شاخص‌ها؛ شناخت، انتخاب و پالایش آن‌ها

[ad_1]

شاخص‌ها عموما برای نشان‌ دادن تغییر ناشی از پیاده‌سازی و اجرای پروژه‌های مردم‌نهاد به کار می‌روند. شاخص‌ها را می‌توان در سطوح بسیار متنوعی قرار داد. انواع بسیار گوناگونی از شاخص‌ها وجود دارند که رایج‌ترین آن‌ها شاخص‌های کمی و کیفی هستند. بسته به موضوع و زمینه هر پروژه، شاخص‌ها را می‌توان به طرق مختلف تعیین و تصحیح کرد.

سازمان‌های مختلف برای شاخص تعریف‌های گوناگون دارند. اما به طور کلی می‌توان گفت که شاخص یک عامل یا متغیر کمی یا کیفی است که کمک می‌کند تا به نحو ساده و در عین‌حال قابل اطمینانی میزان موفقیت کار و یا پروژه‌مان را اندازه‌گیری کنیم.

باید دقت کنیم که «شاخص» را با «تغییر» اشتباه نگیریم. شاخص چیزی است که به ارزیابی تغییر کمک می‌کند، اما خودش آن تغییر خاص و مطلوب نیست.

شاخص‌ها علاوه بر اینکه برای سنجش تغییرات مورد نظر در پروژه یا برنامه‌ای به منظور ارزیابی خروجی، نتیجه یا تاثیرات آن‌ها تعریف می‌شوند، برای شناسایی تغییرات درون سازمانی و نیز تغییرات محیطی یا خارجی سازمان نیز مورد استفاده قرار می‌گیرند.

انواع مختلف شاخص‌ها

شاخص‌ها انواع گوناگونی دارند. یکی از تفاوت‌های اصلی مابین شاخص‌ها کمی یا کیفی بودن است.

  • ● شاخص‌های کمی به صورت ارقام، مانند واحدها، قیمت‌ها، نسبت‌ها، نرخ تغییرات یا ضرایب گزارش می‌شوند.
  • ● شاخص‌های کیفی به‌ صورت کلامی، در شکل جمله‌ها و بندهای مطالعات موردی و گزارش‌ها ارایه می‌شوند.

باید این نکته را در نظر داشت که نحوه بیان شاخص ماهیت کمی یا کیفی آن را تعیین نمی‌کند، بلکه این ویژگی در کاربرد شاخص در گزارش‌دهی مشخص می‌شود. اگر شاخص با بهره‌گیری از اعداد و ارقام گزارش شود، کمی است و اگر با کلمات گزارش شود کیفی خواهد بود. یکی از اشتباهات رایج این است که تصور می‌شود شاخص کیفی همیشه کیفیت تغییر را اندازه می‌گیرد؛ در حالی که اصلا اینطور نیست.

شاخص‌های کمی و کیفی هر یک دارای نقاط قوت و ضعف هستند و معمولا در پروژه یا برنامه هر دو نوع شاخص برای بررسی لازم است. برای مثال، مطالعه موردی (یا موردپژوهی) دقیق در مورد تغییرات در زندگی مردم مطلب زیادی را آشکار نمی‌کند، مگر این که در مورد تعداد افراد (یا آن بخشی از مردم) که مورد پژوهش بوده‌اند هم اطلاعاتی ارائه شده باشد. به همین ترتیب، گزارش در مورد تعداد افرادی که مشمول تاثیرات پروژه قرار گرفته‌اند به تنهایی کافی نیست و باید اطلاعاتی توصیفی تغییرات زندگی آن افراد را به تصویر کشیده باشد. رئوس برخی از تفاوت‌های موجود بین شاخص‌های کمی و کیفی در جدول زیر آمده است.

کمی                                                کیفی
نحوه بیاناعدادکلمات
پوششبیانگر اطلاعات مربوط به گستره و دامنه کار بیانگر اطلاعات دقیق درباره تغییرات اعمال شده در نقاط راهبردی
تحلیل تحلیل با بهره‌گیری از داده‌های آماری تحلیل از طریق خلاصه‌نویسی و جرح و تعدیل و رده‌بندی
محدودیت‌ها غالبا باید با رجوع به تحقیقات کیفی تفسیر شود اغلب محدود به تعداد کمی از افراد یا موقعیت‌هاست و بنابراین در خطر نامعتبر بودن قرار دارد

 

علاوه بر شاخص‌های کمی و کیفی، انواع دیگری از شاخص‌ها نیز وجود دارند که می‌توانند مفید باشند.

