آینده ۹ کالای استراتژیک در بازار جهانی

[ad_1]

با توجه به آنکه در بازار شانگهای قیمت شمش روی به ۳۴۰۰دلار رسیده و میزان موجودی این کالا به ۳۰۰هزار تن در انبارهای ثبت‌شده کاهش یافته، بنابراین می‌توان انتظار داشت که قیمت ۲۷۰۰ دلاری شمش روی در بازار لندن در یک پروسه کوتاه‌مدت به سمت ارقام بالاتر حرکت کند یا حداقل ارقام فعلی را حفظ کند. خصوصا که هزینه تبدیل کنسانتره به شمش روی در حال افزایش است و تاییدی بر همین مدعا است. در ماه‌های اخیر نیز عرضه‌های سنگین و یک مرتبه‌ای از سوی انبارهای رجیستر نشده صورت گرفت اما تنها به تثبیت قیمت روی منجر شد و با رسیدن به فصل سرما در نیم‌کره جنوبی، میزان عرضه نمی‌تواند رشد کند. وضعیت کاتد مس متفاوت است. قیمت این محصول در شانگهای حدود ۵۹۰۰ دلار در روزهای اخیر معامله ‌شد که به مرور قیمت در بورس فلزات لندن خود را به همین عدد رساند و هم‌اکنون می‌توان گفت اختلاف قیمتی بین این دو بورس کالایی وجود ندارد. اعتصاب‌ها در معدن گراسبرگ اما همچنان میزان عرضه را پایین نگه داشته و بخش مهمی از تولید مس در شیلی صورت می‌گیرد که در نیم‌کره جنوبی قرار گرفته بنابراین ممکن است تغییرات آب و هوایی در حال‌حاضر باعث تضعیف عرضه شود که در نهایت قیمت مس را اندکی رشد دهد با این حال تصور می‌شود که قیمت مس در همین سطح و نزدیک به ۶هزار دلار باقی بماند.

شکر جهانی به مناسبات سیاسی آمریکا و کوبا مرتبط است و وضعیت آب و هوایی برزیل هم بر آن اثردارد. با توجه به اینکه میزان تقاضا در چین و هند به‌شدت در حال رشد است، در حالی که عرضه چندان صعودی نمی‌تواند باشد، در یک پروسه بلند‌مدت باید منتظر رشد قیمت شکر بود اما در کوتاه‌مدت روند صعودی، دور از ذهن است چون سیاست‌های ترامپ، ضد کوبا است و همین عاملی بر تضعیف قیمت شکر جهانی شده است. آمریکا مجدد در تلاش برای کاهش قیمت شکر جهت فشار بر این کشور است. سنگ‌آهن با مازاد عرضه مواجه است لذا روند قیمتی آن صعودی نخواهد بود. اما فولاد با کاهش ظرفیت در چین همراه شده و بعید است که قیمت فولاد جهانی کاهش یابد و از همه مهم‌تر سیاست‌های کشور چین بر این موضوع اثرگذار است. هم‌اکنون آمارها نشان می‌دهد شرکت‌های چینی در نیمه اول سال ۲۰۱۷ رشد ۲۰درصدی سودآوری نسبت به دوره مشابه سال ۲۰۱۶ را تجربه کرده‌اند و دولت چین در کنترل بحران اقتصادی احتمالی کاملا موفق عمل کرده و بانک‌های این کشور به‌خوبی توانسته‌اند بحران مسکن این کشور را کنترل کنند. با توجه به کاهش حجم تولید فولاد قیمت این محصول صعودی است اما بعید به نظر می‌رسد در بلند‌مدت قیمت سنگ‌آهن به سقف‌های قبلی بازگردد.

درخصوص زغال‌سنگ نیز می‌توان گفت برنامه‌های ترامپ با اهمیت است. اگر آمریکا از زغال‌سنگ بیشتر از گذشته استفاده کند می‌تواند تا حدی قیمت آن را حفظ کند، اما میزان عرضه هم بسیار مهم خواهد بود و بازار پیچیده‌ای به‌نظر می‌رسد که تا حدی قابلیت تحلیل قطعی ندارد. مازاد عرضه در بازار نفت حدود ۷۰۰هزار بشکه در مقطع فعلی است و عربستان باید میزان تولید را به زیر ۹میلیون بشکه برساند که با توجه به موقعیت سیاسی ایجاد شده بعید است به چنین امری تن دهد، در حالی که ایران پذیرای کاهش تولید نیست. در این فضا قیمت نفت می‌تواند به مرز ۳۵ دلار هم سقوط کند اما این موضوع پس از پایان فصل سرما در نیمکره شمالی خواهد بود. از طرف دیگر آمریکا ذخایر نفت خود را کاهش خواهد داد و چینی‌ها در حال افزایش ذخایر خود هستند. اینها نیز هر کدام اثرات مهمی بر قیمت نفت می‌گذارد. هم‌اکنون توفان در آمریکا میزان عرضه را ۱۰۰ هزار بشکه کاهش داده و قیمت نفت رشد کرده و به‌نظر می‌رسد برای یک پروسه سه ماهه این جریان وجود داشته باشد. بنابراین افزایش تولید کشورهای اوپک که در هفته‌های اخیر قیمت را کاهش داد، با این رویداد خنثی شده است.

وضعیت متانول در سطح ۲۶۰ تا ۲۷۰ دلار و اوره در ۱۸۰ تا ۲۰۰ دلار با ثبات به‌نظر می‌رسد. اوره در هفته‌های اخیر کف قیمتی خود را تجربه کرده و احتمال کاهش بیشتر نمی‌رود و متانول با توجه به قیمت گاز منطقه و زغال‌سنگ جهانی می‌تواند محدوده فعلی را حفظ کند و افت بیشتر آن دور از ذهن است، مگر اینکه محصولات پلیمری دچار کاهش قیمت شوند که باید دید اتان و اتیلن چه تحولاتی در نرخ را تجربه خواهند کرد. در یک نگاه کلان، باید گفت به دلیل آنکه رشد اقتصادی آمریکا در سال‌جاری برخلاف برنامه‌ریزی‌ها که ۳درصد بوده، نهایتا در سطح ۲ درصد می‌تواند محقق شود و همچنین تورم این کشور نیز روند کاهشی گرفته، لذا فدرال‌رزرو در نیمه دوم سال میلادی ممکن است نتواند نرخ بهره را افزایش دهد. همچنین اتحادیه اروپا، ژاپن و انگلستان قصد دارند سیاست‌های انقباضی‌تری (افزایش نرخ بهره یا توقف برنامه‌های محرک پولی) را در پیش گیرند و مجموع این دو رویداد باعث تضعیف شاخص دلار، تقویت تقاضا و رشد قیمت کامودیتی‌ها می‌شود. با توجه به آنکه بیش از ۵۰ درصد ارزش بازار کل بورس ایران به شرکت‌های کالامحور وابسته است، می‌توان امیدوار بود که روزهای بهتری برای شاخص کل بورس ایران در راه باشد./ دنیای اقتصاد 
 

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *