عکس نوشته فرزندم + متن

[ad_1]

شیرین دوستداشتنی میشوند فرزند های دختر یا پسری که از طرف خداوند هدیه داده میشوند,یک مجموعه از عکس نوشته های زیبا و دیدنی را درباره همین موضوع یعنی فرزند در این آلبوم از توپ تاپ تهیه دیده ایم که دارای کیفیت بالا و خوبی هستند میتوانید از این عکس های متن دار برای پروفایل خود در شبکه های اجتماعی مختلفی مانند اینستاگرام تلگرام و یا …استفاده نمایید و نظرات مطالب پیشنهادی یا تکست ها و استاتوس های پیشنهادی و زیبای خود را در مورد همین پست یعنی بچه های دختر و پسر داشتن را به توپ تاپ معرفی کنید

toptoop.ir عکس نوشته فرزندم

 

toptoop.ir عکس پروفایل فرزند زیبایم

 

toptoop.ir عکس نوشته دار فرزند نازم

 

toptoop.ir عکس پروفایل زندگیم یعنی فرزندم

 

toptoop.ir عکس نوشته فرزند مهربانم

 

toptoop.ir تصاویر متن دار فرزند عزیزم

 

 عکس پروفایل زندگی بدون فرزندم مفتم نمی ارزه

 

toptoop.ir عکس نوشته فرزندم تاج سرم

 

toptoop.ir عکس نوشته در مورد داشتن فرزند

 

toptoop.ir مطلب و تصویر با موضوع تمام هستی من فرزندم

برچسب ها: عکس نوشته , عکس پروفایل , تصاویر متن دار درباره فرزندم , مطلب و تصویر در مورد فرزند , عکس نوشته راجب فرزند , عکس نوشته داشتن فرزند

[ad_2]

لینک منبع

تنش رو به افزایش؛ گزارش اکونومیست از اختلافات در حاشیه خلیج فارس

[ad_1]

 

اهمیت قطر در منطقه

قطر به لحاظ وسعت، کشوری کوچک اما مهمی‌ است و بزرگ‌ترین تولیدکننده گاز مایع طبیعی و مرکز هواپیمایی منطقه به حساب می‌آید. اکنون روابط میان قطر و ایران در توسعه و گسترش بزرگ‌ترین میدان گازی دنیا یعنی میدان مشترک گازی پارس جنوبی، بیش از پیش بهبود یافته است. قطر میزبان بزرگ‌ترین پایگاه هوایی آمریکا به حساب می‌آید که تا پیش از این آمریکایی‌ها در آن احساس امنیت می‌کردند، اما با حضور ترامپ در کاخ سفید، اکنون هیچ‌کس اطمینان ندارد.

حل مشکلات و پیچ‌ و تاب‌های بحران قطر بسیار چالش‌‌برانگیز است. تلاش عربستان و امارات برای منزوی کردن قطر، از پیش تعیین‌ شده به نظر می‌رسد و احتمالا ربطی به اظهار نظرهای همدلانه امیر قطر درباره ایران ندارد. اکنون با این سوال مواجه هستیم که امارات و عربستان با قطع روابط دیپلماتیک، بستن مرزهای زمینی و حریم هوایی می‌خواهند به چه هدفی برسند. هفته گذشته، موضع واشنگتن دراین‌ باره مبهم بود: رکس تیلرسون وزیر امور خارجه آمریکا از سعودی‌ها و اماراتی‌‌ها خواست خونسردی خود را حفظ کنند؛ در حالی‌ که ۹۰ دقیقه بعد دونالد ترامپ قطر را به حمایت مالی از تروریست‌ها محکوم کرد. موضع دقیق آمریکا چیست؟ بسیاری از تحلیلگران معتقدند قطر در برابر این فشارها تسلیم نخواهد شد و پاداش و مزیت‌‌های دیپلماتیک آن به ایران می‌رسد. هیجان دیپلماتیک لزوما نتیجه موفقیت‌‌آمیزی ندارد. محمد بن سلمان که فهمید پیروزی در یمن به‌ آسانی میسر نمی‌شود، از به دوش کشیدن عنوان «معمار جنگ نظامی» شانه خالی کرد. قیمت پایین نفت مانع از موفقیت برنامه تحول اقتصادی او با عنوان «چشم‌انداز ۲۰۳۰» می‌شود. قطع یارانه‌‌ها که زندگی مردم عادی عربستان را دشوار کرده، ممکن است برخلاف میل محمد بن سلمان دوباره برقرار شود. رژیم عربستان در گذشته نیز سعی برای براندازی قطر داشته، اما با شکست مواجه شده بود. این بار هم هیچ دلیل قابل اثبات و محکمی برای فرستادن قطر به لیست سیاه ارائه نشده است، آنها مدعی‌اند که برخی از چهره‌های گروه‌های افراطی در قطر حضور دارند؛ از جمله آنها یوسف قرضاوی، سخنگوی اخوان المسلمین، خالد مشعل که تا همین اواخر رهبر گروه حماس بود، عباس مدنی از الجزایر و چندین تن از رهبران طالبان هستند.

از آنجا که کویت و عمان، یعنی دو عضو دیگر از شورای همکاری کشورهای حوزه خلیج فارس (GCC)، از این حرکت سعودی‌ها حمایت نکردند، می‌توان آنها را نیز به نوعی حامی قطر به حساب آورد.از طرفی رویداد‌های اخیر در منطقه نشان از آن دارد که ترامپ به راحتی توانایی به ثمر رساندن اهداف خود در منطقه خاورمیانه را دارد.عبدالفتاح السیسی، رئیس‌جمهوری مصر اعلام کرده است که به ترامپ اجازه خواهد داد تا وی بدون هیچ مانعی دشمنان مصر را مورد هدف قرار دهد.در ۲۳ ماه مه(۲ خرداد)، دو روز پس از آنکه ترامپ و السیسی یکدیگر را در ریاض ملاقات کردند، السیسی حریف بالقوه خودش را دستگیر و دسترسی به وب‌سایت‌های «مدی مصر»، روزنامه برجسته مصر و ۲۰ رسانه دیگر شامل الجزیره و «‌هاف پست» عربی را مسدود کرد. در بحرین نیز مقامات دولتی، ۵ نفر را کشتند و بیش از ۲۸۶ نفر را در خانه یک روحانی شیعه بازداشت کردند، مدت کوتاهی پس از آن هم آنها حزب اصلی مخالف و سکولار را منحل کردند.به نظر می‌رسد این شیوه‌ای است که آمریکا برای کمتر کردن ثبات در خاورمیانه پیش گرفته است و به وضوح دیده می‌شود که با یک صحبت کوتاه، توانایی از بین بردن اتحاد میان آنان را دارد.

[ad_2]

لینک منبع

سرپرستان حوزه‌های سردشت، مهاباد، پیرانشهر، نقده، چالدران، بوکان و سلماس سازمان عدالت و آزادی منصوب شدند

[ad_1]

مهدی مقدری، دبیرکل سازمان عدالت و آزادی در احکام جداگانه‌ای، سرپرستان ۷ حوزه سازمان عدالت و آزادی ایران اسلامی در استان آذربایجان غربی را منصوب کرد.

افراد زیر به پیشنهاد رییس منطقه استانی حزب برای راه‌اندازی دفتر تشکیلات ماموریت یافتند. گفتنی است، پیشتر نیز ۴ حوزه تشکیلاتی سازمان در این استان راه‌اندازی و فعال شده بود.

۱٫      صالح محمودی؛ سرپرست حوزه سردشت

۲٫      علی رضایی اصل؛ سرپرست حوزه چالدران

۳٫      بهروز صیامی تمر؛ سرپرست حوزه سلماس

۴٫      واحد بهراد؛ سرپرست حوزه بوکان

۵٫      خدایی؛ سرپرست حوزه مهاباد

۶٫      خضر پیروتی؛ سرپرست حوزه پیرانشهر

۷٫      محمد محرابی؛ سرپرست حوزه نقده

 

[ad_2]

لینک منبع

«گروه‌های خودسر» چه می‌خواهند؟ ؛ تحلیل ناصر فکوهی از حمله به رییس‌جمهور

[ad_1]

ناصر فکوهی*؛ سال ‌هاست افرادی که «گروه‌های خودسر» نام گرفته‌اند و کمابیش شناخته‌شده هستند، به افراد و برنامه‌ها و  مراسم و سخنرانی‌ها حمله می‌کنند.

این گروه‌ها که نظیرشان در همه جای دنیا وجود دارد با همان روش‌هایی که در سایر نقاط جهان مرسوم است، یعنی  روش‌های خشونت‌آمیز ِ لومپنی و اوباش کار خود را انجام می‌‌دهند و تنها تفاوتشان با سایر نقاط جهان به ویژه در کشورهایی نظیر آلمان، فرانسه، بریتانیا و آمریکا آن است که  آنجا بیشتر  شعارهای نژادپرستانه و ملی‌گرایی افراطی می‌دهند و هدف اصلی‌شان گروه‌های مدافع حقوق بشر و اقلیت‌ها و یا خود این اقلیت‌ها است (نظیر اردوگاه‌های پناهندگان) ولی اینجا خود را  پشت ظاهری از مقدس‌مابی و «انقلابی‌گری» پنهان می‌کنند که البته تقریبا هیچ کسی را فریب نمی‌دهد.

در تحلیل‌ها، گروهی معتقدند این افراد  «خودانگیخته» و «خودجوش» هستند و گروهی برعکس آنها را کاملا «سازمان‌یافته» می‌دانند. افزون بر این برخی تحلیلگران این گروه‌ها را نزدیک  به جناح اصولگرا می‌دانند  و برخی معتقدند که این‌ها به هیچ گروه خاصی از لحاظ سیاسی نزدیک نیستند. واقعیت به باور ما همواره چیزی میان این دو است، ولی هر کدام از این موارد در میان باشد در تحلیل ما چندان تغییری ایجاد نمی‌کند: منظر این است که نتیجه عمل این گروه‌ها را باید از دلایل شکل‌گیری آن‌ها جدا کرد و در این یادداشت ما به دنبال دلایل و حتی سازوکارهای درونی آن‌ها نیستیم که شاید در فرصتی دیگر، این کار را انجام دادیم، بلکه بیشتر تحلیل نتیجه کار آن‌ها هدفمان است.

ابتدا بگوییم که در واقعیت سیر ِ حوادث شاهد آن بوده‌ایم که در موارد مختلف، هدف این گروه‌ها  بیشتر جناح اصلاح طلب و همه مواردی بوده است که فضاهای آزادی و نشاط و حیات برای مردم به وسیله دولت‌ها و در چارچوب قوانین فراهم شده بوده است.

«گروه‌های خودسر» چه می‌خواهند؟

در عین حال در بسیاری موارد نیز (نظیر حمله به آقای لاریجانی و حمله به آقای مطهری) اصولگرایان  مورد یورش قرار گرفته‌اند. در این یادداشت هدف ما تحلیل سیاسی این  پدیده در رابطه با آخرین مورد این‌گونه حملات یعنی حمله گروهی از این افراد و دادن شعار علیه ریاست جمهوری در مراسم روز قدس امسال (۱۳۹۶) است.

در  تحلیل روابط و رویدادهای سیاسی و اجتماعی همیشه یکی از راه‌ها آن است که  از خود بپرسیم رویداد انجام شده  در کوتاه و دراز مدت به سود کیست؟ کارآگاهان نیز در تحقیقات پلیسی همیشه بر این  گزاره تکیه می‌زنند که ببینیم «جنایت به سود کیست؟».

به باور ما، به ویژه در این مورد آخر، تحلیل ماجرا چندان  کار سختی نیست.  به شرط آنکه دو رویداد را  که پشت سر هم اتفاق افتاده‌اند، در نظر بگیریم: نخست برگزاری انتخابات ریاست جمهوری  با مشارکت  بسیار بالای مردم و در حد ۴۴ میلیون نفری در کشور  بدون آنکه کوچکترین خشونتی اتفاق بیافتد و بدون آنکه اعتراضی جدی به  نتیجه آرا انجام شود.

این امر به خودی خود یک موفقیت بزرگ برای دموکراسی در حال شکل گیری ایرانی است و طبعا همه دشمنان آزادی و دموکراسی و حاکمیت مردمی که تنها دلیل پایدار ماندن جمهوری اسلامی تا امروز بوده است، را به خشم آورده و همه تلاش خود را از پیش از انتخابات برای پایین آوردن  سطح مشارکت و پس از آن برای بی اهمیت نشان‌دادن نتایجش انجام می‌دهند.

«گروه‌های خودسر» چه می‌خواهند؟

بنابراین  هدف  فراتر از آقای روحانی و تخریب ایشان و تخریب نظام دموکراتیک در حال شکل‌گیری و تثبیت است که بر خلاف بسیاری از کشورهای در حال توسعه به آن حد از بلوغ رسیده است که بتواند بدون  بروز خشونت  وارد فرایندهای   تبلیغاتی  و رقابت بین  نامزدها، برنامه های بزرگ خیابانی یا در سالن های بزرگ  تجمع، و سایر برنامه ها و به خصوص خود ِ فرایند  منظم انتخاباتی شود بدون آنکه خشونت پیش یا پس از انتخابات را شاهد باشیم.

نفی اینکه این انتخابات چنین موفقیتی را در برداشته به باور ما  بزرگترین هدف همه کسانی است که به هر دلیلی بر آن هستند که در ایران بی ثباتی و شکنندگی سیاسی و اجتماعی ایجاد کنند.

بنابراین مشخص می شود که در کوتاه و دراز مدت هدف این حمله به ریاست جمهوری آن هم پس از آن‌ که همه جناح‌ها و نهادها و شخصیت ها از بالاترین تا پایین‌ترین  مشروعیت و رسمیت ایشان را پذیرفته‌اند، چیست.

اما رویداد دوم که همان اندازه اهمیت دارد، روز قدس است. این روز به ابتکار جمهوری اسلامی  و به مثابه یکی از  استراتژی‌‌های اساسی  نظام در سیاست خارجی‌اش  به وجود آمد و  شکل مناسکی به خود گرفت، تا ضامن یک سیاست بین المللی باشد و آن دفاع از حقوق مردم فلسطین و مبارزه با یک دولت آپارتایدی و غیر‌قانونی یعنی اسرائیل باشد.

این روز و  راهپیمایی آن همواره  نمادی از وحدت ملی در این زمینه بوده است، به صورتی که  کم‌خردترین دشمنان حاکمیت در ایران نیز تلاش نمی کنند که  مستقیم به جنگ با این وحدت علیه سیاست خارجی  منطقه‌ای  ایران بروند.

کسانی هم که در این زمینه تردید داشتند با  حملات نظامی  آمریکا به افغانستان و عراق و سوریه و نتیجه این حملات پس از  بیش از ده سال برای این کشورها که آن‌ها را به  بیابان های تخریب شده تبدیل کرد، اغلب قانع شدند که در این منطقه، اگر ایران نتواند استقلال سیاسی و ژئو پلیتیک خود را حفظ کند، ممکن است سرنوشت مشابهی با آن کشورها داشته باشد و برای حفظ این موقعیت نیز باید در کشور ما پایبندی به اخلاق و دین، به قانون و دموکراسی انتخاباتی، به افزایش دائم ِ آزادی‌ها، به  قدرت‌دادن به جامعه مدنی، و به مبارزه با فساد و لومپنیسم و  گروه های لومپن، همواره در صدر برنامه همه گروه‌ها باشد و در این‌جا به نظرم باید اصلاح‌طلبان و اصولگرایان با یکدیگر به همگرایی برسند و در غیر این صورت هر دو بازنده خواهند بود.

با توجه به آنچه گفته شد،  حمله به ریاست جمهوری، آن هم در روز قدس مشخصا  اهداف روشنی را دنبال می کند: از میان بردن ثبات و آرامش کشور، همگرایی میان مردم، تخریب  چهره بین المللی  ایران و از میان بردن وحدت  ایرانیان در  موضوع سیاست بین المللی در منطقه است.

حال اینکه این حمله برنامه‌‌ریزی شده بوده یا  خودانگیخته، فرق چندانی در پی‌آمد‌های ماجرا ندارد و آن مساله را باید نیروهای مسئول مشخص و این افراد شناخته شده را به اشد مجازات برسانند.

اما حضور و تداوم کار این گروه ها و افراد شناخته شده و  برنامه های آن‌ها نشان می‌دهد که هدف همیشه همین بوده از  حمله به سفارت بریتانیا  تا حمله به سفارت عربستان سعودی،  از حمله  به سخنرانی  پراعتبارترین شخصیت های کشور تا  دادن شعارهای تند و غیر قابل اجرایی که جز به  تضعیف دولت و مردم ما در سطح بین المللی و گسترش فقر و نارضایتی بیشتر می انجامد و برعکس  ثروت ِ ثروتمندان را بیشتر و بیشتر می کند.

گروه‌های «خودسر» ثابت کرده‌اند که هدف کوتاه و دراز مدتشان مبارزه با  ثبات و امنیت و آزادی و دموکراسی در ایران  و حرکت در جهت ایجاد  نظامی شبیه به عربستان سعودی در ایران است که البته خیال خامی است اما چهل سال است  که  دولت‌های قدرت‌مدار جهان این خواب را در ذهن دارند که اگر  قدرت اقتدارمدار و غیر مردمی در ایران بر سر کار باشد منافع آنها بهتر تامین خواهد شد.

در این امر نیز شکی نیست، اما تنها یک  «مشکل»  بسیار بسیار بزرگ وجود دارد و آن اینکه مردمی که  با بیش از ۴۴ میلیون نفر در انتخاباتی گسترده  شرکت و همه (و نه فقط طرفداران آقای روحانی) پیروز شدند، را نمی توان  همچون  مردمانی که  هزاران سال است زیر  سلطه های قبیله‌ای و  سلطانی  زندگی می کنند، همچون کشورهای  سلطان نشین منطقه خاورمیانه اداره کرد، ولو با میلیاردها میلیارد دلار پول.

[ad_2]

لینک منبع

کلان‌شهرها؛ تهدید یا فرصت توسعه؟

[ad_1]

حبیب‌الله طاهرخانی: نقش شهرها به‌صورت عام و کلان‌شهرها به‌صورت خاص در فرآیند توسعه همیشه محل مناقشه بوده است. واقعیت این است که دنیا در حال شهری شدن بیشتر است و مرتبا بر تعداد شهرها و کلان‌شهرها به‌خصوص در جهان در حال توسعه افزوده می‌شود. بدون شک امروزه کلان‌شهرها به‌عنوان گره‌گاه‌های اتصال به اقتصاد جهانی مطرح شده‌اند و تبادل دانش، سرمایه، تکنولوژی، هنر و فرهنگ از طریق این نقاط گرهی انجام می‌گیرد.

کلان‌شهرها به دلیل ایجاد صرفه‌های حاصل از مقیاس بخش عمده ارزش افزوده اقتصاد‌های ملی را به خود اختصاص می‌دهند ارتباط کلان‌شهرهای جهانی با یکدیگر به درجه‌ای است که بعضا با اقتصاد ملی خود چنین ارتباطی ندارند. برفرض ارتباط بین نیویورک با لندن و پاریس و توکیو و هنگ‌کنگ بیش از دالاس یا هوستون است. تحولات در توکیو اقتصاد نیویورک را بیشتر تکان می دهد تا دالاس یا هوستون. بشر امروز هیچ‌گزینه دیگری برای پاسخگویی به نیاز رو به تزاید اشتغال به غیر از اتکا به کلان‌شهرها ندارد. امروز بانکوک است که اقتصاد تایلند را، بمبئی اقتصاد هند را، سئول اقتصاد کره را و شانگهای اقتصاد چین را پیش می برد. امروزه کسانی از معایب و ضعف‌های کلان‌شهرنشینی و توسعه‌ شهرها می‌گویند که فاقد مدل مشخص توسعه‌اند. وگرنه کیست که نداند اقتصاد کشاورزی و حتی صنعتی پاسخگوی خیل جمعیت وارد شده به بازار کار نیست. نگاه ما به شهرنشینی و افزایش کلان‌شهرها از نوع نگاه انفعالی و شهر‌ستیزانه به واسطه دارا نبودن مدل اقتصادی مشخص برای استفاده از این ظرفیت است.

کلان‌شهرها در اقتصاد ما به دلیل فقدان مدل اقتصادی مشخص به تهدید توسعه بدل شده‌اند. این کلان‌شهرها به واسطه نوع اقتصاد حاکم بر کشور و اقتصاد رانتی ناشی از فروش نفت به جای ایفای نقش موتور محرک توسعه ملی به مراکز مصرف درآمدهای حاصل از نفت بدل شده‌اند. مساله اصلی اقتصاد ما که می‌تواند کلان‌شهرها را تبدیل به فرصت توسعه کند تعریف خودمان در اقتصاد و تقسیم کار جهانی است. امکان دادن به توسعه فرصت‌های کسب و کار در کلان‌شهرها به خصوص در حوزه صنایع و خدمات خلاق و فراهم کردن ورود سرمایه‌های خارجی می‌تواند کلان‌شهرها را به جایگاه واقعی خود در اقتصاد بازگرداند. به نظر می‌رسد مدیریت کلان‌شهرها در آستانه شکل‌گیری و آغاز به کار شوراهای پنجم نیازمند خانه تکانی اساسی در نوع نگاه و مسوولیت‌هایشان نسبت به اداره شهر هستند. آنها باید از پیله سنتی ارائه‌دهندگان خدمات شهری درآیند و بسترساز توسعه اقتصاد شهری و ملی باشند. کلان‌شهرهای ایران برای وارد شدن به فرآیند توسعه در شرایط پسابرجام باید رویکردهای زیر را در اولویت قرار دهند:

-اهمیت دادن به بخش خصوصی و سرمایه‌گذاری آن

-طراحی ابزارهای مبتکرانه تامین مالی توسعه شهری

-یکپارچه‌سازی برنامه‌های توسعه اقتصادی شهر با برنامه‌های توسعه

(EDS کالبدی و فضایی) ضرورت تهیه استراتژی توسعه اقتصادی شهر

-مقررات‌زدایی و اعمال ضوابط و مقررات تسهیل کسب و کار در شهر

-بسترسازی برای فعالیت موسسات و نهادهای مالی و اعتباری داخلی و بین‌‌المللی

-حمایت از توسعه اقتصاد دانش‌بنیان در قالب قطب‌های رشد و پارک‌های علم و فناوری و صنایع و خدمات خلاق.

[ad_2]

لینک منبع

جایگزین بزرگراه‌ در ابرشهرها؛ گزارشی درباره ۵ پاتک شهرهای بزرگ دنیا به مزاحمت حرکت

[ad_1]

ابرشهرهای مختلف جهان با الگوبرداری از تغییراتی که یک دهه پیش با پذیرش «اثر معکوس بزرگراه‌سازی درون شهری»، در دستور کار شهرداران چند شهر پیشرفته قرار گرفت، در حال حاضر یکی پس از دیگری، شاهد اجرای طرح نجات شهروندان از «مزاحم حرکت» در شهر هستند.

 

بررسی‌های «دنیای اقتصاد» از میزان توجه حکومت‌های محلی به «بازخوردهای منفی از شهرهای خودرومحور» نشان می‌دهد: رفع دو چالش «حرکت در شهر» و «کیفیت زندگی در شهر» با یک اصلاح اساسی در محتوای سیاست‌‌ منسوخ توسعه شهر برای خودروها، به اقدام شاخص مدیریت شهری در عمده ابرشهرها تبدیل شده است. ماموریت اصلی، «احیای شهرهای پیاده‌محور» و توقف کامل ساخت «بزرگراه» به‌عنوان مزاحم حرکت روان شهروندان، است به‌طوری که در شهرهای بزرگ کشورهایی همچون آمریکا، کانادا، کره و برزیل، «پیاده‌رو»ها جایگزین بزرگراه‌ها شده‌اند.

 

تا اوایل قرن بیست و یکم، تصور می‌شد ساخت بزرگراه‌های درون شهری، جابه‌جایی در شهرها را تسهیل می‌کند و هزینه‌های نجومی این قبیل پروژه‌های عمرانی، به نفع شهر و شهروندان تمام می‌شود اما قفل ترافیکی در بزرگراه‌ها و سرایت آن به سایر شریان‌های حرکت خودرو در شهر، در نهایت، این معابر را به مزاحمان قطعی حرکت شهروندان تبدیل کرد. طرح تبدیل شهرهای خودرومحور به شهرهای پیاده‌محور، مطابق پژوهش‌های یک شهرساز آمریکایی، از مسیرهایی همچون «افزایش هزینه و ریسک سفر با خودروی شخصی در کوتاه‌مدت» و «تقویت شبکه ترکیبی حمل و نقل عمومی و پیاده»، اجرا شده است. در این طرح، با دوربرگردان حکومت‌های محلی برای دسترسی به شهر پیاده‌محور، در عمل، «کلان‌شهرهای ضدانسان»، با اقداماتی در جهت مهار تقاضای سفر با وسایل نقلیه شخصی، به تدریج، به «شهرهای دشمن خودرو» تغییر چهره پیدا می‌کنند. مهم‌ترین دستاورد این تغییر، بازگشت «آسایش و تسهیل حرکت» به شهرهای بزرگ است.

 

این طرح با ۵ پاتک به «مزاحم حرکت در شهر» قابل تحقق است که به ترتیب شامل، «اخذ عوارض ازدحام در بزرگراه‌های پرتردد»، «تبدیل تدریجی برخی بزرگراه‌ها به کوچک‌راه‌ها از طریق کاهش عرض معابر حرکت خودرو به نفع ساخت پیاده‌رو»، «کاهش مساحت پهنه‌های با کاربری انبوه مسکونی و تجاری به فضاهای باز برای پیاده‌روی و دوچرخه‌سواری»، «مناسب‌سازی فصلی پیاده‌راه و چشم‌نواز کردن نمای اطراف مسیرهای حرکت پیاده» و همچنین «ایجاد شبکه ترکیبی مترو-پیاده‌راه» می‌شود. در تهران به‌رغم بروز علائم روشن از شیوه غلط «توسعه بزرگراه‌ها به جای حمل‌ونقل عمومی»، شهر کماکان در خدمت خودروها قرار دارد.

 

در تهران متوسط سرعت حرکت خودرو از ۲۷ کیلومتر در اوایل دهه ۹۰ به ۲۵ کیلومتر در حال حاضر کاهش یافته در حالی‌که صدها کیلومتر مسیر تردد خودرو به شهر اضافه شده است.

 

پیش‌ به‌سوی شهرهای «پیاده‌محور»

پرسش بسیار مهمی که ذهن بسیاری از مدیران و طراحان شهری را در ادوار مختلف به خود مشغول کرده این است که ساختار شهرها باید چگونه باشد؟ بر اساس مطالعات صورت گرفته و تجارب به‌دست آمده شهرهای ایده‌آل برای سکونت ویژگی‌های بسیاری دارند که برای تشریح هر یک از آنها نیاز به گزارشی مفصل است. در این رابطه اما یکی از جدید‌ترین ویژگی‌هایی که برای شهرها مطرح می‌شود، «پیاده‌‌محور» بودن آنهاست. تاکنون طراحی بسیاری از شهرهای جهان به‌گونه‌ای بوده است که رفت‌وآمد خودروها در آنها با سهولت بیشتری انجام پذیرد.

 

جاده‌های عریض، پیاده‌روهای باریک، فضاهای سبز پراکنده و محوطه‌های پارکینگ چندهزار متری همه و همه شهرها را به مکان‌هایی دوستدار خودرو تبدیل کرده‌ است. خودروها که زمانی برای سهولت رفت‌وآمد و بهره‌مندی از آزادی بیشتر طراحی شده‌ بودند، این روزها به منبع اصلی آلودگی هوا، اتلاف وقت و تهدید جان انسان‌ها تبدیل شده‌اند. امروزه بیش از نیمی از جمعیت جهان در شهرها زندگی می‌کنند. شهرهایی که ساکنان آنها تا حد زیادی به ماشین‌ها وابسته‌اند. اما زمان آن فرا رسیده است تا با بازطراحی شهرها، ساختار آنها به‌گونه‌ای شود که اولین انتخاب افراد برای سفرهای درون‌ شهری‌شان «پیاده‌روی» باشد. در این رابطه جف اسپک، طراح و برنامه‌ریز با سابقه حوزه شهری کتابی را با عنوان «شهر پیاده‌‌محور: چطور مراکز شهری می‌توانند آمریکا را نجات دهند» نوشته است که در آن به‌طور مفصل ویژگی و قدم‌های دستیابی به شهرهای «پیاده‌محور» را تشریح کرده است.

 

پیاده‌روی، قدیمی‌ترین و شاید ابتدایی‌ترین شکل حمل‌ونقل انسان‌ها است. بسیاری از ما روزانه در سفرهای خود از این روش استفاده می‌کنیم. در واقع هرکسی برای رسیدن به خانه و محل کار یا به منظور ورزش و تفریح، در مسافت‌های کوتاه یا طولانی اقدام به پیاده‌روی می‌کند؛ بنابراین رسیدن به درکی کامل از مفهوم «پیاده‌روی» می‌تواند کمک بسیاری در تغییر شهرهایمان به محل‌هایی پیاده‌محور کند. اگر دنبال شهرهای «پیاده‌محور» هستیم باید در طراحی‌های شهری تجدیدنظر شود. بر این اساس باید، پهنه اختصاص یافته به کاربری ساختمان‌ها و مجتمع‌های ساختمانی و تجاری، کوچک‌تر و خیابان‌های مختص تردد خودروها، باریک‌تر شوند و فضاهای بیشتری در اختیار دوچرخه‌سواران و افراد پیاده قرار گیرد. در واقع امروزه عوامل متعددی باعث شده‌اند افراد جامعه به استفاده‌ از خودروهای خود و کنار گذاشتن عادت پیاده‌روی تشویق شوند. جف اسپک در کتاب خود ۹ عامل را برای رسیدن به شهرهای «پیاده‌محور» معرفی کرده که به این شرح است:

 

کنار گذاشتن ماشین‌ها: در اولویت قرار دادن خودروها برای سفرهای درون شهری صدمات جبران‌ناپذیری به شهرها وارد ساخته است. بخشی از این امر به آن خاطر است که مهندسان و مدیران شهری یک واقعیت را نادیده‌ گرفته‌اند: افزایش ظرفیت جاده‌های درون شهری علاوه بر اینکه به کاهش حجم ترافیک کمک نخواهد کرد، بلکه باعث افزایش آن و تشویق به استفاده بیشتر از خودرو نیز خواهد شد. از طرفی دیگر تقاضای القایی ناشی از ساخت جاده‌ها تنها محدود به آزادراه‌ها نمی‌شود، بلکه در مناطق مرکزی شهرها و در محل‌های مسکونی نیز جایگزین کردن خیابان‌ها به‌جای فضاهای پیاده‌روی می‌تواند به افزایش حجم ترافیک منجر شود. یکی از راهکارهایی که برای کاهش حجم ترافیک و استفاده از خودروی شخصی ارائه می‌شود وضع «عوارض ازدحام» برای کنترل جریان ترافیک خودرو در معابر شلوغ است. گرچه تجارب استفاده از این روش در برخی از شهرها موفقیت‌آمیز بوده است، اما برقراری تعرفه‌های ترافیکی راه‌حلی کوتاه‌مدت محسوب می‌شود. در این رابطه یکی از راهکارهای بلندمدت و پایدار برای تشویق به استفاده کمتر از خودروی شخصی و انتخاب پیاده‌روی در سفرهای روزانه، توسعه فضاهای مناسب و منحصر به پیاده‌روی و دوچرخه‌سواری است.

 

حمایت تمام‌عیار از پیاده‌روی: افزایش و بهبود وضعیت جاده‌های شهری به‌طور قطع باعث افزایش حجم ترافیک و سرعت خودروها خواهد شد. بنابراین در راستای حرکت به‌سوی جاده‌های کم‌ترافیک و تشویق افراد به پیاده‌روی و استفاده از حمل‌ونقل عمومی باید در شهرها، جاده‌هایی باریک (کوچک‌راه) و دوطرفه جایگزین بزرگراه‌ها و خیابان‌های یک طرفه شوند. در این‌ رابطه جف‌اسپک به دو نکته جالب در کتاب خود اشاره می‌کند: نخست او معتقد است که در برخی از خیابان‌ها باید علائم و توضیحات جاده‌ای برداشته شوند؛‌ چراکه خود رانندگان تشخیص می‌دهند زمانی که احتمال بروز حادثه وجود دارد، باید سرعت خود را کاهش یا مسیر خود را تغییر دهند؛ دوم، او با ایده پارکینگ‌های کنار جاده‌ای موافق است؛ چرا که معتقد است ماشین‌های پارک‌‌شده کنار خیابان‌ها می‌توانند عابران پیاده‌ را از خطرات ترافیک جاده‌ای محفوظ بدارند.

 

شکل‌دهی فضاها: فضاهای شهری باید به‌گونه‌ای طراحی شوند تا عابران پیاده در شرایط جوی و محیطی مختلف راغب باشند روش پیاده‌روی را برگزینند. در واقع امنیت و آرامش شهروندان در طول مسیر پیاده‌روی از نکات مهمی است که در انتخاب آنها در روش رسیدن به مقصد بسیار اثرگذار است.

 

کاشت درخت و ایجاد فضای سبز: بر اساس تحقیقات صورت‌گرفته، حجم درختان کنار جاده‌ای با کاهش تعداد تصادفات رابطه مستقیم دارد. با این حال برخی از مسوولان حمل‌ونقل عمومی ادعا می‌کنند که درختان کنار جاده باعث محدود کردن میدان دید می‌شود. در این رابطه جف اسپک در کتاب خود می‌نویسد که کاشت درختان در فضاهای شهری علاوه بر کاهش تصادفات جاده‌ای مزایای بی‌شمار دیگری نیز دارد. برخی از این ویژگی‌ها عبارتند از: خنک‌کننده طبیعی، کاهنده آلودگی هوا و تقاضای انرژی برای دستگاه‌های تصفیه، کاهش اثرات توفان‌ها، سیلاب‌ها و…

 

ساختمان‌هایی با ظاهر چشم‌نواز: علاوه بر محیط امن و آرام، فضاهای پیاده‌‌روی چشم‌نواز که توجه عابران را به خود جذب می‌کند می‌تواند به گرایش افراد به پیاده‌روی کمک کند. در واقع این مورد بیشترین وابستگی را به طراحی دارد. ساختمان‌های مسکونی، اداری و تجاری شکیل با پنجره‌های تمام‌قد رو به پیاده‌روها و درحالی که که تمام جزئیات معماری در آنها رعایت شده، می‌تواند برای عابران منظره‌ای دلنشین بیافریند.

 

حجم مناسب پارکینگ‌ها: وجود جای پارک کافی، باعث تشویق افراد به استفاده از خودروی شخصی خواهد شد. در حال حاضر در برخی از شهرهای جهان مازاد عرضه بسیاری برای جاهای پارک وجود دارد، جاهای پارکی که قیمت‌گذاری آنها کمتر از حد معقول است. بخشی از این مازاد عرضه به‌خاطر قوانین الزام‌آوری است که حداقل تعداد پارکینگ برای ساختمان‌ها مشخص کرده‌اند. در این رابطه کارشناسان و طراحان حوزه شهری پیشنهاد می‌کنند تا برای مجموعه‌ای از ساختمان‌ها یا مجتمع‌های اداری یک پارکینگ مشترک احداث شود. همچنین پیشنهاد می‌شود تا قیمت‌گذاری جاهای پارک در سطح بالاتری صورت گیرد به‌خصوص پارکینگ‌هایی که از موقعیت ویژه‌ای برخوردارند.

 

حمل‌ونقل مناسب: همان‌گونه که شهرهای «پیاده‌محور» از حمل‌ونقل مناسب بهره می‌برند، شبکه حمل‌ونقلی نیز کاملا به ویژگی «پیاده‌محوری» وابسته است. یکی از مثال‌ها در این زمینه، تجربه ناموفق احداث قطارهای برقی سطح شهر در دالاس آمریکا است. در این رابطه عواملی همچون تراکم پایین سکونت، حجم بالای جاهای پارک، مسیرهای پراکنده در مناطق پرازدحام شهری، خدمات ناکافی و نبود استفاده ترکیبی از فضاها باعث شکست چنین پروژه‌ای شد. بنابراین همزمان با توسعه حمل و نقل عمومی،‌ باید محرک‌های استفاده از حمل و نقل شخصی، محدود شود و تغییر فاز حرکت در شهرها، در نهایت، پیاده محوری را هدف قرار دهد.

 

استقبال از دوچرخه‌ها: آمستردام شهری است با جمعیت ۷۸۳ هزار نفری که روزانه ۴۰۰ هزار نفر از ساکنان آن از دوچرخه استفاده می‌کنند. یکی از قدم‌هایی که در زمینه رسیدن به شهر‌های «پیاده‌محور» باید برداشته شود، تلاش برای فراگیر کردن فرهنگ دوچرخه‌سواری است. با فراگیر شدن دوچرخه‌سواری در شهرها، شاهد کند شدن ترافیک جاده‌‌ای خواهیم بود. بنابراین جف اسپک در کتاب خود به مدیران شهری پیشنهاد می‌کند تا به‌جای استفاده از خطوطی باریک و مجزا در کنار جاده‌ها، جاده‌های اصلی در اختیار دوچرخه‌سواران قرار گیرد؛ چرا که در این حالت افراد رغبت بیشتری به استفاده از دوچرخه نشان خواهند داد.

 

استفاده ترکیبی: بر اساس تحقیقات صورت‌گرفته، شهرهایی که استفاده‌های متنوع از فضای محله‌ها دارند، به‌طور معناداری آمار پیاده‌روی در آنها بالاتر است. در این شهرها، شبکه ترکیبی از حمل و نقل عمومی و پیاده روی،‌ برای عبور و مرور ساکنان تدارک دیده شده است.

 

«پیاده‌محور»ترین شهرهای جهان

بر اساس فهرست پیاده‌محورترین شهرهای‌ آمریکا که از سوی پایگاه اینترنتی «والک اسکور» منتشر شده است، شهر نیویورک با کسب امتیاز ۹/ ۸۸ (بین صفر تا ۱۰۰)، پیاده‌محورترین شهر آمریکا در سال ۲۰۱۶ لقب گرفت. همچنین این شهر با داشتن امتیاز ۸۴ در بخش حمل‌ونقل، رده نخست این حوزه را نیز در میان کشورهای آمریکایی به خود اختصاص داده است. همچنین پایگاه اینترنتی «د کالچر تریپ» در رتبه‌بندی دیگر، ۱۰ شهر برتر جهان در زمینه شهرهای پیاده‌محور را معرفی کرده است. بر این اساس، ۱۰ شهری که پیاده‌روی، بیشترین رواج را در آنها دارد عبارتند از: فلورانس (ایتالیا)، نیویورک (آمریکا)، مراکش (مراکش)، پاریس (فرانسه)، ونکوور (کانادا)، بوینس آیرس (آرژانتین)، دوبرونیک (کرواسی)، ملبورن (استرالیا)، بوستون (آمریکا) و وینتیان (لائوس).

منبع: دنیای اقتصاد

[ad_2]

لینک منبع

مزایا و معایب کار در شبکه‌ها و ائتلاف‌ها

[ad_1]

همکاری بین سازمانی و تشکیل ائتلاف و شبکه‌سازی یکی از راه‌های موثر برای افزایش قدرت تاثیرگذاری بر سیاست‌های عمومی و همچنین تغییر رفتار اجتماعی است. اما تداوم ائتلاف‌ها و شبکه‌ها نیازمند مدیریت فعالانه است.

در زیر توصیه‌های ساده‌ای را برای اطمینان از تداوم همکاری بین سازمان‌ها و افزایش طول عمر ائتلاف ذکر کرده‌ایم

از یک هماهنگ‌کننده برای ائتلاف یا شبکه استفاده کنید. کسی را انتخاب کنید که هم از عهده رهبری و گره‌گشایی گروهی برآید و هم با مهارت‌های اداری آشنا باشد

وقتی در جلسات لابی‌گری شرکت می‌کنید، به هنگام صحبت مشخص کنید که آیا از طرف سازمان‌تان سخن می‌گویید و یا از طرف شبکه ترویج‌گری که سازمان شما عضوی از آن است.

یک نشانه آشکار برای این که بدانیم شبکه‌ای یا ائتلافی دچار مشکل است، کاهش اعضای آن است. هماهنگ‌کننده‌ها و مدیران سازمان‌ها باید پیوسته مراقب علائم هشداردهنده باشند

کم شدن اعضای شرکت‌کننده در جلسات، جلسات تکراری یا تشریفاتی؛ کشمکش میان اعضا؛ نبود شور و شوق و همچنین تحلیل رفتن منابع سازمان پیشگام ائتلاف از جملع علایم هشداردهنده است.

طرح از گری واترز، آیکان

هیلاری کولبی | یک ضرب المثل نیجریه‌ای می‌گوید، «اگر می‌خواهی تند راه بروی، تنها راه برو. اما اگر می‌خواهی مسیری طولانی را پیاده طی کنی، با دیگران همراه شو.» همکاری بین سازمانی و تشکیل ائتلاف و شبکه‌سازی به خصوص  برای انجام فعالیت‌های حمایت و ترویج‌گری یکی از مصداق‌های این ضرب‌المثل است. سازمان‌های مردم‌نهاد به صورت انفرادی و تنها قدرت کمتری برای تاثیرگذاری بر سیاست‌های عمومی و همچنین تغییر رفتار دارند و ائتلاف‌های سازمانی می‌توانند هم صدای آن‌ها را بهتر به گوش جامعه، سیاستگذاران و ذی‌نفعان برساند و هم دامنه و عمق فعالیت را گسترش دهد. اما همیشه تشکیل ائتلاف چاره‌ساز نیست. سازمان‌های مردم‌نهاد باید در ابتدا یک ارزیابی استراتژیک از برنامه خود، انتظاراتی که دارند و همچنین هزینه‌ها و فایده‌های ائتلاف انجام دهند و بعد تصمیم‌بگیرند که آیا به سراغ همکاری گروهی بروند یا نه.

کار در ائتلاف‌ها، اتحادها و شبکه‌ها هم مزایایی دارد و هم معایبی.

مزایایش این است که،

  • ✔ موجب همکاری سازمان‌ها و گروه‌هایی با مهارت‌ها و تجربه‌های گوناگون می‌شود.
  • ✔ به همکاری میان حامیان و اهداکنندگان مالی، مجریان و سیاستگذاران منجر می‌شود.
  • ✔ دوباره‌کاری صورت نمی‌گیرد چون فعالیت‌های سازمان‌ها هماهنگ شده است.
  • ✔ مشارکت میان طیف‌های گوناگون بر اعتبار و مشروعیت کارگروهی می‌افزاید.
  • ✔ مشارکت گروه‌های بیشتر به معنی داشتن «صدایی» رساتر و رسانه‌هایی متنوع‌تر است.
  • ✔ مشارکت افراد از حوزه‌های جغرافیایی گوناگون به حرکت شتاب می‌بخشد و بر افکار عمومی تاثیرگذار است.
  • ✔ همکاری باعث می‌شود که تقسیم کار و شراکت در منابع صورت گیرد.
  • ✔ اثرات هر واکنش منفی از جانب مسئولان و ذی‌نفعان در میان مشارکت‌کنندگان پراکنده و کم‌تاثیر می‌شود.

و معایبش این است که،

  • ✔ مستلزم صرف وقت و انرژی برای مدیریت فعالانه است.
  • ✔ روند دستیابی به هدف را شاید آهسته‌تر کند.
  • ✔ برنامه‌ریزی و توافق حتی در سطح یک مشارکت ساده ممکن است بسیار زمان‌بر باشد.
  • ✔ برای رسیدن به دیدگاهی مشترک و برنامه‌ای برای عمل شاید مجبور به مصالحه شوید.
  • ✔ بعضی شرکت‌کنندگان شاید بخواهند بیش از آن‌چه می‌بخشند دریافت کنند.
  • ✔ ممکن است که شهرت خاص سازمان شما کمرنگ شود.
  • ✔ بعضی از شرکت‌کنندگان شاید در پی این باشند که برای خود وجهه عمومی به دست آورند.

همان‌قدر که تشکیل ائتلاف‌ها مستلزم صرف وقت و توجه است، حفظ و نگهداری آن‌ها هم نیرو و منابع می‌خواهد. نباید تصور کنیم که وقتی یک همکاری‌ پایه‌ریزی می‌شود و شکل می‌گیرد دیگر کار تمام است. حفظ و نگهداری ائتلاف‌ها و شبکه‌ها نیازمند مدیریت فعالانه است. در زیر توصیه‌های ساده‌ای را برای اطمینان از تداوم همکاری بین سازمان‌ها و افزایش طول عمر ائتلاف ذکر کرده‌ایم:

مشارکت در شبکه ترویج‌گری را یک کار اضافی تلقی نکنید. اگر ترویج‌گری یکی از مسئولیت‌های شماست، به عهده گرفتن آن از طریق یک شبکه بخشی از کار شما خواهد بود. وجود شبکه‌ها مستلزم آن است که اعضای یک سازمان بخشی از وقت خود را صرف آن‌ شبکه‌ها کنند. سعی کنید در سازمان‌ خود در مورد زمانی که صرف کار شبکه‌ای می‌کنید و مسئولیت‌های که هر عضوی برای این کار دارد صحبت کنید.

سازمان خود را در جریان فعالیت‌های شبکه‌ای و پیشرفت کارتان قرار دهید. همکاران خود را تشویق به همکاری کنید و از آن‌ها بخواهید درباره پیش‌نویس بیانیه‌های کمپین، راهبردهای ترویج‌گری و موضوعات دیگر نظر بدهند. اگر چنین کنید در صورتی که در شبکه با تصمیم‌ها/فرآیندهای دشوار سیاسی روبه‌رو شوید سازمان شما از شما حمایت خواهد کرد. فراموش نکنید: این سازمان شماست که عضوی از اعضای شبکه است و نه شخص شما.

منتظر کار تمام و کمال نمانید. برای به عهده گرفتن فعالیت‌های ترویج‌گری منتظر نشوید تا تمام جنبه‌های یک کار شبکه‌ای و هدف و راهبرد ترویج‌گری را سروسامان دهید. به محض آن که زمینه‌های مشترک میان اعضا تا حدودی روشن شد، می‌توانید جلساتی اعم از خصوصی، جلسه با سیاستگذاران برای برقراری ارتباط و جمع‌آوری اطلاعات برگزار کنید؛ حتی اگر هنوز آمادگی آن را نداشته باشید که با مقامات بالا جلسات عمومی برگزار کنید. این دیدارها به شکل‌گیری هویت شبکه، یکی شدن اهداف، تعیین راهبرد ترویج‌گری و هماهنگی گروه کمک می‌کند. اگر پیش از اقدام و عمل بیش از حد منتظر شوید این خطر وجود دارد که شبکه به ویترینی برای سخن‌سرایی تبدیل شود. چنین وضعی تمایل اعضا به مشارکت فعالانه را از بین می‌برد.

از یک هماهنگ‌کننده شبکه استفاده کنید، حتی اگر به صورت پاره‌وقت و با حمایت مالی مشترک اعضا باشد. گزینه دیگر استفاده از عضوی از اعضای شبکه است، از چنین فردی بخواهید با سازمان خود صحبت کند تا زمان ویژه و اختیارات برای هماهنگ‌سازی در ضمن کار در اختیار او گذاشته شود. بدون وجود یک هماهنگ‌کننده، برای اعضا بسیار دشوار خواهد بود که در کنار مسئولیت‌های خود در سازمانشان، شبکه را هم حفظ کنند و به آن خدمات ارائه دهند.

  • ✔ وقتی می‌خواهید هماهنگ‌کننده تعیین کنید کسی را انتخاب کنید که از عهده رهبری و گره‌گشایی گروهی برآید نه این که فقط با مهارت‌های اداری آشنا باشد. یک هماهنگ‌کننده باید راه رسیدن به وفاق و هم‌زبانی را هموار کند و در صورتی که اختلاف عقیده‌ای پیش می‌آید او حکمیت کند. این کار مهارت‌‌های خاصی را می‌طلبد. زمانی که اجماع حاصل شد، او باید بتواند شبکه افراد را پشت سر خود متحد کند، بدون آن که بخواهد سلطه‌گری کند.
  • ✔ هماهنگ‌کننده ممکن است در بیرون از شبکه هم نماینده شبکه محسوب شود. هنگام انتخاب یا استخدام افراد مهارت‌هایی را در نظر بگیرید که برای این کار ضروری است.
  • ✔ وقتی هماهنگ‌کننده را انتخاب یا منصوب کردید و با او در مورد راهبرد ترویج‌گری شبکه به توافق رسیدید، اجرای سیاست‌های راهبردی را فقط به او واگذار نکنید.
  • ✔ او را تنها نگذارید. اطمینان حاصل کنید که در جلسات مذاکره و لابی‌گری یک یا دو نفر از دیگر اعضای شبکه او را همراهی کنند. در غیر این صورت سیاستگذاران شک خواهند کرد که شبکه شما واقعا یک شبکه باشد. گذشته از این، هماهنگ‌کننده باید فقط دیدگاه‌های مورد اجماع شبکه را نمایندگی کند. اگر سیاستگذاران موضوعاتی را مطرح کنند که در این دیدگاه نمی‌گنجد، بهتر است هر یک از سازمان‌ها خود پاسخگو باشند.

جایگاه خود را مشخص کنید. وقتی تحت لوای شبکه در جلسات لابی‌گری شرکت می‌کنید، به هنگام صحبت مشخص کنید که آیا از طرف سازمانی که شما را استخدام کرده است سخن می‌گویید و یا از طرف شبکه ترویج‌گری که سازمان شما عضوی از آن است. نظر دادن درباره موضوعی که شبکه در خصوص آن به دیدگاه واحدی نرسیده است ممکن است هم اعتبار همه شبکه را به شدت خدشه‌دار کند و هم به سازمان‌های عضو که چه بسا با شما هم‌نظر نباشند لطمه بزند.

وقتی مشکلی بروز می‌کند به آن توجه کنید. یک نشانه آشکار برای این که بدانیم شبکه‌ای یا ائتلافی دچار مشکل است، کاهش اعضای آن است. بعضی از اولین نشانه‌های هشداردهنده عبارتند از کم شدن اعضای شرکت‌کننده در جلسات، جلسات تکراری یا جلساتی که در آن‌ها صرفا اعلامیه‌ خوانده می‌شود و جنبه تشریفاتی دارند؛ عنادورزی بر سر قدرت و یا کشمکش میان اعضا؛ نبود شور و شوق در میان اعضا؛ و همچنین تحلیل رفتن غیرقابل قبول منابع سازمان پیشگام بر اثر تلاش‌هایی که برای تحکیم ائتلاف صورت گرفته است.
هماهنگ‌کننده‌ها و مدیران سازمان‌ها باید پیوسته مراقب علائم هشداردهنده باشند و با آگاهی از نگرانی‌های اعضا و اقدام کردن برای حل معضلات، پیوسته مشکلات را به حداقل برسانند. فرصت به دست آمده برای گفت‌وگو درباره آن‌چه موثر و آن‌چه ناموثر است برای هر کس که در ائتلاف سهیم است سودبخش است.

شبکه یا ائتلاف خود را نوسازی کنید. برای این کار می‌توانید از مشارکت در بین جلسات در گروه‌های برنامه‌ریزی کوچک یا کمیته‌های فرعی حمایت کنید. در مکانی جدید جلسه‌ای یک‌روزه برگزار کنید و درباره موضوع‌های چالشی یا هیجان‌انگیز صحبت کنید؛ برای گروه دوره آموزشی برگزار کنید؛ ترتیبی فراهم کنید تا سخنران‌هایی خارج از گروه به جلسات دعوت شوند و سخنرانی کنند یا تسهیلاتی فراهم کنید تا اعضا در کنفرانس‌ها شرکت کنند. مهم است که به شکلی فعال از تلاش‌ها و کمک‌های هر یک از اعضا قدردانی شود و نشان داده شود که به چنین تلاش‌هایی ارج گذاشته می‌شود. برگزاری دیدارهایی برای صرف ناهار در فاصله میان جلسات ائتلاف باعث می‌شود که شرکت‌کنندگان اصلی دور هم جمع شوند و فرصتی بیابند تا بهترین مشارکت خود را ارائه دهند و وزنه تاثیرگذاری خود را بالا ببرند. ائتلاف فقط برای تفریح و سرگرمی نیست، اما وقتی اعضا از همکاری با یکدیگر لذت ببرند، ائتلاف می‌تواند به شمار بیشتری از هدف‌هایش دست یابد.

موفقیت‌ها را ارج بگذارید و آن‌ها را با دیگران سهیم شوید تا روحیه افراد قوی شود و این احساس به وجود آید که ائتلاف در حل مشکل نقشی حیاتی داشته است. به دفعات اتفاق می‌افتد که ائتلاف‌ها به قدری دل‌مشغول مشکلات و گام‌های بعدی خود هستند که درنگ نمی‌کنند تا دستاوردهای خود را ببینند و قدر کار خود را بشناسند.

 

منبع: یاریکده

[ad_2]

لینک منبع

پیام تسلیت فوت مادر

[ad_1]

عکس متن و پیام تسلیت فوت مادر رسمی صمیمی دوستانه

 

پیام تسلیت فوت مادر

 

پیام تسلیت فوت مادر رسمی صمیمی دوستانه

فقدان مادر بزرگوارتان ما را نیز اندوهگین ساخت. غفران و رحمت الهی برای آن عزیز از دست رفته و سلامتی و طول عمر با عزت برای جناب عالی از پروردگار متعال خواهانیم.
******

اس ام اس تسلیت با متن صمیمی

همسفر در راه ماند… زندگی سخت است… لیک… در سفر باید بود… همراهتان از سفر ماند. سیلی سهمگین باور شاید نه سختی راه را مینماید که بایستی تنها رفت صبری باید تا آرامشی زاید.
******

متن کوتاه تسلیت مرگ مادر

اندوه ما در غم از دست دادن آن عزیز بزرگوار در واژه ها نمیگنجد تنها میتوانیم از خداوند برایتان صبری عظیم و برای آن مرحوم روحی شاد و آرام طلب کنیم.
******

پیام تسلیت فوت مادر

متن رسمی برای تسلیت فوت مادر

درگذشت مادر گرامیتان را به شما و خانواده محترم تسلیت عرض میکنم و آرزوی صبر و سلامتی برایتان دارم
از خداوند منان خواستاریم که به شما صبر عطا نماید.
******

پیام تسلیت فوت مادر با متن رسمی

مشیت الهی بـر ایـن تعلق گرفـته کـه بهار فرحناک زندگی را خـزانـی ماتمزده بـه انتظار بنشیند و این، بارزترین تفسیر فلسفـه آفـرینش درفـراخـنای بـی کران هـستی و یـگانه راز جـاودانگی اوسـت. درگذشت مادر عزیزتان را به شما و خانواده محترمتان تسلیت عرض نموده، برایشان از درگاه خداوند متعال مغفرت، برای شما و سایر بازماندگان صبر جمیل و اجر جزیل خواهانم.

 

 

خبر درگذشت مادر عزیزتان چنان سنگین و جانسوز است که به دشواری به باور می‌نشیند، ولی در برابر تقدیر حضرت پروردگار چاره‌ای جز تسلیم و رضا نیست خداوند قرین رحمتش فرماید.
******

پیام تسلیت برای فوت مادر

از شنیدن خبر فوت مادر گرامی تان بسیار متاثر شدم. بنده این واقعه دردناک را خدمت شما وخانواده محترم تسلیت عرض می کنم و از درگاه خداوند متعال برای جنابعالی صبر مسالت دارم.
******

پیام رسمی برای عرض تسلیت

کل من علیها فان و یبقی وجه ربک ذو الجلال و الاکرام. ضایعه درگذشت مادر مهربان و مومنتان را از صمیم قلب تسلیت عرض می کنم. خداوند متعال روح پاکش را با سرورش فاطمه زهرا محشور نماید و به بازماندگان صبر جزیل عنایت فرماید.
******

پیام تسلیت فوت مادر با متن صمیمی

درود
تسلیت واژه کوچکیست در برابر غم بزرگ شما
از خداوند صبر برای شما و خانواده محترم خواهانم
امیدوارم که غم آخر زندگیتان باشد.
******

 

عکس متن و پیام تسلیت فوت مادر رسمی صمیمی دوستانه

 

اس ام اس تسلیت

متن پیام تسلیت فوت مادر

در غم از دست دادن عزیزان به سوگ نشستن صبری میخواهد عظیم، برای شما و خانواده محترمتان صبر و شکیبایی و برای آن عزیز در گذشته غفران و رحمت واسعه الهی را خواستارم.
******

******

اس ام اس کوتاه برای عرض تسلیت

جناب آقا/ خانم…. اندوه بی پایان ما از این واقعه دردناک قابل وصف نیست
مصیبت وارده به شما و خانواده محترمتان تسلیت عرض مینمایم.
******

پیامک تسلیت برای فوت مادر

با نهایت تاسف در گذشت مادرتان را تسلیت عرض نموده واز خداوند متعال برای آن مرحومه رحمت وغفران وبرای شما طول عمر مسئلت دارم.
******

اس ام اس تسلیت

متن رسمی برای تسلیت مرگ مادر

انا لله و انا الیه راجعون «و هر از گاه در گذر زمان در گذر بی صدای ثانیه های دنیای فانی، جرس کاروان از رحیل مسافری خبر می دهد که در سکونی، آغازی بی پایان را می سراید» درگذشت مادر مهربانتان را به شما و خانواده محترمتان تسلیت عرض نموده برایشان از درگاه خداوند متعال مغفرت، برای شما و سایر بازماندگان صبر جمیل و اجر جزیل خواهانم.
******

اس ام اس تسلیت برای فوت مادر

ضایعه در گذشت مادر گرامیتان را خدمت شما و خانواده محترم تسلیت عرض نموده و برای آن عزیز علو درجات الهی را مسئلت داریم
******

پیام کوتاه برای عرض تسلیت

خداوند شما را اجر صابرین دهد که حضرتش فرمود: و بشر الصابرین الذین اذا اصابتهم مصیبه قالو انا لله و انا الیه راجعون. عرض تسلیت حقیر را بپذیرید.
******

 

عکس متن و پیام تسلیت فوت مادر رسمی صمیمی دوستانه

 

متن رسمی و کوتاه برای فوت مادر

از درگاه خداوند متعال برای آن مرحوم رحمت و مغفرت واسعه و برای جنابعالی و خانواده محترم صبوری و شکیبایی مسئلت می نمایم. خداوند قرین رحمتش فرماید.
******

پیام تسلیت

پیام کوتاه برای فوت مادر

از درگاه خداوند سبحان برای آن مرحومه غفران و رحمت الهی و برای حضرتعالی و دیگر سوگواران صبر و شکیبایی مسئلت می نمایم.
******

اس ام اس های کوتاه برای فوت مادر

با کمال تأسف باخبر شدیم مادر نازنینتان دار فانی را وداع گفت. این مصیبت را به شما و خانواده محترم تسلیت عرض می نمایم و از خداوند متعال برای متوفی طلب مغفرت دارم
******

متن رسمی برای تسلیت مرگ عزیز

خاموش شدن این شمع نورانی خدمت خانواده محترم شما تسلیت عرض می کنم و ازخداوند یکتا رفع درجات آن بزرگوار دربهشت اعلا و مزید فضل و رحمت پروردگار بی همتا برایتان وطول عمر همراه با سلامتی وحسن عاقبت خواهانم.
******

پیام تسلیت فوت مادر با زبان رسمی

انا لله و انا الیه راجعون
خبردار شدیم که مادر عزیزتان به رحمت خدا رفت
آرزو میکنیم که وسعت صبر خانواده ی این دوستان عزیز به اندازه ی دریای غمشان باشد.
با هم دعا کنیم تا خداوند بزرگ روح عزیز از دست رفته را قرین رحمت کند و خوب از این میهمان جدید پذیرایی کند.

[ad_2]

لینک منبع