  • شاخص‌های مخلوط حاوی عنصری از هر دو نوع داده‌های کمی و کیفی هستند؛ مثلا: «تعداد و توصیف قوانین بازنگری‌شده در مورد حمایت از کودکان». از این شاخص‌ها می‌توان برای نشان دادن مقیاس و نیز عمق تغییر استفاده کرد. در مثال بالا، گزارش تعداد قوانین بازنگری‌شده بیانگر مقیاس تغییر است، اما توصیف هر مورد می‌تواند نشانگر طیف وسیعی از تغییرات گوناگون در قانونگذاری باشند که هر یک در اثر مداخله‌ها و فعالیت‌های ترویجی متفاوتی حاصل شده‌اند.
  • شاخص‌های امتیازدهی و رتبه‌بندی در زمره شاخص‌های کمی هستند. این شاخص‌ها گاهی به‌ طور مستقیم گردآوری می‌شوند، اما گاهی نیز ممکن است از داده‌های کیفی استنتاج گردند. نمونه آن امتیازدهی به میزان رضایت از چیزی بر اساس امتیاز یک تا ده است، یا رتبه‌بندی رضایت بر اساس دسته‌بندی‌های دیگر، مثلا: «بسیار راضی»، «راضی» و «ناراضی».
  • شاخص‌های بله یا خیر را می‌توان برای قید این که آیا اتفاقی رخ داده یا خیر مورد استفاده قرار داد. مثلا: «قانون جدید تا پیش از پایان سال ۱۳۹۸ شمسی به مورد اجرا در خواهد آمد.» (آری یا خیر؟)
  • تصویر همچون شاخص در برخی موارد استفاده می‌شود. تصاویر در کنار کلمات و اعداد می‌توانند حاوی اطلاعاتی باشند که شواهدی دال بر تغییر ارایه می‌کند. مثلا، عکس‌های قبل و بعد یک پروژه می‌توانند مقدار تغییر محیطی یک دهکده را نشان دهند.
  • شاخص‌های نیابتی که تغییر در پدیده یا فرآیند را به‌ طور غیرمستقیم اندازه‌گیری می‌کنند. به عبارت دیگر، شاخص نیابتی چیزی را مستقیما اندازه‌گیری نمی‌کند، بلکه از طریق پدیده‌ای دیگر تغییر را اندازه می‌گیرد. به عنوان مثال، میزان توزیع و استفاده از سرنگ‌های بهداشتی گاهی در قالب معیاری نیابتی برای سنجش کاهش نرخ ابتلا به ایدز استفاده می‌شود.
  • چارچوب همچون شاخص در جایی استفاده می‌شود که تغییرات حاصل از فعالیتی به‌ سهولت قابل پیش‌بینی نیستند. این نوع از شاخص قلمروی را تعریف می‌کند که انتظار می‌رود تغییر در آن رخ دهد؛ مثلا: «تغییر در سبک زندگی زنان پس از اجرای پروژه توانمندسازی زنان». معمولا این شاخص نباید برای اندازه‌گیری تغییر استفاده شود، بلکه باید «تصویری» از تغییر احتمالی را نشان دهد. شاخص‌های چارچوبی در سطح برنامه‌ غالبا متکی بر ثبت و خلاصه‌سازی شاخص‌های دقیق‌تری در کل پروژه هستند.

تعریف شاخص‌ها

روش رایج این است که شاخص‌ها را بر اساس معیار کمیت، کیفیت، زمان و مکان تعیین می‌شدند. مثلا فرض کنید که پروژه قصد دارد مرگ‌ومیر مادر و نوزاد را هنگام زایمان کاهش دهد، از چه طریق؟ از طریق تربیت ماما. حالا شاخص‌ها را بر اساس معیار کمیت، کیفیت، زمان و مکان می‌توان این‌طور نوشت:

  • کمیت: ۳۰۰ ماما
  • کیفیت: ۳۰۰ ماما که در روش‌های سنتی زایمان تعلیم دیده‌اند
  • زمان: ۳۰۰ ماما که تا پایان سال ۲۰۱۶ در روش‌های سنتی زایمان تعلیم دیده‌اند
  • مکان: ۳۰۰ ماما در جنوب اوگاندا که تا پایان سال ۲۰۱۶ در روش‌های سنتی زایمان تعلیم دیده‌اند

سازمان‌هایی که از شاخص‌ استفاده می‌کنند می‌توانند آن را با مبنا یا وضعیت موجود (baseline)، نقاط عطف حین اجرای پروژه (milestone) و نیز اهداف از پیش تعریف‌شده پروژه (target) نیز مقایسه کنند. اگر شاخص‌ها کمی باشند، در آن صورت وضعیت موجود، نقاط عطف کاری و اهداف هم شامل ارقام هستند. اگر کیفی باشند، موارد دیگر نیز توصیفی و متشکل از کلمات خواهند بود. جدول زیر چند مثال ساده را نشان می‌دهد.

