سیاسی موظف می‌شود به باوراندن روایتی از سودها و زیان‌های یک فعالیت سیاسی به دیگران که تحت آن روایت، سودها به زیان‌ها می چربد.»

وحید عابدینی: سخن پایانی، نجف آباد همواره در دهه‌های اخیر به‌عنوان یک شهر با فضای سیاسی شناخته شده است؛ ولی متاسفانه باید گفت که به دلیل نبود نهادهای سیاسی پابرجا و استوار، فعالیت‌های سیاسی در این شهر به‌صورت پراکنده بوده است و در بسیاری موارد نه‌تنها به هم‌افزایی نیروها نینجامیده، بلکه به ازهم‌گسستگی و افتراق و پراکندگی نیروها انجامیده است. سوال مهم این است که آیا مردم نجف‌آباد حاضرند برای شکل‌گیری احزاب و گروه‌ها و شخصیت‌های سیاسی مستقل و برجسته گام بردارند؟ اگر بله اولین گام ساختن خانه احزاب نجف آباد است. ای کاش خیرین نجف آباد دست‌به‌دست هم دهند و ساختمانی در نجف‌آباد برای فعالیت‌های سیاسی گروه‌های مختلف بسازند. این ساختمان می‌تواند شامل تعدادی اتاق (برای تشکیل جلسات گروه‌های سیاسی مختلف یا دفتر دائمی احزاب ) و یک یا چند سالن اجتماعات باشد. این اولین گام است که نشان می‌دهد نجف آباد عزم دارد به شهری با فضای سیاسی پویا تبدیل شود. امیدوارم این اتفاق بدون کمک حکومت و از سوی مردم این شهر صورت گیرد تا پشتوانه‌ای باشد برای تشکیل گروه‌های سیاسی مردمی و مستقل.

زهرا بیگدلی: سخن پایانی خاصی ندارم. ممنون از مصاحبه، زحمتی که می کشید و خوشحالم برای دغدغه مند بودن شما.

 

گفتگو از حکیمه پوراسماعیلی*

 

 

 

[ad_2]

لینک منبع