شاخصمبنای موجود نقطه عطف اول نقطه عطف دومهدف نهایی
 درصد دختران ساکن در مناطق پروژه که در سال گذشته مورد خشونت قرار نگرفته‌اند٪۱۰٪۲۵۳۵٪٪۵۰
 تعداد کودکانی که سال اول تحصیلات ابتدایی را به پایان برده‌اند۰۶۰۰۸۰۰۱۲۰۰
 ظرفیت زنان سرپرست خانواری که در طول پروژه حمایت شدند تا کسب‌وکاری راه بیاندازند همسر توانایی ارایه طرح اشتغال مستقل را ندارد همسر قادر است با کمک بنگاه حامی طرح خود را ارایه دهد همسر قادر است طرح خود را به‌ طور مستقل ارایه دهد حداقل دو طرح از طرف بنگاه حامی با نظر مساعد دریافت شود
 سیاستی در مورد استفاده مشترک از چراگاه وجود دارد هیچ آیین‌نامه‌ای برای استفاده مشترک از چراگاه توسط بهره‌وران وجود ندارد مقامات محلی موافقت خود را برای بررسی مسئله و شرکت در جلسات اعلام کرده‌اند آیین‌نامه جدیدی پیشنهاد و برای بررسی بیشتر ارسال شده استآیین‌نامه استفاده مشترک از چراگاه با حمایت دولت محلی تصویب شد

 

از یک شاخص خوب انتظار می‌رود زمان و مکان را معین کند، در مورد این که گروه‌های هدف چه کسانی و در چه مکانی هستند کاملا روشن باشد، و ضمنا روشن کند که چارچوب زمانی برای ایجاد تغییر مطلوب چقدر است.

رابطه شاخص و ابزار

بعضی از شاخص‌ها را می‌توان با استفاده از روش‌های کاملا متنوع در جمع‌آوری و تحلیل داده‌ها گردآوری نمود. با وجود این برخی از شاخص‌ها تنها هنگامی معنا دارند که با ابزار یا روش‌های خاصی پیوند پیدا کنند که در گردآوری اطلاعات به‌ کار گرفته شده است. برای مثال، اگر یک نظر سنجی برای پرسیدن سوالی مانند «مشارکت خود در امور مدرسه را بالا، متوسط یا پایین می‌دانید؟» طراحی شده باشد، شاخص آن می‌تواند «تعداد و درصد دانش‌آموزان پاسخ‌دهنده که در امور مدرسه مشارکت بالایی دارند» باشد. بدون اینکه اول ابزار سنجش (در این‌جا نظرسنجی) را تهیه کنیم، این شاخص بی‌معنی خواهد بود.

در عین‌حال شاخص‌ها، به‌ خصوص شاخص‌های کمی، همیشه باید به زیربخش‌های مرتبط تفکیک شوند. این تفکیک سبب می‌شود که بتوانیم اطلاعات را برای نشان دادن تفاوت‌ها در تغییرات حاصل شده در گروه هدف از هم جدا کنیم. معیارهای معمول در تفکیک شامل جنسیت، سن، میزان تحصیلات، معلولیت، تمکن اقتصادی، محل اقامت و موارد دیگر است.

در جایی که بناست شاخص‌ها تفکیک شوند، اطلاعات مقایسه‌ای دیگر نظیر مبنا و وضعیت موجود، نقاط عطف حین اجرای پروژه و نیز اهداف از پیش تعریف‌شده نیز باید تفکیک شوند. به مثال زیر توجه کنید:

شاخصمبنای موجودهدف نهایی
درصد کودکان هدف که به اسهال دچار بوده‌اند، طی دو هفته اخیر در دهکده‌های اجرای برنامه؛ تفکیک شده بر اساس جنسیت
  • ٪۴۰
  • (٪۳۵ پسران)
  • (٪۴۵ دختران)
  • ٪۳۰
  • (٪۳۰ پسران)
  • (٪۳۰ دختران)

انتخاب و پالایش شاخص‌ها

برای ساختن یا انتخاب شاخص‌ها راه‌های بسیاری وجود دارد:

  • – شاخص را ممکن است خود مجریان پروژه یا برنامه پرورش دهند و بسازند.
  • – می‌توان از طریق بارش فکری با گروه وسیع‌تری از ذینفعان شاخص‌ها را انتخاب کرد.
  • – بسیاری از سازمان‌ها در مرحله‌ای از فرآیند کار تسهیلاتی فراهم می‌کنند تا بهره‌وران در انتخاب شاخص‌ها نقش داشته باشند. این شیوه یکی از جنبه‌های کلیدی نظارت و ارزیابی مشارکتی است.
  • – بعضی از سازمان‌ها لیست‌های چک‌کردنی یا فهرستی از شاخص‌های معمول دارند و شاخص‌ها را از آن انتخاب می‌کنند.
  • – بعضی از سازمان‌ها استفاده از شاخص‌های استاندارد برای برنامه‌های خاص یا بخش‌هایی از برنامه را الزامی می‌دانند، به‌خصوص اگر مایل باشند اطلاعات را تفکیک کنند.
  • – برخی از حامیان مالی از سازمان‌های دریافت‌کننده کمک‌هایشان می‌خواهند تا از شاخص‌های خاصی استفاده کنند.
  • – در برخی از حوزه‌ها مانند تندرستی، آب و بهداشت ممکن است شاخص‌هایی استفاده شود که در صنعت آن حوزه رایج است.

به‌ طور کلی هر چه ذی‌نفعان بیشتری در فرآیند دخیل باشند، حوزه اعمال نظر در تعیین شاخص‌ها بزرگ‌تر است. اما جنبه منفی قضیه آن است که فرآیند شناسایی، انتخاب و پالایش شاخص‌ها اغلب به زمان بیشتری نیاز خواهد داشت.

اغلب اوقات هر فرآیندی هم که مورد استفاده قرار گیرد، به طرح تعداد کثیری از شاخص‌های بالقوه منتهی می‌شود و معمولا شمار آن‌ها بیشتر از آن است که به‌ طور موثر استفاده شوند. بنابرین، هنگامی که گروهی از شاخص‌های ممکن شکل گرفتند، خوب است چند سوال بپرسیم تا معلوم شود چقدر واقع‌گرایانه هستند. گاهی پاسخ به این پرسش‌ها چه بسا باعث شود شاخص‌های بالقوه‌ای حذف شوند. این مسئله به محدود ساختن گزینه‌ها کمک می‌کند و نهایتا به شاخص‌هایی می‌رسد که واقع‌گراتر باشند. برخی از سوالات پیشنهادی را در جدول زیر ملاحظه می‌کنید.

 سوال‌هایی که هنگام پالایش شاخص‌ها باید پرسید
  • ● آیا اطلاعات لازم برای این شاخص را می توانید فراهم کنید؟ در این صورت اطلاعات را از کجا می‌آورید؟
  • ● احتمال صحت (اعتبار) این شاخص بالاست؟
  • ● به‌ دست آوردن این اطلاعات چقدر از نظر وقت کارمندان، وقت بهره‌وران و بودجه هزینه‌ دارد؟
  • ● در چه فواصل زمانی باید اطلاعات را جمع‌آوری کنید؟
  • ● آیا به اطلاعات مبنا نیاز دارید؟ در این صورت آن اطلاعات را از کجا پیدا می‌کنید؟
  • ● آیا کارکنان شما برای جمع‌آوری صادقانه و صحیح اطلاعات از توانایی (یا تمایل) لازم برخوردارند؟
  • ● این شاخص‌ها را تا چه حد می‌توانید به تلاش‌های خود نسبت دهید؟
  • ● آیا این شاخص چیزی را به شما می‌گوید که قبلا نمی‌دانستید؟
  • ● آیا به شما کمک می‌کند تا تصمیماتی بگیرید که در جهت بهبود عملکرد در آینده باشد؟
  • ● آیا به شما کمک می‌کند تا در قبال ذی‌نفعان گوناگون پاسخگو باشید؟
  • ● غیر از این‌ها چگونه به شما کمک می‌کند؟

 

هنگامی که شاخص‌ها انتخاب شدند آخرین گام عملیاتی کردن آن‌هاست. این کار با ارایه تعریفی روشن از هر شاخص و تعیین مسئول گردآوری اطلاعات و زمان و فواصل زمانی این کار و مشخص کردن ابزارها یا روش‌شناسی (متدولوژی) مورد استفاده انجام می‌شود.

باید توجه داشت که برخی شاخص‌ها ممکن است در طول اجرای پروژه پیدا و تعریف شوند و برخی دیگر ممکن است در این فاصله حذف یا اصلاح شوند. دلیل این است که روشن می‌شود شاخص تعیین شده برای اجرا یا بسیار دشوار است، یا گران، و یا به خاطر تغییراتی در وضعیت اجتماعی- اقتصادی حذف و اصلاح آن ناگزیر است؛ چنانکه ممکن است به صورتی که برنامه‌ریزی شده عمل نکند. سیستم یا رویکرد نظارت و ارزیابی جایی برای حذف و اضافه، و یا اصلاح گاه به گاه شاخص‌ها در نظر می‌گیرد.

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *